پدر شهیدان اسرا و سلما ذاکری:

اسرا به من خیلی وابسته بود

کرج(پانا)_ پدرشهیدان اسرا و سلما ذاکری به بازخوانی خاطرات روزهای نخست مدرسه و فضای عاطفی آن روزها با اشاره به ویژگی‌های رفتاری دخترش «اسرا» در دوران ابتدایی تحصیل گفت: اسرا خیلی به من وابسته بود و جدا شدن از من برایش خیلی سخت بود.

کد مطلب: ۱۷۴۱۰۰۸
لینک کوتاه کپی شد
 اسرا به من خیلی وابسته بود

مختار ذاکری به بازخوانی خاطرات روزهای نخست مدرسه این دو خواهر پرداخت و فضای عاطفی آن روزها را ترسیم کرد و با اشاره به ویژگی‌های رفتاری دخترش «اسرا» در دوران ابتدایی تحصیل گفت: «اسرا خیلی به من وابسته بود و جدا شدن از من برایش خیلی سخت بود. روز اولی که او را به مدرسه بردیم، خیلی گریه می‌کرد و در واقع به زور از من جدا می‌شد.»

وی در ادامه با توصیف تلاش‌های صورت گرفته برای آرام‌سازی او افزود: «مدیر، معاون و معلمش سه نفری با او صحبت کردند و من نیم‌ساعت آنجا نشستم تا بالاخره اسرا حاضر شد به کلاس برود و بنشیند.»

ذاکری با بیان اینکه این تجربه بخشی از مسیر رشد فرزندان است، اظهار کرد: «از یک طرف خوشحال بودم که دخترم بزرگ شده و دارد به مدرسه می‌رود، اما از طرف دیگر ناراحت بودم که اذیت می‌شود و به او سخت می‌گذرد؛ به هر حال بخشی از زندگی بچه‌ها همین جدا شدن از والدین و قرار گرفتن در فضای اجتماعی است.»

وی در بخش دیگری از صحبت‌های خود به روند تکاملی استقلال اسرا اشاره و بیان کرد: «این اواخر، یعنی روزهای قبل از شهادت، اسرا تازه عادت کرده بود تنهایی به مدرسه برود. از ماشین که پیاده‌اش می‌کردیم، خودش به سمت کلاس می‌رفت و دیگر نیاز نبود او را تا سر کلاس ببریم. این موضوع ما را خیلی خوشحال می‌کرد که بعد از چهار سال مدرسه رفتن، وابستگی اسرا کمی کمتر شده است؛ اما این وابستگی عاطفی به من، تا روزهای آخر قبل از شهادتشان همچنان ادامه داشت.»

پدر این دو شهیده در ادامه به توصیف روحیه دختر دیگرش «سلما» پرداخت و افزود: «شهیده سلما اما به مدرسه واقعاً علاقه داشت و روحیه اجتماعی قوی‌تری از خود نشان می‌داد.»

ذاکری درباره اولین روز مدرسه سلما خاطرنشان کرد: «او از شب قبل، ذوق و شوق زیادی داشت که کی صبح می‌شود تا او را به مدرسه ببریم. روز اول که او را به مدرسه بردیم، ابتدا برای چند لحظه جدا شدن از مادر برایش کمی سخت بود، اما خیلی راحت‌تر از اسرا وارد مدرسه شد.»

وی افزود: «وقتی سلما از مدرسه برمی‌گشت، می‌گفت که در مدرسه خوشحال بوده و آنجا را دوست دارد. او واقعاً برای مدرسه رفتن مسئله‌ای نداشت، خیلی مسلط و خوب وارد فضای مدرسه می‌شد و به محیط آموزشی عادت کرده بود.»

ذاکری در پایان ، یادآوری این خاطرات را بخشی از تجربه زیسته خود دانست و تصریح کرد: «این روایت‌ها، بخشی از خاطرات روز اول مدرسه آن‌هاست که حالا برای ما به یادگاری از آن دوران تبدیل شده است.»

 

 

خبرنگار : دانش‌آموز: آیلین فیضی

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار