پانا گزارش می‌دهد؛

پاییز میان قفسه‌ها؛ یک روز در راسته کتاب‌فروشی‌های خیابان انقلاب

تهران (پانا) - تهران در روزهای پاییزی، میان صدای بوق خودروها، عبور شتاب‌زده عابران و خش‌خش برگ‌هایی که زیر قدم‌ها خرد می‌شوند، چهره دیگری از خود نشان می‌دهد. در قلب این شهر شلوغ، خیابانی وجود دارد که هنوز بوی کاغذ، جوهر و کتاب‌های قدیمی از آن به مشام می‌رسد؛ خیابان انقلاب، مسیری که سال‌هاست نامش با دانشگاه، کتاب، سینما، تئاتر و خاطرات چند نسل از دانشجویان و علاقه‌مندان فرهنگ گره خورده است.

کد مطلب: ۱۷۴۸۶۶۱
لینک کوتاه کپی شد
پاییز میان قفسه‌ها؛ یک روز در راسته کتاب‌فروشی‌های خیابان انقلاب

صبح هنوز به میانه نرسیده است که میدان انقلاب آرام‌آرام از جمعیت پر می‌شود. اتوبوس‌ها کنار ایستگاه توقف می‌کنند، تاکسی‌ها مسافران خود را پیاده می‌کنند و پله‌های مترو، پیوسته آدم‌هایی را به سطح خیابان می‌رسانند. برخی با کیف و کوله‌پشتی آمده‌اند، بعضی کاغذی در دست دارند که نام چند کتاب روی آن نوشته شده و عده‌ای نیز بی‌آنکه مقصد مشخصی داشته باشند، به سمت ویترین کتاب‌فروشی‌ها کشیده می‌شوند.

هوای پاییزی، کمی سرد و آسمان تهران خاکستری است. برگ‌های زرد و قهوه‌ای در گوشه پیاده‌رو جمع شده‌اند و باد، هر چند دقیقه یک‌بار آن‌ها را روی سنگ‌فرش خیابان پراکنده می‌کند. در این میان، تابلوهای رنگارنگ کتاب‌فروشی‌ها، نمای خیابان را از یکنواختی بیرون آورده‌اند؛ نام‌هایی که برخی از آن‌ها برای چند نسل آشنا هستند و بخشی از حافظه فرهنگی پایتخت به شمار می‌روند.

خیابانی که با کتاب شناخته می‌شود

مسیر میان میدان انقلاب تا چهارراه ولیعصر، تنها یک خیابان پرتردد در مرکز تهران نیست. حضور دانشگاه تهران، کتاب‌فروشی‌ها، مراکز نشر، سینماها، کافه‌ها و مجموعه‌هایی مانند تئاتر شهر، هویتی فرهنگی و دانشگاهی به این محدوده داده است. در این مسیر، کتاب پشت ویترین مغازه‌ها باقی نمی‌ماند؛ به پیاده‌رو می‌آید، در دست رهگذران دیده می‌شود، داخل کیف دانشجویان قرار می‌گیرد و گاهی موضوع گفت‌وگوی چند دوست در گوشه یک کافه می‌شود.

کمی دورتر از میدان، ویترین‌ها یکی پس از دیگری آغاز می‌شوند. پشت شیشه یکی از فروشگاه‌ها، رمان‌های تازه‌منتشرشده در کنار کتاب‌های کلاسیک قرار گرفته‌اند. فروشگاه بعدی به کتاب‌های دانشگاهی اختصاص دارد و چند قدم آن‌طرف‌تر، کتاب‌های کودک و نوجوان با جلدهای رنگارنگ توجه عابران را جلب می‌کنند.

تفاوت ویترین‌ها، تنوع مخاطبان این خیابان را نشان می‌دهد. اینجا می‌توان دانشجویی را دید که برای پیدا کردن یک منبع تخصصی، عنوان کتاب‌ها را با دقت بررسی می‌کند و در چند قدمی او، نوجوانی مقابل تصویر روی جلد یک رمان توقف کرده است. کمی آن‌طرف‌تر، رهگذری سالخورده با آرامش نام کتاب‌ها را می‌خواند؛ گویی میان آن همه عنوان، در جست‌وجوی خاطره‌ای قدیمی است.

در خیابان انقلاب، هر ویترین شبیه صفحه‌ای از یک کتاب بزرگ است؛ صفحه‌ای که بخشی از سلیقه، دغدغه و نیازهای فرهنگی جامعه را به نمایش می‌گذارد. کتاب‌های روان‌شناسی و موفقیت در کنار آثار ادبی قرار گرفته‌اند. کتاب‌های تاریخی، فلسفی، هنری، کمک‌آموزشی و دانشگاهی نیز سهمی از قفسه‌ها دارند. گاهی طراحی یک جلد یا جمله کوتاهی که روی آن نوشته شده، کافی است تا رهگذری از حرکت بایستد و چند لحظه به کتاب خیره شود.

از فهرست خرید تا کشف اتفاقی یک کتاب

بعضی‌ها با برنامه به خیابان انقلاب می‌آیند. نام نویسنده، عنوان کتاب و حتی ناشر را می‌دانند و مستقیم سراغ قفسه موردنظر می‌روند. اما گروهی دیگر، بدون انتخاب قبلی وارد کتاب‌فروشی می‌شوند. برای این افراد، قدم‌زدن میان قفسه‌ها بخشی از فرایند انتخاب است؛ دست‌کشیدن روی عطف کتاب‌ها، خواندن پشت جلد، ورق‌زدن چند صفحه و توقف مقابل عنوانی که تا چند دقیقه پیش حتی نامش را نشنیده بودند.

در یکی از کتاب‌فروشی‌ها، سکوت نسبی فضای داخل، تفاوت آشکاری با هیاهوی خیابان دارد. صدای ورق‌خوردن کتاب‌ها شنیده می‌شود و عطر کاغذ تازه با بوی کتاب‌هایی که مدت بیشتری روی قفسه مانده‌اند، در هم آمیخته است. قفسه‌ها از کف تا نزدیکی سقف بالا رفته‌اند و راهروهای باریک، بازدیدکنندگان را به بخش‌های گوناگون هدایت می‌کنند.

روی میزی نزدیک ورودی، تازه‌های نشر چیده شده‌اند. کتاب‌هایی با جلدهای براق و طراحی‌های امروزی در کنار آثاری قرار گرفته‌اند که سال‌هاست تجدید چاپ می‌شوند. این هم‌نشینی، فاصله میان نسل‌ها را کوتاه می‌کند؛ نویسنده‌ای از دهه‌های دور در کنار نویسنده‌ای جوان و تازه‌کار دیده می‌شود و یک اثر کلاسیک، شانه‌به‌شانه کتابی قرار می‌گیرد که مدت زیادی از انتشارش نگذشته است.

رهگذران داخل فروشگاه، هرکدام ضرب‌آهنگ مخصوص خود را دارند. یکی با شتاب عنوان‌ها را بررسی می‌کند و دیگری مدت زیادی مقابل یک قفسه می‌ایستد. بعضی‌ها کتاب را باز می‌کنند و همان‌جا چند سطر می‌خوانند؛ چند سطری که شاید تصمیم نهایی برای خرید را رقم بزند. گاهی نیز کتابی پس از چند دقیقه ورق‌زدن، آرام به جای خود بازمی‌گردد؛ نه از سر بی‌علاقگی، بلکه شاید به دلیل قیمتی که روی پشت جلد درج شده است.

برچسب‌های کوچک و یک انتخاب دشوار

قیمت کتاب، یکی از واقعیت‌های انکارناپذیر بازار نشر امروز است. عددهای درج‌شده روی برچسب‌ها، انتخاب را برای بسیاری از خریداران دشوار کرده‌اند. برخی افراد چند کتاب را از قفسه بیرون می‌آورند، قیمت‌ها را مقایسه می‌کنند و در نهایت فقط یکی را انتخاب می‌کنند. برخی نیز پس از گشتی طولانی، فروشگاه را بدون بسته‌ای در دست ترک می‌کنند.

کاغذ، چاپ، صحافی، حمل‌ونقل و هزینه‌های تولید، همگی بر قیمت نهایی کتاب اثر می‌گذارند؛ اما مخاطب در لحظه خرید، با حاصل جمع تمام این هزینه‌ها روبه‌رو است. برای دانش‌آموز یا دانشجویی که چند کتاب در فهرست خرید خود دارد، انتخاب میان کتاب‌ها ساده نیست. اولویت معمولاً با اثری است که برای درس و دانشگاه ضروری‌تر باشد و کتاب موردعلاقه، شاید به زمان دیگری موکول شود.

با وجود این، تماشای ویترین‌ها همچنان رایگان است. می‌توان در امتداد خیابان قدم زد، نام کتاب‌ها را خواند، جلدهای تازه را تماشا کرد و از تغییر سلیقه‌های ادبی باخبر شد. شاید همین تماشای ساده، یکی از دلایلی باشد که خیابان انقلاب هنوز برای دوستداران کتاب جذابیت دارد.

کتاب‌هایی بیرون از قفسه‌ها

همه کتاب‌های خیابان انقلاب پشت شیشه و داخل قفسه قرار ندارند. در بخش‌هایی از پیاده‌رو، کتاب‌ها روی بساط‌ها چیده شده‌اند؛ گاهی مرتب و دسته‌بندی‌شده و گاهی در کنار یکدیگر، بدون نظمی مشخص. رمان، فرهنگ لغت، کتاب دانشگاهی، مجله قدیمی و نسخه‌هایی که رنگ کاغذشان به زردی گراییده است، در کنار هم دیده می‌شوند.

کتاب‌های دست‌دوم، نشانه‌هایی از صاحبان پیشین خود دارند. نامی که با خودکار در صفحه اول نوشته شده، تاریخی که به سال‌ها قبل بازمی‌گردد، خطی زیر یک جمله یا یادداشتی کوتاه در حاشیه صفحه، هرکدام بخشی از زندگی پیشین کتاب را آشکار می‌کنند. چنین کتابی فقط یک متن چاپ‌شده نیست؛ شیئی است که از دستی به دست دیگر رسیده و رد زمان را با خود حمل کرده است.

بعضی رهگذران مقابل این کتاب‌ها بیشتر توقف می‌کنند. شاید میان آن‌ها اثری کمیاب پیدا شود یا کتابی که نسخه نو آن دیگر در دسترس نیست. گاهی نیز قیمت پایین‌تر، سبب می‌شود کتاب‌های دست‌دوم به گزینه‌ای مناسب‌تر تبدیل شوند. در خیابانی که قیمت کتاب‌های تازه ممکن است خریدار را مردد کند، این نسخه‌ها فرصتی دوباره برای خوانده‌شدن پیدا می‌کنند.

بااین‌حال، حضور کتاب‌های عرضه‌شده در پیاده‌رو، چهره‌ای دوگانه به خیابان داده است؛ از یک سو، کتاب را به فضای عمومی آورده و آن را در معرض نگاه رهگذران قرار داده است و از سوی دیگر، تشخیص وضعیت انتشار و اصالت برخی نسخه‌ها را برای خریدار دشوار می‌کند. میان این ازدحام، تفاوت کتاب قانونی، نسخه دست‌دوم و چاپ‌های غیرمجاز همیشه در نگاه نخست آشکار نیست.

بوی قهوه در همسایگی کاغذ

نزدیک ظهر، رفت‌وآمد در خیابان بیشتر می‌شود. دانشجویان از اطراف دانشگاه تهران به پیاده‌روها می‌آیند و کافه‌ها و غذاخوری‌های کوچک اطراف، آرام‌آرام شلوغ می‌شوند. بوی قهوه، چای و غذا با هوای سرد پاییزی در هم می‌آمیزد.

پیوند کافه و کتاب در خیابان انقلاب، اتفاق تازه‌ای نیست. سال‌هاست که بخشی از زندگی فرهنگی این محدوده، بیرون از کتاب‌فروشی‌ها و در کافه‌های اطراف جریان دارد. کتابی که چند دقیقه قبل از قفسه انتخاب شده است، گاهی روی میز یک کافه باز می‌شود. خرید تازه، موضوع گفت‌وگوی چند دوست می‌شود یا دانشجویی در گوشه‌ای آرام، مشغول خواندن و یادداشت‌برداری است.

این خیابان تنها محل خرید کتاب نیست؛ محلی برای مکث‌کردن، دیدن و فکرکردن نیز هست. در شهری که بسیاری از مسیرها تنها برای عبور طراحی شده‌اند، خیابان انقلاب هنوز به رهگذر اجازه می‌دهد مقابل یک ویترین بایستد، وارد کتاب‌فروشی شود یا چند دقیقه کنار بساط کتاب‌های قدیمی توقف کند.

دانشگاهی که بر چهره خیابان سایه انداخته است

در امتداد مسیر، دیوارها و سردر دانشگاه تهران بخشی جدانشدنی از منظره‌اند. حضور دانشگاه، از مهم‌ترین دلایل شکل‌گیری هویت کتاب‌محور این محدوده بوده است. نیاز دانشجویان به منابع درسی و تخصصی، به‌تدریج ناشران و کتاب‌فروشان را در اطراف این مرکز علمی گرد هم آورده و خیابان انقلاب را به یکی از اصلی‌ترین مراکز خرید و عرضه کتاب در پایتخت تبدیل کرده است.

نام رشته‌های مختلف را می‌توان روی تابلو فروشگاه‌ها دید؛ حقوق، پزشکی، مهندسی، علوم انسانی، هنر، زبان‌های خارجی و ده‌ها حوزه دیگر. بعضی فروشگاه‌ها به‌صورت تخصصی فعالیت می‌کنند و فضای آن‌ها بیش از آنکه شبیه یک کتاب‌فروشی عمومی باشد، به کتابخانه‌ای موضوعی شباهت دارد.

آغاز سال تحصیلی، حال‌وهوای این بخش از خیابان را تغییر می‌دهد. فهرست منابع درسی دوباره از کیف‌ها بیرون می‌آید و جست‌وجو برای نسخه مناسب آغاز می‌شود. پاییز برای خیابان انقلاب، فقط فصل برگ‌های زرد نیست؛ فصل بازگشت دانشجویان و جان‌گرفتن دوباره رفت‌وآمدهای علمی و فرهنگی نیز هست.

خیابانی میان گذشته و اکنون

در بعضی بخش‌ها، تابلوهای قدیمی و معماری ساختمان‌ها یادآور روزگاری دیگرند. برخی کتاب‌فروشی‌ها سال‌هاست در همین خیابان فعالیت می‌کنند و نامشان برای نسل‌های مختلف آشناست. ممکن است پدر یا مادری که زمانی برای خرید کتاب دانشگاهی به انقلاب می‌آمد، اکنون همراه فرزند خود مقابل همان ویترین‌ها قدم بزند.

بااین‌حال، خیابان در گذر زمان ثابت نمانده است. تعدادی از فروشگاه‌های فرهنگی جای خود را به فعالیت‌های تجاری دیگر داده‌اند، شکل عرضه کتاب تغییر کرده و فروش اینترنتی به رقیبی جدی برای خرید حضوری تبدیل شده است. مخاطب امروز می‌تواند بدون خروج از خانه، نام کتاب را جست‌وجو و آن را سفارش دهد؛ اما تجربه قدم‌زدن میان قفسه‌ها، دیدن اتفاقی یک عنوان و لمس کتاب پیش از خرید، چیزی نیست که صفحه تلفن همراه بتواند به‌طور کامل جای آن را بگیرد.

در خرید اینترنتی، مخاطب معمولاً همان چیزی را پیدا می‌کند که برای یافتنش جست‌وجو کرده است؛ اما در کتاب‌فروشی، ممکن است چیزی را کشف کند که اصلاً در جست‌وجوی آن نبوده است. جذابیت خیابان انقلاب نیز تا اندازه زیادی در همین کشف‌های پیش‌بینی‌نشده نهفته است.

عصر پاییزی و روشن‌شدن ویترین‌ها

بعدازظهر، آفتاب کم‌رمق پاییزی به‌تدریج پشت ساختمان‌ها پنهان می‌شود. سایه‌ها روی پیاده‌رو کشیده‌تر می‌شوند و سرمای هوا بیشتر خود را نشان می‌دهد. چراغ کتاب‌فروشی‌ها یکی پس از دیگری روشن می‌شوند و نور ویترین‌ها روی سطح پیاده‌رو می‌افتد.

در این ساعت، خیابان چهره شلوغ‌تری دارد. صدای عبور خودروها، اعلام ایستگاه اتوبوس، قدم‌های پی‌درپی عابران و گاه صدای فروشندگان در هم می‌آمیزد. بااین‌حال، پشت شیشه کتاب‌فروشی‌ها آرامش دیگری جریان دارد. کتاب‌ها بی‌حرکت در قفسه‌ها ایستاده‌اند و هر جلد، جهانی را در چند صد صفحه پنهان کرده است.

