«پانا» در آستانه سیوهشتمین جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان، تاریخ این رویداد را مرور میکند؛ قسمت هفدهم
پروانهها در روزهای سخت؛ از «یدو» تا «بام بالا» و آزمون تازه جشنواره کودک
تهران (پانا) - دورههای سیوسوم و سیوچهارم جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان در شرایطی برگزار شدند که سینما با یکی از متفاوتترین دورههای تاریخ خود روبهرو بود. شیوع کرونا، تعطیلی سالنها و تغییر شیوه برگزاری رویدادهای فرهنگی، جشنواره کودک را نیز تحت تأثیر قرار داد. فیلمهایی مانند «یدو»، «بام بالا»، «بچهگرگهای دره سیب» و «تکتیرانداز» تلاش کردند در شرایطی متفاوت، ارتباط سینما با مخاطب کودک و نوجوان را حفظ کنند؛ دورههایی که بیش از همیشه نشان دادند استمرار یک جشنواره تنها به برگزاری آن محدود نمیشود، بلکه به توانایی آن برای سازگارشدن با تغییرات وابسته است.
جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان در دورههای سیوسوم و سیوچهارم وارد یکی از متفاوتترین مقاطع تاریخ خود شد. اگر در دورههای گذشته، مهمترین دغدغه جشنواره فاصله میان تولید فیلم و رسیدن آن به مخاطب بود، در این سالها یک چالش تازه نیز به آن اضافه شد؛ چگونگی ادامه حیات سینما در شرایطی که سالنهای نمایش با محدودیتهای جدی روبهرو بودند.
شیوع ویروس کرونا در سال ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰ بسیاری از رویدادهای فرهنگی را تغییر داد. جشنوارهها مجبور شدند بخشی از برنامههای خود را به فضای آنلاین منتقل کنند یا با شکلهای محدودتر برگزار شوند.
جشنواره کودک نیز از این شرایط جدا نبود. رویدادی که اساساً با حضور کودکان، خانوادهها، نمایشهای جمعی و فضای شهری معنا پیدا میکرد، حالا باید راهی برای ارتباط با مخاطب در شرایطی متفاوت پیدا میکرد.
دوره سیوسوم؛ جشنواره در سایه کرونا
سیوسومین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۹۹ برگزار شد؛ دورهای که بخش مهمی از آن تحت تأثیر شرایط کرونایی قرار داشت.
با وجود محدودیتها، برگزارکنندگان تلاش کردند چراغ این رویداد خاموش نشود. برگزاری جشنواره در چنین شرایطی بیش از آنکه تنها یک رقابت سینمایی باشد، تلاشی برای حفظ ارتباط میان سینمای کودک و مخاطبانش بود.
اما شرایط جدید یک واقعیت مهم را آشکار کرد؛ سینمای کودک بیش از هر حوزه دیگری به تجربه جمعی وابسته است. تماشای فیلم در کنار دوستان، حضور در جشنواره، دیدن واکنش کودکان در سالن و ارتباط مستقیم با فیلمسازان، بخشی از تجربه این سینماست که بهسادگی قابل جایگزینی نیست.
«یدو»؛ کودک در دل تاریخ
مهمترین فیلم دوره سیوسوم، «یدو» به کارگردانی مهدی جعفری بود؛ فیلمی که توانست پروانه زرین بهترین فیلم بلند این دوره را دریافت کند.
«یدو» روایتی از روزهای آغازین جنگ تحمیلی و مقاومت مردم آبادان بود؛ اما برخلاف بسیاری از آثار جنگی، داستان را از زاویه نگاه یک کودک دنبال میکرد.
این ویژگی، یکی از نقاط مهم فیلم بود. کودک در این اثر تنها شاهد اتفاقات تاریخی نبود، بلکه شخصیت اصلی روایت محسوب میشد؛ کودکی که در مواجهه با شرایط دشوار، تلاش میکند جهان اطراف خود را بفهمد و جایگاه خود را در آن پیدا کند.
سینمای کودک و نوجوان در ایران بارها نشان داده است که میتواند به موضوعات بزرگ تاریخی و اجتماعی بپردازد؛ به شرط آنکه روایت از سطح نگاه کودک فاصله نگیرد.
«یدو» نیز در همین مسیر حرکت میکرد؛ استفاده از یک موقعیت تاریخی برای روایت تجربهای انسانی درباره ترس، مسئولیت، خانواده و امید.
«بچهگرگهای دره سیب»؛ خیال در کنار واقعیت
در کنار فضای تاریخی «یدو»، فیلم «بچهگرگهای دره سیب» به کارگردانی فریدون نجفی نیز از آثار قابل توجه این دوره بود.
