هجرت بانوی کرامت؛ تکیه‌گاهی برای جان‌های خسته شد

شیراز (پانا) - امروز داستان بانویی را مرور می‌کنیم که خودش به مقصد نرسید، اما به مقصد بسیاری از جان‌های خسته تبدیل شد.

کد مطلب: ۱۷۴۰۸۵۸
لینک کوتاه کپی شد
هجرت بانوی کرامت؛ تکیه‌گاهی برای جان‌های خسته شد

گاهی هجرت، فقط تغییر مکان نیست؛ بلکه جابه‌جایی یک «روح» از نقطه‌ای به نقطه‌ی دیگر جغرافیا است. امروز از قصه‌ی بانویی می‌گوییم که راه‌های طولانی را به عشق دیدار برادر پیمود؛ نه به قصد حکومت و نه به نیت سیاست، که تنها برای یک دیدار. همین دیدار، بهانه‌ی بزرگی برای تاریخ است.

قم، پیش از آن‌که حرم باشد، شهری کویری بود. اما حضور این بانو، جغرافیا را تغییر داد. او که آمد، خاک این شهر دیگر فقط خاک نبود؛ مأمن شد. او که ماند، این شهر نه فقط یک مکان، که «تکیه‌گاهی» برای خستگان جهان شد. وفات حضرت معصومه(س)، پایان یک سفر پرماجراست؛ سفری که در آن، خستگی راه با آرامش ابدی یک شهر پیوند خورد.

در فرهنگ ما، «غربت» همیشه با درد دوری همراه است؛ اما وقتی این غربت برای هدفی بلند باشد، دیگر درد نیست، بلکه شکوه است. او در غربت درگذشت، اما تنهایی‌اش را به پناهگاه هزاران انسانی تبدیل کرد که در روزگار تنهایی، به آغوش حرمش پناه می‌آورند. جایی که هر کس با هر دردی می‌آید، تکه‌ای از آرامش او را با خود می‌برد.

امروز روز مرور این صبوری است. وفات او، دعوتی به سکوت است؛ دعوتی به این‌که یاد بگیریم چطور می‌شود در اوج دوری از خانواده و یاران، همچنان مهربان ماند.

در این روز، شایسته است کمی از هیاهوی دنیای بیرون فاصله بگیریم. کمی به آن حوض فیروزه‌ای، به آن کبوتران حرم و به آن صدای اذان که در صحن پیچیده است، فکر کنیم؛ نه به عنوان یک مراسم رسمی، بلکه تنها به عنوان یک «احساس». احساسی که می‌گوید: «تنها نیستی.»

وفات کریمه‌ی اهل‌بیت(ع)، یادآور این است که در همین نزدیکی، کسی هست که غربت را درک کرده، درد دوری را چشیده و حالا، آرام‌بخش تمام مسافران این راه است. بیایید امروز کمی به کلمات ساده‌تر پناه ببریم، کمی مهربان‌تر باشیم و بگذاریم این آرامش، مثل مهتاب روی گنبد طلایی، بر ذهن‌مان بنشیند.

گاهی، ناتمام ماندن یک سفر، آغاز یک جریان بزرگ است. او به مقصد نرسید، اما خودش، مقصد بسیاری از جان‌های خسته شد.

نویسنده : دانش‌آموز، سیده‌ساینا فیروزپور

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار