شاعر بلند آوازه اصفهان:
ادبیات؛ مادر علوم و شناسنامه بیمرز ایران است
برای اثبات قدرت ایران به دنیا، باید به ادبیات تکیه کنیم
اصفهان(پانا) - شهیر اصفانی شاعر بلند آوازه در گفتوگو با خبرنگار پانا، ضمن تأکید بر جایگاه ادبیات به عنوان هنری جهانپسند، از دانشآموزان و فرهنگیان خواست تا با درک عمیق هویت ملی و میراث ادبی ایران، بار امانت هزارساله شعر پارسی را به شایستگی به دوش بکشند. او ادبیات را نه صرفاً یک درس، بلکه کلید اصلی اثبات موجودیت و هویت ایرانی به دنیا دانست
مصطفی هادوی، شاعر پیشکسوت متخلص به «شهیر اصفهانی» و بنیان گذار خانه ادبیات اصفهان، در گفتوگو با خبرنگار پانا از اصفهان، ضمن تبریک روز شعر و ادب پارسی به همه ادبدوستان، ادبیات را فراتر از یک رشته علمی دانست و اظهار کرد: ادبیات هویت یک جامعه و شناسنامه آن است؛ ادبیات تجلی اندیشههای تابناک دانشمندان در طول تاریخ است. در کشور ما همواره ادبیات حرف نخست را زده و چهرههایی در این حوزه درخشیدهاند که هر کدام قلههای شعر و هنر دنیا بودند؛ به گونهای که اندیشمندان جهان در برابر عظمت این بزرگان سر تعظیم فرود آورده و از آثار آنان برای غنای اندیشههای خود بهره بردهاند.
از پدر شعر پارسی تا زنجیره عرفان
وی با یادکردن از رودکی سمرقندی به عنوان پدر شعر پارسی، افزود: نظامی عروضی سمرقندی در کتاب «چهار مقاله»، در مقام رودکی که او را «ابوشعرا» مینامیدند، میگوید شعر رودکی فراتر از شمردن است و بیش از یک میلیون و سیصد هزار بیت سروده داشته است. او همچنین کلیله و دمنهای منظوم داشت که متأسفانه در دستبرد حوادث روزگار از دست رفت. بیش از هزار سال از آن دوران میگذرد و دریغ که از آن اثر بزرگ، جز ابیاتی پراکنده چیزی باقی نمانده است.
بنیان گذار خانه ادبیات اصفهان در ادامه با ترسیم زنجیره عرفانی شعر ایران، گفت: «سنایی غزنوی، سرحلقه عرفاست که عطار را به وجود آورد و عطار نیز مولانا جلالالدین بلخی را پروراند. مولانا در اشاره به این سلسله میگوید: عطار روح بود و سنایی دو چشم او، ما از پی سنایی و عطار آمدیم». اگر سنایی نبود، عطار و به تبع آن مولانا نیز در تاریخ ادبیات شکل نمیگرفت.
وی با بیان اینکه این سیر تاریخی به سعدی، حافظ و جامی میرسد و در عصر حاضر به قلههایی همچون استاد شهریار در تبریز و صغیر اصفهانی در اصفهان منتهی میشود، تأکید کرد: نام هر یک را که بر زبان بیاوری، چون ماهی از آبِ کلام سر برمیآورد.
ادبیات؛ مادر علوم
هادوی(شهیر اصفهانی) با اهدای دو کتاب شعر از سرودههای خود به خبرنگار پانا، در راستای انتقال رسالت ادبی به نسل نو و تأکید بر اهمیت پاسداشت زبان فارسی، خطاب به دانشآموزان و نسل آینده تصریح کرد: سفارش من به نسل امروز این است که قدر ادبیات را بدانند. ادبیات مادرِ علوم است؛ فیزیک، شیمی و ریاضی علم هستند، اما ادبیات «هنرِ جهانپسند» است. باید به دانشآموزان لطافت ادبیات را آموخت تا پا در این راه بگذارند، چرا که ادبیات میتواند موجودیت و غنای فرهنگی ما را به دنیا اثبات کند.
وی با یادآوری دوران حماسهسرایی فردوسی، شاهنامه را بزرگترین سند تاریخ زنده بشری خواند و گفت: حکیم طوس ۳۵ سال برای شاهنامه رنج کشید؛ از اسطورهها تا قهرمانپروری. فردوسی رستم را ساخت تا به نسلهای آینده شجاعت، شهامت، گذشت و ایثار را بیاموزد. رستم در شاهنامه مظهر خیر و برکت است و این امانتی است که باید به دست آیندگان بسپاریم.

خاطرهای از دیدار با استاد شهریار
شاعر پیشکسوت در بخش دیگری از سخنان خود با نشان دادن تصویری از ملاقاتش با استاد شهریار در سال ۱۳۶۵، خاطرهای تأملبرانگیز را روایت کرد: در آن دیدار، استاد شهریار با دیدن من شعر معروف «آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟ بیوفا حالا که من افتادهام از پا چرا» را خواند و من فیالبداهه در جواب ایشان سرودم: تا هستم ای رفیق بیا دست من بگیر ، بوسه زدن بر سنگ مزارم چه فایده؟ گیرم که بعد من بنشینی به تربتم ، با دستهای گل به کنارم چه فایده؟
وی در پایان با اندوهی برخاسته از دل، یادآور شد: پس از درگذشت استاد شهریار، بر سر مزارش رفتم و با گریه برایش سرودم: «شهریارا بی حبیب خود نمیکردی سفر این زمان راه قیامت می روی تنها چرا؟» اینها گوشهای از خاطرات و ارادت من به این شاعر بلندآوازه کشورمان است.
ارسال دیدگاه