طنین خرد در قامت سپید
قم(پانا) - روز جهانی سالمند فرصتی است تا دوباره به نعمت وجود سالمندان جامعه که در عین سپیدمویی، منبع ارزشمند خرد و تجربه هستند، بیندیشیم.
سالمندی پایان فصل نیست بلکه تماشای بهارانی است که از پنجره چشمهای غبار گرفته اما پرحکایت به تماشا نشسته است. روز جهانی سالمندان تنها یک تقویم در میان صدها روز سال نیست بلکه تلنگری است بر جان جوان ما که دریابیم این سروهای کهن نه تنها ریشه در خاک تاریخ دارند بلکه ستونهای استوار خانه و کاشانه ما هستند.
وقتی به دستان گره خورده یک سالمند مینگریم باید الفبای عشق و رنج را بخوانیم. آن دستها همانهایی هستند که روزگاری طوفانهای زندگی را با مهربانی به آغوش کشیدند تا ما امروز در آرامش طلوع خورشید را نظاره کنیم. چه بیانصافی است اگر فراموش کنیم که هر چین و چروک بر صورتشان خطی از یک داستان پر فراز و نشیب است که اگر نبود امروز روایت زندگی ما اینگونه شیرین و استوار آغاز نمیشد.
ما در هیاهوی پرشتاب دنیای مدرن گاهی گمان میکنیم که سنت و تجربه مفاهیمی غبارگرفتهاند که باید به بایگانی سپرد. اما حقیقت این است که سالمندان کتابهای زندهی حکمت هستند. آنان کولهباری از تجربیات ناب هستند که با هیچ کلاس درسی و هیچ تکنولوژی پیشرفتهای به دست نمیآید. شنیدن صدای لرزان اما پر صلابتشان همچون گوش سپردن به موسیقی اصیل زندگی است صدایی که از کوچه پس کوچههای سالهای دور میآید و ما را به اصل خویش باز میگرداند.
احترام به سالمندان نه یک تعارف اخلاقی بلکه یک ضرورت انسانی برای بقای روح جامعه است. جامعهای که در آن گیسوی سپید مایه افتخار و خرد پیران چراغ راه جوانان باشد هرگز در تاریکی گم نمیشود. بیایید امروز نه فقط با کلمات بلکه با نگاهی سرشار از تکریم دستهای پینهبسته و مهربانشان را بفشاریم. بیایید یاد بگیریم که چگونه میتوان با وجود تمام خستگیها لبخندی بر لب داشت که حکایت از صبوری یک عمر دارد.
سالمندی غروب خورشید نیست بلکه طلوع بلوغی است که در پس سالها گذر از تندبادهای زمان به آرامشی ساحلی رسیده است. ما در هیاهوی پرشتاب روزگار گاهی فراموش میکنیم که این قامتهای خمیده و این گیسوان برف گرفته در واقع ریشههای استوار درخت زندگی ما هستند. روز جهانی سالمندان بهانهای است برای بازخوانی این کتیبههای کهن کتابهای زنده که هر خط پیشانیشان قصهای از عبور و هر نگاه عمیقشان دریایی از تجربه است.
شاید در نگاه نخست ما تنها فرسودگی را ببینیم اما حقیقت امر فراتر از ظاهر است. یک سالمند گنجینهای است که در تالار تجارب خویش رازهای مگوی زندگی را نهان دارد. آنان همانهایی هستند که روزگاری پیشقراولان میدانهای نبرد زندگی بودهاند طوفانها را به جان خریدهاند و از میان صخرههای سخت روزگار مسیرهای همواری ساختهاند تا ما امروز گام در راهی بگذاریم که پیشتر توسط آنان هموار شده است.
شنیدن صدای آنان گوش سپردن به نغمه اصیل گذشته است. وقتی یک سالمند از خاطراتش سخن میگوید گویی زمان متوقف میشود و ما به ضیافت تاریخ زنده دعوت میشویم. این موهبت دانشی است که در هیچ کتابخانهای یافت نمیشود و در هیچ دایره المعارفی نوشته نمیشود دانشی که تنها با زیستن به دست میآید. ما در مسیر پر پیچ و خم آینده نیازمند قطبنمای خرد آنان هستیم چرا که آنان میدانند کدام راه به سراب ختم میشود و کدام مسیر به سر منزل مقصود میرسد.
احترام به سالمندان فراتر از یک وظیفهی اخلاقی یک پیمان نانوشته با خود انسانیت است. جامعهای که در آن احترام به بزرگتر به مثابهی ستون خیمهی اخلاق نباشد دیر یا زود در طوفان بی هویتی فرو خواهد ریخت. وظیفهی ماست که نه فقط در این روز خاص بلکه در تک تک لحظات تقویم سایهسار این بزرگان باشیم. بیایید یاد بگیریم که چگونه با مهربانی دستهای لرزان آنان را بگیریم و به آنان یادآوری کنیم که هنوز حضورشان گرمابخش محفل خانواده و چراغ روشن راه جامعه است.
سخنم را با این کلام به پایان میبرم ، که سالمندی فصل برداشت محصول عمر است فصلی که در آن بذر رنجها به خوشههای طلایی حکمت بدل شدهاند. و چه زیباست کلام حافظ که گویی توصیف همین سیمای پر شکوه است:
پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت
آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد
روز جهانی سالمندان را به تمام سروهای سربلند روزگار، آنانی که جوانی خویش را چراغ راه ما کردند، شادباش میگویم. سالمندان عزیز، شما حافظان قصههای ناتمام ما هستید در این روز فرخنده دستهای مهربانتان را به مهر میفشاریم و از خداوند برایتان تنی سالم دلی شاد و سایهای مستدام بر سر این سرزمین آرزومندیم. قدر حضور شما را میدانیم که بی وجود این ریشههای استوار باغ زندگی ما رنگ و بویی نخواهد داشت.
ارسال دیدگاه