این فیلم تلاش میکرد به دنیای نوجوانان نزدیک شود و در عین حال از عناصر خیال و ماجراجویی استفاده کند.
یکی از چالشهای مهم سینمای نوجوان، پیدا کردن تعادلی میان واقعیت و جذابیت داستانی است. نوجوان امروز نیاز دارد مسائل واقعی زندگی خود را ببیند، اما در عین حال به قصهای نیاز دارد که او را با خود همراه کند.
آثاری مانند «بچهگرگهای دره سیب» نشان میدادند سینمای نوجوان برای ادامه مسیر خود نیازمند توجه بیشتر به شخصیتپردازی، جهان داستانی و دغدغههای واقعی این گروه سنی است.
دوره سیوچهارم؛ ادامه مسیر در شرایط تازه
سیوچهارمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان در سال ۱۴۰۰ برگزار شد؛ دورهای که همچنان با آثار و پیامدهای دوران کرونا همراه بود.
با وجود دشواریهای موجود، جشنواره تلاش کرد به روند برگزاری خود ادامه دهد و بار دیگر فیلمهای کودک و نوجوان را در معرض دید مخاطبان قرار دهد.
در این دوره، توجه به مفهوم خانواده، دوستی، تجربههای نوجوانانه و موضوعات اجتماعی در بسیاری از آثار دیده میشد.
جشنواره در این سالها بیش از گذشته نیاز داشت خود را با شرایط جدید هماهنگ کند؛ شرایطی که در آن نهتنها تولید فیلم، بلکه شیوه تماشای فیلم نیز تغییر کرده بود.
«بام بالا»؛ بازگشت به فضای شاد کودکانه
یکی از فیلمهای مورد توجه دوره سیوچهارم، «بام بالا» به کارگردانی یاسر احمدی بود؛ اثری که تلاش میکرد با فضای کودکانه و خانوادگی، مخاطب خردسالتر را هدف قرار دهد.
حضور فیلمهایی با فضای شاد و سرگرمکننده، برای سینمای کودک اهمیت زیادی دارد. کودکان نیاز دارند در کنار مواجهه با موضوعات جدی، فرصت تجربه شادی، بازی و خیال را نیز داشته باشند.
«بام بالا» یادآوری میکرد که سینمای کودک فقط محل طرح مشکلات و مسائل اجتماعی نیست؛ بلکه باید بتواند جهانی جذاب و پرنشاط برای مخاطب خود بسازد.بخش بینالملل؛ سینمای کودک در روزهای محدودیت
دورههای سیوسوم و سیوچهارم جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان در شرایطی برگزار شدند که ارتباط میان سینماهای جهان نیز تحت تأثیر همهگیری کرونا قرار گرفته بود.
بخش بینالملل جشنواره، که در دورههای مختلف یکی از راههای آشنایی کودکان ایرانی با تجربههای سینمایی کشورهای دیگر بود، در این سالها با شرایط متفاوتی مواجه شد. بسیاری از جشنوارهها و رویدادهای جهانی به سمت نمایشهای آنلاین رفتند و ارتباط مستقیم میان فیلمسازان، مخاطبان و جشنوارهها محدودتر شد.
با این حال، حضور آثار خارجی همچنان اهمیت خود را حفظ میکرد. سینمای کودک در جهان تجربههای بسیار متنوعی دارد؛ از فیلمهای فانتزی و ماجراجویانه گرفته تا آثاری که به مسائل اجتماعی کودکان میپردازند.
تماشای این آثار میتوانست برای فیلمسازان ایرانی فرصتی باشد تا با شیوههای تازه روایت، تکنیکهای جدید و نگاههای متفاوت به دوران کودکی آشنا شوند.
جشنواره کودک تنها محل رقابت فیلمها نیست؛ بلکه میتواند فضایی برای گفتوگو میان فرهنگها باشد؛ گفتوگویی که به کودکان اجازه میدهد جهانهای مختلف را ببینند و تجربه کنند.
کرونا و تغییر تجربه جشنواره
یکی از مهمترین ویژگیهای دورههای سیوسوم و سیوچهارم، تغییر مفهوم حضور در جشنواره بود.
در دورههای گذشته، جشنواره کودک با حضور گسترده کودکان، خانوادهها، مدارس، برنامههای شهری و نمایشهای جمعی شناخته میشد. شهر میزبان در روزهای جشنواره رنگ دیگری پیدا میکرد و کودکان بخشی از یک رویداد بزرگ فرهنگی بودند.
اما شرایط کرونایی این تجربه را تغییر داد.
کاهش حضور فیزیکی، محدودیت سالنها و تغییر شیوه ارتباط با مخاطب، نشان داد که جشنواره باید علاوه بر حفظ سنتهای گذشته، برای شکلهای جدید ارتباط نیز آماده باشد.
این تجربه میتوانست فرصتی برای بازنگری در شیوههای معرفی و نمایش فیلمهای کودک باشد؛ از استفاده بیشتر از بسترهای آنلاین گرفته تا پیدا کردن راههای تازه برای ارتباط با مدارس و خانوادهها.
اما در عین حال، یک واقعیت مهم را نیز آشکار کرد: سینمای کودک بدون تجربه جمعی تماشای فیلم، چیزی از هویت اصلی خود را از دست میدهد.
کودک، فیلم را فقط روی پرده نمیبیند؛ او واکنش دوستان، هیجان سالن، گفتوگو پس از فیلم و حضور در یک فضای فرهنگی را نیز تجربه میکند.
فاصله قدیمی میان جشنواره و اکران
دورههای سیوسوم و سیوچهارم نیز مانند سالهای قبل با یک پرسش قدیمی همراه بودند؛ سرنوشت فیلمهای جشنواره پس از پایان رویداد چه میشود؟
بسیاری از فیلمهای کودک در جشنواره دیده میشوند، جایزه میگیرند و مورد توجه قرار میگیرند، اما مسیر رسیدن آنها به مخاطب گسترده همچنان دشوار است.
شرایط کرونایی این مشکل را پیچیدهتر نیز کرد. تعطیلی یا محدودشدن فعالیت سالنهای سینما، فرصت اکران بسیاری از آثار را کاهش داد.
اما حتی پیش از کرونا نیز سینمای کودک با چالشهایی مانند کمبود سالن مناسب، تبلیغات محدود و نبود برنامه مشخص برای نمایش آثار کودک مواجه بود.
فیلم کودک برای دیدهشدن نیازمند حمایت بیشتری در مرحله پس از تولید است؛ زیرا مخاطب اصلی آن معمولاً به تنهایی تصمیمگیرنده خرید بلیت نیست و خانوادهها و نهادهای فرهنگی در این مسیر نقش مهمی دارند.
پروانههایی که در سختترین شرایط پرواز کردند
مرور دورههای سیوسوم و سیوچهارم نشان میدهد جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان در یکی از دشوارترین دورههای خود تلاش کرد استمرار داشته باشد.
«یدو»، «بچهگرگهای دره سیب»، «بام بالا» و دیگر آثار این دورهها نشان دادند که سینمای کودک ایران همچنان ظرفیت روایت داستانهای متنوع را دارد؛ از تاریخ و جنگ گرفته تا خیال، خانواده و تجربههای نوجوانانه.
اما این دورهها بیش از هر زمان دیگری ثابت کردند که آینده سینمای کودک تنها به تولید فیلم وابسته نیست.
یک فیلم زمانی موفق است که بتواند به مخاطب خود برسد؛ کودکی که باید آن را ببیند، دربارهاش حرف بزند و با شخصیتهایش ارتباط برقرار کند.
جشنواره میتواند نقطه آغاز باشد، اما برای آنکه یک فیلم زندگی طولانیتری داشته باشد، به مسیری فراتر از اختتامیه و دریافت جایزه نیاز دارد.
جمعبندی؛ جشنوارهای که یاد گرفت تغییر کند
دورههای سیوسوم و سیوچهارم را میتوان دوره آزمون سازگاری جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان دانست.
این رویداد در شرایطی ادامه یافت که بسیاری از عادتهای قدیمی سینما تغییر کرده بود. جشنواره مجبور شد راههای تازهای برای ارتباط با مخاطب پیدا کند و در عین حال، هویت اصلی خود را حفظ کند.
این دو دوره نشان دادند که جشنواره کودک تنها به فیلمها وابسته نیست؛ بلکه به تجربهای جمعی از فرهنگ، آموزش، خانواده و ارتباط اجتماعی وابسته است.
پروانههای زرین این سالها در شرایطی اهدا شدند که سینما روزهای آسانی را پشت سر نمیگذاشت. اما اهمیت جشنواره در همین دورهها بیشتر مشخص شد؛ حفظ یک فضای فرهنگی برای کودکان، حتی زمانی که ارتباطهای معمول دشوار شده است.
در قسمت هجدهم این پرونده، دورههای سیوپنجم و سیوششم بررسی میشود؛ دورههایی که جشنواره پس از عبور از بحران کرونا، دوباره به دنبال بازسازی ارتباط با مخاطب، بازگشت به فضای شهری و تعریف تازهای از آینده سینمای کودک و نوجوان بود.
ارسال دیدگاه