روایتی از پرتوی خورشید در قفس

شیراز (پانا) - سامرا نه تنها یک شهر، بلکه نمادی از داستانی است که در آن خورشید را در اتاق‌های کوچک حبس کردند تا نورش را نبینند، اما خورشید راه خود را از میان دیوارها و شکاف‌ها پیدا کرد؛ امام حسن عسکری(ع) تجسم صبوری در اوج طوفان بود.

کد مطلب: ۱۷۴۰۸۵۴
لینک کوتاه کپی شد
روایتی از پرتوی خورشید در قفس

در عصری که فضای خفقان، نفس کشیدن را دشوار کرده بود، ایشان با تبسم همیشگی و دانش بی‌پایانشان به جهان آموختند که قدرت واقعی نه در شمشیر، بلکه در آگاهی و ایستادگی بی‌صدا است.

شاید جالب باشد بدانیم بزرگ‌ترین هدیه این تولد، نه در آن لحظات نخستین، که در سال‌های بعد معنا یافت. ایشان پدر «انتظار» بودند. ایشان آمدند تا بستری بسازند برای ظهور خورشیدی که قرار است جهان را پر از عدل کند. هر کلمه‌ای که از زبان امام حسن عسکری(ع) جاری می‌شد، دانه‌ای بود که در دل زمین سخت آن زمان کاشته می‌شد تا برای روزهای دور، درخت امید انسان‌ها شود.

امروز روز مرور این درس بزرگ است: اینکه می‌شود در اوج محدودیت، آزادترین انسان جهان بود؛ می‌شود در اوج تنهایی، محفل گرم آگاهی داشت. زندگی امام حسن عسکری(ع) به ما یادآوری می‌کند که امید، چیزی نیست که از بیرون به ما هدیه بدهند؛ امید آن جرقه‌ای است که خودمان باید در دل شب‌های تاریک زندگی‌مان روشن کنیم.

شاید بهترین راه برای گرامیداشت چنین روزی، نه هیاهویی پر سروصدا، که لحظه‌ای سکوت باشد؛ لحظه‌ای برای اندیشیدن به اینکه چگونه می‌توان در جهان شلوغ و پر از اضطراب امروز، مثل او آرام بود. چگونه می‌توان در میان قفس‌های ذهنی و محیطی، بال پرواز روح را باز نگه داشت؟

این میلاد یادآور آن است که هیچ‌کس نمی‌تواند نور را زندانی کند. ماهیت نور، عبور کردن است و امام یازدهم نورِ تاریخ بود؛ کسی که از بند زمان و مکان گذشت تا به ما یاد بدهد برای رسیدن به حقیقت، باید از بند عادت‌ها و ترس‌ها عبور کرد.

نویسنده : دانش‌آموز، سیده‌ساینا فیروزپور

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار