در گفتوگو با پانا:
وحید گلستان: بحران سینمای کودک، کمبود سرمایه نیست؛ فقدان اکوسیستم است
تهران (پانا) - وحید گلستان، کارگردان سینما و تلویزیون، با اشاره به مهمترین چالشهای سینمای کودک و نوجوان گفت: بحران اصلی سینمای کودک ایران کمبود سرمایه نیست، بلکه فقدان یک اکوسیستم و سیاستگذاری مشخص است و تا زمانی که این حوزه از نگاه پروژهای و مقطعی خارج نشود، نمیتوان انتظار داشت آثار کودک به جایگاه شایسته خود برسند.
وحید گلستان، کارگردان سینما و تلویزیون، در گفتوگو با پانا با اشاره به مشکلات سینمای کودک و نوجوان گفت :«ما ابداً بحران نبود مخاطب نداریم. گیشه چند انیمیشن در چند سال اخیر نشان داده است که میلیونها کودک و نوجوان ما با چه اشتیاقی تشنه قصه، هیجان و تخیل هستند، اما مشکل این است که ما زیستبوم این نسل را نمیشناسیم.»
مخاطب کودک را نمیشناسیم
گلستان افزود:«مخاطب امروز هر روز در جهان بازیهای تعاملی و دنیاهای چندلایه غوطهور است و تجربه عاملیت دارد؛ در حالی که سینمای ما همچنان عمدتاً با الگوهای روایی گذشته با او مواجه میشود.»
وی ادامه داد: «بحرانهای سرمایه، فیلمنامه و مخاطب حلقههای یک زنجیرهاند، اما در همه این بحرانها با فقدان یک سیاستگذاری اکوسیستممحور و ناتوانی در همگامی با افقهای تازه رسانهای مواجه هستیم.»
این کارگردان سینما و تلویزیون تأکید کرد: «راه نجات، تزریق پول به چند فیلم مجزا نیست، بلکه تغییر زمین بازی به سمت توسعه دنیاهای تعاملی و به رسمیت شناختن نقش فعال و تصمیمگیرنده کودک در خلق تجربه است.»
فیلم کودک؛ سختترین نوع روایت
گلستان در پاسخ به این پرسش که آیا ساخت فیلم برای کودک از ساخت فیلم برای بزرگسال دشوارتر است، گفت: «کاملاً با این نگاه موافقم، اما نه از سر تعارفات معمول یا گلایههای مرسوم صنفی، بلکه به این دلیل که این سختی ریشه در یک چالش عمیق شناختی، زیباییشناختی و دراماتیک دارد.»
وی توضیح داد: «در سینمای بزرگسال، با تماشاگری روبهرو هستیم که دستگاه نشانهشناختی، تجربیات زیسته و قراردادهای زبانی مشترکی با فیلمساز دارد. او قواعد قراردادی پرده را یاد گرفته و میتواند کاستیهای ساختار روایی را با پیشفرضهای ذهنی خود پر کند، اما در مواجهه با کودک، با یک شکاف ادراکی جدی روبهرو هستیم.»
گلستان تصریح کرد: «کودک یک بزرگسال کوچکشده نیست؛ دستگاه شناختی، نحوه درک زمان، پیوند علت و معلولی و منطق تصویری او در هر مرحله از رشد تفاوت بنیادین دارد و هر سال درک او نسبت به سال قبل متفاوت است.»
وی افزود: «در دانمارک، فیلم کودک و نوجوان چنان جدی گرفته میشود که طبق طرح ممیزی مؤسسه فیلم دانمارک، دستکم ۲۵ درصد از کل یارانه دولتی فیلم به آثار کودکان و نوجوانان اختصاص مییابد و تأکید رسمی این طرح بر آثاری با جاهطلبی هنری منحصربهفرد است، نه آثاری سادهشده.»
این کارگردان ادامه داد: «آنها فیلم کودک را آزمایشگاه سختترین نوع روایت میدانند، نه پارک بازی کودکان.»
سه پرتگاه خطرناک برای فیلمساز کودک
گلستان درباره دشواریهای ساخت فیلم برای مخاطب کودک گفت: «از منظر طراحی آموزشی و دراماتورژی بصری، شعبدهبازی اصلی فیلمساز کودک این است که بتواند محیطی غنی برای کشف غیرمستقیم بسازد.»
وی افزود: «در این مسیر سه پرتگاه خطرناک پیش روی ماست؛ نخست سقوط به ورطه محرکهای سطحی و لودگیهای گذرا، دوم گرفتار شدن در باتلاق پند و اندرز مستقیم و درسدادنهای خستهکننده و سوم ساختن فیلمهایی که فقط درباره کودکی خود ما هستند و به دروغ برچسب فیلم برای کودک امروز میخورند.»
گلستان تصریح کرد: «مخاطب کودک بیرحمانهترین و صادقترین تماشاگر دنیاست. کافی است در تدوین، ریتم یک نما بیفتد، لحن بازیگر بوی تصنع بدهد یا زاویه نگاه دوربین از موضع تحمیل باشد؛ کودک بیدرنگ نگاهش را از پرده برمیدارد.»
وی گفت: «برای کودک فیلم ساختن یعنی حرکت روی لبه تیغ؛ جایی که باید در اوج تسلط بر گرامر سینما، نبض ادراکی و روانشناسی توجه مخاطب را در هر فریم با مهارت مهندسی کرد.»
سینمای کودک ایران میان نوستالژی و جهان دیجیتال
این کارگردان در پاسخ به این پرسش که اگر بخواهد امروز سینمای کودک ایران را در یک جمله توصیف کند، اظهار کرد: «سینمای کودک ما، منظومهای پراکنده از نبوغهای فردی و بارقههای درخشان فرمی است که به دلیل حبس شدن در الگوهای روایی دیروز و غیاب یک اکوسیستم سایبر-دراماتیک و چندرسانهای معاصر، در فاصله میان حسرت نوستالژی گذشته و حیرت در برابر عاملیت و زیست دیجیتال کودک امروز معلق مانده است.»
وی افزود: «این جمله را با اندوه میگویم، نه با طعنه؛ چون در دل همین منظومه پراکنده، استعدادهایی داریم که اگر زمین بازی درست فراهم شود، میتوانند رقبای جهانی باشند. تفاوت ما با جهان پیشرو در استعداد نیست، بلکه در معماری زیرساخت است.»
فیلمنامههایی برای کودکی که دیگر وجود ندارد
گلستان درباره وضعیت فیلمنامه در سینمای کودک نیز گفت: «ما درامنویسان درجهیک داریم، اما پیوند میان ادبیات دراماتیک، علوم شناختی و الگوهای نوین روایتگری شکل نگرفته است. فیلمنامههای ما اغلب برای کودکی نوشته میشوند که دیگر در جهان واقعی وجود ندارد.»
وی ادامه داد: «در اروپا این پیوند را نهادسازی کردهاند. جشنواره و بازار صنعت «کینکید» در آمستردام، در کنار نمایش آثار، برنامهای حرفهای دارد که پروژههای کودک و نوجوان را در مرحله توسعه با سرمایهگذاران و تهیهکنندگان بینالمللی پیوند میدهد و لابراتوارهای فیلمنامه و کارگردانی اختصاصی این حوزه را سالانه برگزار میکند.»
گلستان افزود: «یعنی فیلمنامه کودک آنجا یک ژانر کماهمیت نیست، بلکه یک صنعت توسعهیافته با بازار مخصوص به خود است.»
سرمایهگذار به دنبال اقتصاد امن است
وی با اشاره به رابطه سینمای کودک و سرمایهگذاری بخش خصوصی اظهار کرد: «طبیعی است که سرمایهگذار بخش خصوصی عقب بنشیند. سرمایه نه ترسو است و نه بیعلاقه، بلکه هوشمندانه به دنبال یک جریان اقتصادی امن میگردد.»
گلستان ادامه داد: «در سایر کشورهای جهان، سینما صرفاً تکهای از یک پازل بزرگتر است؛ پنجرهای برای معرفی کاراکتر و آغاز یک جهان تعاملی.»
وی افزود: «وقتی سیاستگذار رابطه سالن سینما را با بازیسازی، ادبیات دیجیتال، پلتفرمهای ابری و مدرسه تعریف نکرده است، سرمایهگذار هم میداند که با چند سانس بیرمق صبحگاهی، چراغ اقتصاد سینما روشن نمیماند.»
مخاطبسازی باید از مدرسه آغاز شود
گلستان با تأکید بر اهمیت زیرساخت مخاطبسازی گفت: «مهمتر از پول، زیرساخت مخاطبسازی است. بریتانیا با برنامه ملی «اینتو فیلم» بزرگترین شبکه آموزش سینما در مدارس را ساخته است. جشنواره سالانه این برنامه با هزاران اکران رایگان در سراسر کشور، سالانه نزدیک به ۴۰۰ هزار کودک و نوجوان را که بسیاری از آنها برای نخستین بار به سالن سینما میروند، با سینما آشنا میکند.»
وی تصریح کرد: «این یعنی مخاطب از مدرسه آغاز میشود، نه از تابلوی اکران. سینمای کودک ما فاقد همین مخاطب است.»
گلستان افزود: «نهادهای متولی، دهههاست سینمای کودک را با تفکر پروژهای و ویترین مقطعی جشنوارهها اداره کردهاند، نه با طراحی یک زیستبوم پیوسته.»
چرا فیلمهای کودک به خاطره جمعی تبدیل نمیشوند؟
این کارگردان درباره اینکه چرا فیلمهای کودک امروز کمتر مانند گذشته به خاطره جمعی چند نسل تبدیل میشوند، گفت: «پاسخ این مسئله در یک دوگانه سادهلوحانه میان تغییر ذائقه بچهها یا نابلدی فیلمسازان خلاصه نمیشود. مسئله اصلی، یک دگرگونی بنیادین در بومشناسی رسانه و تغییر مفهوم حافظه فرهنگی است.»
وی ادامه داد: «در دهههای شصت و هفتاد، ما در یک جهان رسانهای متمرکز و همزمان زندگی میکردیم. تعداد اندک شبکهها و سالنهای سینما بستری میساخت که تمام اعضای خانواده روبهروی یک قاب واحد بنشینند و یک تجربه روایی مشترک را جذب کنند.»
گلستان افزود: «آن همنشینی متمرکز، خاطره جمعی میساخت، اما زیست رسانهای کودک معاصر کاملاً غیرمتمرکز، شخصیسازیشده و عمیقاً چندوجهی است.»
کودک امروز فقط تماشاگر نیست
وی اظهار کرد: «کودک امروز دیگر به نشستن منفعلانه در تاریکی و فقط تماشا کردن یک قصه ۹۰ دقیقهای یکسویه رضایت نمیدهد.»
گلستان گفت: «ما سالهاست از جریانهای نوین دراماتورژی جا ماندهایم. امروز ماندگاری در پرتو درامهای سایبرنتیک و روایتهای تعاملی رقم میخورد؛ جایی که به مخاطب عاملیت داده میشود تا در شکلگیری جهان قصه و سرنوشت شخصیتها سهیم باشد.»
وی افزود: «وقتی کودکی میتواند قهرمان قصهاش را در بازی هدایت کند، با انتخابهایش مسیر درام را در بستر دیجیتال تغییر دهد و بخشی از ساخت جهان داستان شود، یک فیلم خطی معمولی که پروندهاش با بالا آمدن تیتراژ بسته میشود، شانس کمتری برای تبدیل شدن به یک نشانه ماندگار در ذهن او خواهد داشت.»
فرصت ایران برای پیشگام شدن
گلستان در عین حال تأکید کرد: «نکته امیدبخش این است که جهان هم هنوز در ابتدای این مسیر ایستاده و همین یعنی فرصتی برای ما.»
وی افزود: «نمونهها نشان میدهند حرکت به سمت تماشاگر فعال، نه یک آرمان دور، بلکه یک روند جاری و اقتصادی است. زنجیره سالنهای «اسکرینپلی» در آمریکا سالنهایی اختصاصی برای خانوادهها ساخته که کودک میتواند پیش از شروع فیلم در همان سالن بازی کند و بعد با آرامش روی صندلی بنشیند؛ یعنی فیزیک سالن را با فیزیک کودک تطبیق دادهاند، نه برعکس.»
این کارگردان ادامه داد: «جشنواره بینالمللی فیلم کودک نیویورک نیز در نظام داوری خود رأی مخاطبان را ملاک قرار میدهد و به رأی زیر ۱۸ سالهها وزن بیشتری میدهد. کودک آنجا فقط بیننده نیست، تصمیمگیرنده است.»
عبور از روایتهای تکخطی
گلستان درباره آینده سینمای کودک ایران گفت: «در عرصه ترنسمدیایی، تجربههایی مثل «دنیل تایگر» نشان دادهاند که میتوان یک جهان شخصیتی را میان انیمیشن و بازیهای موقعیتمحور گستراند تا کودک، تنظیم هیجان را نه از طریق توصیه، بلکه از طریق تمرین تعاملی بیاموزد.»
وی تأکید کرد: «کودکان ما عوض نشدهاند. میل به کنجکاوی، ماجراجویی، عدالت، شگفتی و همزادپنداری در روح کودک همان است که قرنها بوده است. آن چیزی که تغییر کرده، شیوه ادراک و اشتیاق او به همآفرینی و عاملیت در قصه است.»
گلستان تصریح کرد: «اگر سینمای کودک ما جرأت کند از حصار روایتهای تکخطی و توصیهگر عبور کند و به سمت روایتهای تعاملی و فضاهای نمایشی زنده و پویا حرکت کند، نسلی که امروز در برابر پرده ساکت نشسته، فردا با شور و هیجان، خاطرههای جمعی متفاوتی برای فردای این سرزمین خواهد ساخت.»
وی در پایان گفت: «چون معادل کودکمحور «سینمای تعاملی» با انتخاب لحظهای داستان، هنوز در هیچ جای جهان به بلوغ نرسیده است، اگر امروز شروع کنیم، شانس آن را داریم که به جای دنبالهروی، پیشگام باشیم.»
وحید گلستان، کارگردان سینما و تلویزیون، در آثاری همچون فیلم سینمایی «تتل و راز صندوقچه»، مینیسریال تلویزیونی «قصه ما» و برنامه تلویزیونی «بر بال تعزیه» فعالیت داشته است.
ستایش محمودی مقدم
ارسال دیدگاه