کسی با یک کیسه کوچک از فروشگاه بیرون می‌آید و کتابی را که خریده، دوباره نگاه می‌کند. دانشجویی کنار پیاده‌رو فهرست خود را بررسی می‌کند. کودکی دست در دست مادرش، مقابل کتاب‌های تصویری مکث می‌کند و رهگذری دیگر، بی‌توجه به ویترین‌ها از میان جمعیت می‌گذرد. خیابان همه این آدم‌ها را در خود جای داده است؛ کسانی که برای کتاب آمده‌اند و کسانی که مسیر روزانه‌شان به‌طور اتفاقی از کنار کتاب‌ها می‌گذرد.

رسیدن به چهارراه ولیعصر

هرچه مسیر به چهارراه ولیعصر نزدیک‌تر می‌شود، نشانه‌های هنرهای نمایشی پررنگ‌تر می‌شوند. حضور تئاتر شهر و نزدیکی مراکز هنری، امتداد فرهنگی خیابان را شکل می‌دهد. در این نقطه، کتاب، نمایش، سینما، موسیقی و زندگی روزمره شهری به یکدیگر می‌رسند.

چهارراه ولیعصر پایان جغرافیایی این قدم‌زدن است، اما روایت خیابان در اینجا تمام نمی‌شود. هر عابر بخشی از آن را با خود می‌برد؛ در قالب کتابی داخل کیف، تصویری از یک ویترین، جمله‌ای که هنگام ورق‌زدن خوانده یا خاطره‌ای که با دیدن نام یک کتاب قدیمی زنده شده است.

شب که از راه می‌رسد، رفت‌وآمدها اندکی آرام‌تر می‌شوند. بعضی کرکره‌ها پایین می‌آیند و کتاب‌هایی که تمام روز در معرض نگاه عابران بوده‌اند، پشت شیشه و در تاریکی نسبی باقی می‌مانند تا صبحی دیگر. پیاده‌رو خلوت‌تر می‌شود، اما خیابان همچنان بیدار است.

خیابانی که هنوز ورق می‌خورد

خیابان انقلاب را نمی‌توان تنها مجموعه‌ای از کتاب‌فروشی‌ها دانست. این خیابان بخشی از حافظه فرهنگی تهران است؛ مکانی که نسل‌های مختلف در آن کتاب خریده‌اند، درس خوانده‌اند، به سینما و تئاتر رفته‌اند، در کافه‌ها نشسته‌اند و مسیرهای تازه‌ای برای زندگی خود پیدا کرده‌اند.

امروز مشکلات اقتصادی، افزایش قیمت کتاب، گسترش فروش اینترنتی و تغییر شکل زندگی شهری، بر وضعیت این راسته فرهنگی سایه انداخته‌اند؛ اما ویترین‌ها هنوز روشن‌اند و کتاب‌ها همچنان رهگذران را به توقف دعوت می‌کنند. حتی اگر همه کسانی که مقابل یک ویترین می‌ایستند، کتابی نخرند، همین چند لحظه مکث نشان می‌دهد کتاب هنوز توانایی جلب نگاه‌ها را دارد.

پاییز در خیابان انقلاب فقط میان شاخه‌های درختان و برگ‌های ریخته بر پیاده‌رو دیده نمی‌شود؛ در رنگ کاغذ کتاب‌های قدیمی، در سکوت قفسه‌ها، در قدم‌های دانشجویان و در نور گرم ویترین‌هایی حضور دارد که مقابل آسمان خاکستری تهران روشن مانده‌اند.

خیابان انقلاب شبیه کتابی است که هر روز صفحه تازه‌ای به آن افزوده می‌شود؛ کتابی نوشته‌شده با صدای شهر، بوی کاغذ و ردپای آدم‌هایی که می‌آیند، چند لحظه میان قفسه‌ها می‌مانند و سپس در ازدحام تهران ناپدید می‌شوند. این کتاب هنوز بسته نشده است؛ هنوز می‌توان آن را قدم زد، تماشا کرد و آرام‌آرام ورق زد.

 

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار