«پانا» در آستانه سی‌وهشتمین جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان، تاریخ این رویداد را مرور می‌کند؛ قسمت سیزدهم

بازگشت پروانه‌ها به نصف جهان؛ از «سلام بر فرشتگان» تا «گورداله و عمه غولی»

تهران (پانا) - پس از چند سال میزبانی همدان، جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان بار دیگر به اصفهان بازگشت؛ شهری که پیش‌تر نیز سابقه میزبانی این رویداد را داشت. دوره‌های بیست‌وپنجم و بیست‌وششم، آغاز فصل تازه‌ای برای جشنواره بود؛ فصلی که در آن فیلم‌هایی چون «سلام بر فرشتگان»، «آهوی پیشونی سفید»، «باد و مه»، «فرزندخوانده» و «گورداله و عمه غولی» تلاش کردند مسیر متفاوتی برای سینمای کودک ترسیم کنند. با این حال، بازگشت جشنواره به اصفهان نیز نتوانست پرسش قدیمی را حل کند؛ اینکه آیا موفقیت یک فیلم در جشنواره می‌تواند تضمینی برای ارتباط پایدار آن با کودکان باشد یا نه.

کد مطلب: ۱۷۴۴۲۴۱
لینک کوتاه کپی شد
بازگشت پروانه‌ها به نصف جهان؛ از «سلام بر فرشتگان» تا «گورداله و عمه غولی»

جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان در طول سال‌های برگزاری خود بارها میان دو مسئله اصلی در رفت‌وآمد بوده است؛ مسئله نخست، برگزاری یک رویداد فرهنگی پرشور برای کودکان و نوجوانان و مسئله دوم، ساختن یک جریان واقعی در سینمای کودک.

تجربه دوره‌های گذشته نشان داده بود که جشنواره می‌تواند در چند روز، شهر میزبان را به مرکز توجه سینمای کودک تبدیل کند، اما آزمون اصلی پس از پایان جشنواره آغاز می‌شود؛ زمانی که فیلم‌ها باید از فضای رقابت خارج شوند و به مخاطب اصلی خود برسند.

دوره‌های بیست‌وپنجم و بیست‌وششم، از این نظر اهمیت ویژه‌ای داشتند. جشنواره پس از چند سال حضور در همدان، بار دیگر به اصفهان برگشت؛ شهری که بسیاری آن را یکی از پایگاه‌های اصلی سینمای کودک ایران می‌دانستند. بازگشت به اصفهان می‌توانست فرصتی برای پیوند دوباره جشنواره با یک هویت شهری و فرهنگی باشد، اما همچنان مسئله اکران و تداوم ارتباط با مخاطب، مهم‌ترین چالش باقی ماند.

دوره بیست‌وپنجم؛ آغاز دوباره در اصفهان

بیست‌وپنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۹۰ در اصفهان برگزار شد. بازگشت جشنواره به این شهر پس از چند سال، اتفاقی مهم برای برگزارکنندگان و علاقه‌مندان سینمای کودک بود. اصفهان که پیش از این نیز میزبان دوره‌هایی از جشنواره بود، بار دیگر فضای شهری خود را در اختیار رویدادی قرار داد که هدف اصلی آن ارتباط با کودکان و نوجوانان بود.

در این دوره، فیلم «سلام بر فرشتگان» به کارگردانی فرزاد اژدری و تهیه‌کنندگی حسن علیمردانی عنوان بهترین فیلم بخش سینمای ایران را به دست آورد. فیلم تلاش می‌کرد با ترکیب فضای خانوادگی، تخیل و مفاهیم اخلاقی، روایتی نزدیک به جهان کودک ارائه دهد.

«سلام بر فرشتگان» از جمله آثاری بود که نشان می‌داد سینمای کودک ایران همچنان به دنبال پیدا کردن زبان تازه‌ای برای ارتباط با مخاطب کم‌سن‌وسال است. این فیلم به جای تکیه صرف بر مسائل آموزشی، تلاش می‌کرد از عناصر خیال، احساس و روابط خانوادگی استفاده کند؛ عناصری که بخش مهمی از تجربه کودکی را تشکیل می‌دهند.

با این حال، همانند بسیاری از آثار این حوزه، مسئله فقط ساخت فیلم نبود. سینمای کودک برای ماندگاری نیازمند شبکه‌ای از تبلیغ، نمایش و ارتباط با خانواده‌هاست. فیلمی که در جشنواره دیده می‌شود، اگر نتواند پس از آن مسیر مشخصی برای رسیدن به مخاطب پیدا کند، بخش مهمی از هدف خود را از دست می‌دهد.

«آهوی پیشونی سفید»؛ بازگشت خیال به سینمای کودک

یکی دیگر از آثار مهم این دوره، «آهوی پیشونی سفید» ساخته سیدجواد هاشمی بود؛ فیلمی که به سراغ فضای فانتزی و افسانه‌ای رفت. این اثر تلاش می‌کرد از ظرفیت قصه‌های خیال‌پردازانه و شخصیت‌های متفاوت استفاده کند؛ مسیری که سال‌ها یکی از نیازهای جدی سینمای کودک ایران محسوب می‌شد.

سینمای کودک فقط مجموعه‌ای از پیام‌های آموزشی نیست. کودک به جهانی نیاز دارد که در آن تخیل، ماجراجویی، ترس، شگفتی و رویا حضور داشته باشد. «آهوی پیشونی سفید» در همین مسیر حرکت می‌کرد و تلاش داشت فاصله میان کودک ایرانی و جهان‌های فانتزی سینمای جهان را کمتر کند.

حضور چنین فیلم‌هایی نشان می‌داد بخشی از سینمای کودک ایران به اهمیت خلق جهان‌های داستانی پی برده است؛ اما چالش اصلی همچنان باقی بود: آیا صنعت سینما امکان تولید مستمر چنین آثاری را دارد یا هر چند سال یک‌بار تنها شاهد نمونه‌هایی پراکنده خواهیم بود؟

«باد و مه»؛ نگاه انسانی به کودک

در بخش بین‌الملل این دوره، «باد و مه» ساخته محمدعلی طالبی مورد توجه قرار گرفت و پروانه زرین بهترین فیلم بلند بخش بین‌الملل را دریافت کرد.

محمدعلی طالبی از فیلمسازانی بود که بخش مهمی از کارنامه‌اش با سینمای کودک و نوجوان پیوند خورده است. در «باد و مه» نیز کودک در مرکز یک تجربه انسانی قرار می‌گیرد؛ کودکی که در مواجهه با شرایط دشوار زندگی، تلاش می‌کند جهان اطراف خود را دوباره بشناسد.

اهمیت چنین فیلم‌هایی در جشنواره کودک آن بود که نشان می‌داد سینمای کودک می‌تواند هم‌زمان ساده و عمیق باشد. مخاطب نوجوان و کودک نیازمند فیلم‌هایی نیست که مشکلات را از او پنهان کنند؛ بلکه نیازمند آثاری است که مسائل پیچیده را با زبان مناسب سن او روایت کنند.

25

دوره بیست‌وششم؛ تثبیت دوباره اصفهان

بیست‌وششمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۹۱ بار دیگر در اصفهان برگزار شد. این دوره تلاش داشت جایگاه اصفهان را به‌عنوان میزبان ثابت جشنواره تقویت کند و هم‌زمان تنوع بیشتری در بخش‌های مختلف ایجاد کند.

فیلم «گورداله و عمه غولی» ساخته نادره ترکمانی در این دوره موفق شد پروانه زرین بهترین فیلم بلند را دریافت کند. همچنین نادره ترکمانی جایزه بهترین کارگردانی را برای همین فیلم به دست آورد.

انتخاب این فیلم بار دیگر اهمیت استفاده از عناصر بومی، قصه‌های آشنا و شخصیت‌های نزدیک به فرهنگ ایرانی را یادآوری می‌کرد. «گورداله و عمه غولی» تلاش می‌کرد از فضای افسانه‌ای و کودکانه استفاده کند؛ فضایی که می‌توانست برای مخاطب کودک جذاب باشد و در عین حال ریشه در فرهنگ ایرانی داشته باشد.

در سال‌هایی که بخش مهمی از سرگرمی کودکان تحت تأثیر محصولات خارجی قرار گرفته بود، ساخت فیلم‌هایی با تکیه بر قصه‌ها و شخصیت‌های ایرانی می‌توانست یک مسیر مهم برای سینمای کودک باشد.

«فرزندخوانده»؛ ورود دوباره به مسائل خانواده

در کنار فیلم‌های فانتزی و خیال‌محور، دوره بیست‌وششم جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان شاهد حضور آثاری بود که به مسائل خانوادگی و اجتماعی کودکان توجه داشتند. «فرزندخوانده» به کارگردانی وحید نیکخواه‌آزاد یکی از همین آثار بود؛ فیلمی که به موضوع خانواده، هویت و روابط عاطفی کودکان می‌پرداخت.

یکی از ویژگی‌های مهم سینمای کودک و نوجوان ایران در دوره‌های مختلف، توجه به مفهوم خانواده بوده است. بسیاری از فیلمسازان ایرانی، کودک را در ارتباط با پدر، مادر، خواهر، برادر و محیط اجتماعی او روایت کرده‌اند. این نگاه اگرچه امکان طرح مسائل عمیق انسانی را فراهم می‌کرد، اما همواره با یک خطر همراه بود؛ اینکه فیلم کودک به جای تجربه یک داستان از زاویه نگاه کودک، به محلی برای بیان دغدغه‌های بزرگسالان تبدیل شود.

سینمای کودک زمانی موفق است که مشکلات خانواده، جامعه یا حتی مسائل اخلاقی را از مسیر تجربه شخصیت کودک روایت کند؛ نه اینکه کودک تنها ابزاری برای انتقال یک پیام از پیش تعیین‌شده باشد.

«گورداله و عمه غولی» و تلاش برای ساخت جهان ایرانی

موفقیت «گورداله و عمه غولی» در جشنواره بیست‌وششم را می‌توان بخشی از تلاش‌های سینمای کودک برای بازگشت به جهان قصه‌های ایرانی دانست.

سال‌ها پیش از آنکه سینمای کودک تحت تأثیر قهرمانان فانتزی خارجی قرار بگیرد، ادبیات عامه ایران سرشار از شخصیت‌ها، افسانه‌ها و روایت‌هایی بود که ظرفیت تبدیل‌شدن به آثار تصویری را داشتند. اما استفاده از این منابع نیازمند نگاهی خلاقانه بود؛ چراکه صرفاً بازسازی یک قصه قدیمی نمی‌توانست ارتباط نسل جدید کودک را تضمین کند.

«گورداله و عمه غولی» با استفاده از فضای افسانه‌ای تلاش می‌کرد میان سنت قصه‌گویی ایرانی و نیازهای تصویری کودک امروز ارتباط برقرار کند. این مسیر، اگر با سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی ادامه پیدا می‌کرد، می‌توانست یکی از راه‌های ایجاد هویت مستقل برای سینمای کودک ایران باشد.

جشنواره‌ای که بین‌المللی بود، اما همچنان دغدغه مخاطب داخلی داشت

بخش بین‌الملل دوره‌های بیست‌وپنجم و بیست‌وششم نیز مانند دوره‌های گذشته تلاش داشت تصویری گسترده‌تر از سینمای کودک جهان ارائه دهد. حضور فیلم‌هایی از کشورهای مختلف، فرصتی بود تا فیلمسازان، منتقدان و کودکان ایرانی با تجربه‌های متفاوت روایتگری آشنا شوند.

اما حضور فیلم‌های خارجی در جشنواره تنها زمانی ارزشمند است که به یک جریان فرهنگی تبدیل شود. کودک ایرانی باید بتواند علاوه بر تماشای آثار داخلی، با سینمای کودک کشورهای دیگر نیز آشنا شود و تفاوت‌های فرهنگی، شیوه‌های قصه‌گویی و نگاه‌های متفاوت به دوران کودکی را تجربه کند.

جشنواره بین‌المللی کودک زمانی به معنای واقعی بین‌المللی است که بخش خارجی آن تنها محلی برای رقابت و اهدای جایزه نباشد، بلکه پنجره‌ای برای شناخت جهان باشد.

فاصله میان جایزه جشنواره و اکران عمومی

دوره‌های بیست‌وپنجم و بیست‌وششم بار دیگر یکی از مشکلات قدیمی سینمای کودک را آشکار کردند؛ فاصله میان دیده‌شدن در جشنواره و دیده‌شدن در جامعه.

فیلم‌های کودک معمولاً در جشنواره با استقبال مواجه می‌شوند، داوران درباره آنها صحبت می‌کنند و پروانه‌های زرین به برگزیدگان اهدا می‌شود؛ اما پس از پایان جشنواره، بسیاری از این آثار با چالش‌های جدی در اکران روبه‌رو می‌شوند.

سینمای کودک بیش از بسیاری از گونه‌های دیگر، نیازمند برنامه‌ریزی برای نمایش است. مخاطب کودک معمولاً مانند مخاطب بزرگسال به‌صورت مستقل برای انتخاب فیلم اقدام نمی‌کند. خانواده‌ها، مدارس، رسانه‌ها و مراکز فرهنگی در معرفی و رساندن فیلم به کودک نقش مهمی دارند.

اگر این زنجیره شکل نگیرد، حتی بهترین فیلم‌های کودک نیز ممکن است تنها در حافظه جشنواره باقی بمانند.

اصفهان؛ میزبان جشنواره و مسئله تداوم

بازگشت جشنواره به اصفهان در دوره‌های بیست‌وپنجم و بیست‌وششم نشان داد که مسئله میزبانی تنها انتخاب یک شهر نیست. شهر میزبان باید بتواند با هویت جشنواره پیوند برقرار کند و امکانات فرهنگی، شهری و رسانه‌ای لازم را برای ارتباط با کودکان فراهم کند.

اصفهان با پیشینه فرهنگی خود ظرفیت بالایی برای میزبانی چنین رویدادی داشت، اما تجربه این سال‌ها نشان داد که برگزاری جشنواره به‌تنهایی نمی‌تواند مشکلات ساختاری سینمای کودک را حل کند.

جشنواره می‌تواند ویترین باشد، اما پشت این ویترین باید صنعت سینمایی فعال، شبکه اکران، حمایت تولید و ارتباط مستمر با مخاطب وجود داشته باشد.

جمع‌بندی؛ پروانه‌هایی که هنوز دنبال مخاطب بودند

دوره‌های بیست‌وپنجم و بیست‌وششم جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان، دوره بازگشت و تثبیت دوباره بودند؛ بازگشت به اصفهان، بازگشت به اهمیت هویت شهری جشنواره و تلاش برای پیدا کردن مسیرهای تازه در سینمای کودک.

فیلم‌هایی مانند «سلام بر فرشتگان»، «آهوی پیشونی سفید»، «باد و مه»، «فرزندخوانده» و «گورداله و عمه غولی» نشان دادند که سینمای کودک ایران همچنان از نظر ایده، فیلمساز و موضوع دارای ظرفیت است.

در این دوره‌ها، هم فیلم‌های خیال‌پردازانه حضور داشتند، هم آثار اجتماعی و خانوادگی؛ هم تلاش برای ساخت جهان‌های بومی دیده می‌شد و هم توجه به تجربه‌های انسانی مشترک کودکان.

اما مشکل اصلی همچنان پابرجا بود: فاصله میان تولید و مخاطب.

پروانه زرین می‌توانست یک فیلم را در جشنواره برجسته کند، اما نمی‌توانست به‌تنهایی آن را به دست کودکان سراسر کشور برساند. سینمای کودک برای زنده‌ماندن، بیش از هر چیز به زنجیره‌ای کامل از تولید، نمایش، تبلیغ و ارتباط فرهنگی نیاز داشت.

دوره‌های بیست‌وپنجم و بیست‌وششم نشان دادند که جشنواره کودک در مسیر یافتن جایگاه خود میان «رویداد فرهنگی» و «صنعت سینمایی» همچنان با پرسش‌های مهمی روبه‌رو است.

در قسمت چهاردهم این پرونده، دوره‌های بیست‌وهفتم و بیست‌وهشتم بررسی می‌شود؛ دوره‌هایی که جشنواره وارد مرحله تازه‌ای شد، بار دیگر با تغییرات مدیریتی و اجرایی مواجه شد و تلاش کرد جایگاه خود را در میان مخاطبان کودک و نوجوان بازتعریف کند.

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار