کارشناس سلولهای بنیادی و گیاهان دارویی پژوهشسرای بوعلیسینای ملارد:
سلولهای بنیادی، معماران خاموش حیات و دریچهای به سوی پزشکی بازساختی است
ملارد (پانا) - کارشناس سلولهای بنیادی و گیاهان دارویی پژوهشسرای بوعلیسینای شهرستان ملارد، سلولهای بنیادی را «معماران خاموش حیات» دانست و گفت: قابلیت خودنوزایی و تمایز این سلولها، آنها را به یکی از شگفتانگیزترین جلوههای زیستشناسی نوین و پزشکی معاصر بدل کرده است؛ دانشی که با گسترش پزشکی بازساختی، افقهای تازهای برای ترمیم بافتهای آسیبدیده و درمان برخی بیماریها گشوده است.
محمدعلی نائینی صادقی، در گفتوگو با خبرنگار پانا، با تبیین جایگاه بنیادین سلولهای بنیادی در معماری حیات اظهار کرد: «سلولهای بنیادی را میتوان «معماران خاموش حیات» نامید؛ سلولهایی شگرف که در ژرفای ساختار خود، دو توانایی بنیادین خودنوزایی و تمایز را نهفته دارند؛ یعنی میتوانند هم به تکثیر و بازتولید خویش ادامه دهند و هم در مسیر تمایز، به سلولهای تخصصیافته گوناگون بدل شوند.»
وی در ادامه، به تفاوت ظرفیت تمایزی این سلولها اشاره کرد؛ ظرفیتی که مسیر سرنوشت سلول و دامنه توانایی آن برای تبدیلشدن به سلولهای تخصصی را مشخص میکند و افزود: «از منظر ظرفیت تمایزی، سلولهای بنیادی در گسترهای از همهتوانی تا تکتوانی قرار میگیرند؛ چنانکه سلولهای نخستین جنینی از بالاترین ظرفیت تمایز برخوردارند، در حالی که سلولهای بنیادی خونساز، بهعنوان سلولهایی چندتوان، توان تولید طیف گستردهای از سلولهای خونی را دارند، اما قادر به آفرینش تمامی انواع سلولهای بدن نیستند.»
نائینی صادقی در تشریح یکی از شناختهشدهترین کاربردهای درمانی سلولهای بنیادی، به نقش این سلولها در بازسازی دستگاه خونساز اشاره کرد و بیان کرد: «یکی از برجستهترین جلوههای این دانش در پزشکی، پیوند سلولهای بنیادی خونساز است؛ درمانی که در زبان رایج «پیوند مغز استخوان» خوانده میشود، هرچند سرچشمه این سلولها الزاماً مغز استخوان نیست و میتوان آنها را از خون محیطی یا خون بند ناف نیز به دست آورد.»
وی با تشریح سرنوشت سلولهای پیوندی پس از ورود به بدن و نقش آنها در بازآفرینی سلولهای خونی، افزود: «این سلولها پس از ورود به بدن، در مغز استخوان جای میگیرند و با استقرار در ریزمحیط خونساز، فرایند تولید سلولهای خونی سالم را از سر میگیرند. این شیوه در درمان برخی بدخیمیها و اختلالات جدی، از جمله لوسمی، لنفوم، نارسایی شدید مغز استخوان و شماری از بیماریهای ارثی خون و دستگاه ایمنی، جایگاهی ارزشمند یافته است.»
این کارشناس سلولهای بنیادی با اشاره به اینکه افق این دانش به پیوند سلولی محدود نمیشود، از گسترش آن در قلمرو پزشکی بازساختی سخن گفت و خاطرنشان کرد: «دامنه این دانش به پیوند محدود نمیشود و در قلمرو «پزشکی بازساختی»، افقهای تازهای برای ترمیم و بازآفرینی بافتهای آسیبدیده گشوده شده است؛ از ترمیم برخی آسیبهای قرنیه و درمان بعضی عوارض پس از پیوند گرفته تا بازسازی بافتها با بهرهگیری از فناوریهای سلولی و ژنی.»
نائینی صادقی با اشاره به حرکت شتابان پژوهشها از آزمایشگاه به سوی کاربردهای نوین پزشکی و با تأکید بر ظرفیت سلولهای بنیادی در بازآفرینی عملکردهای ازدسترفته، گفت: «در پژوهشی منتشرشده در سال ۲۰۲۵، سلولهای تولیدکننده انسولین که از سلولهای بنیادی حاصل شده بودند، پس از پیوند در گروه کوچکی از افراد مبتلا به دیابت نوع یک، توانستند تولید انسولین را آغاز کنند.»
وی با تأکید بر اینکه یافتههای نوین سلولی، چشماندازی امیدبخش برای آینده پزشکی ترسیم کردهاند، در پایان افزود: «این دستاورد میتواند چشماندازی امیدبخش برای آینده درمانهای سلولی ایجاد کند؛ با این حال، برای تبدیل چنین یافتههایی به درمانهایی پایدار و گسترده، همچنان به ادامه پژوهشها، ارزیابی دقیق ایمنی و بررسی اثربخشی و ماندگاری این روشها در شمار بیشتری از افراد نیاز است.»
ارسال دیدگاه