پانا گزارش می‌دهد؛

رییس‌جمهور پزشکیان و مأموریت حفظ انسجام اجتماعی/ وفاق ملی چگونه به راهبرد دولت تبدیل شد؟

تهران (پانا) - مجموعه‌ای از اقدامات و رویکردهای دولت چهاردهم را می‌توان در چارچوب تلاش برای تقویت همبستگی ملی تحلیل کرد، سیاستی که اکنون مهم‌ترین آزمون آن، تبدیل اعتماد و همراهی جامعه به سرمایه‌ای پایدار برای حکمرانی است.

کد مطلب: ۱۷۳۴۳۶۰
لینک کوتاه کپی شد
رییس‌جمهور پزشکیان و مأموریت حفظ انسجام اجتماعی/ وفاق ملی چگونه به راهبرد دولت تبدیل شد؟

دولت مسعود پزشکیان از آغاز فعالیت خود، «وفاق ملی» را نه صرفاً به عنوان یک شعار انتخاباتی، بلکه به‌عنوان یکی از محورهای اصلی حکمرانی معرفی کرده است؛ پزشکیان در نخستین ماه‌های فعالیت دولت چهاردهم تأکید کرد که تشکیل دولت وفاق به معنای کنار گذاشتن بخشی از جامعه یا یک جریان سیاسی نیست، بلکه تلاش برای استفاده از ظرفیت گروه‌ها و جریان‌های مختلف در اداره کشور است. او در تشریح روند تشکیل کابینه نیز اعلام کرد که وفاق ملی، رویکرد اصلی دولت در انتخاب وزرا بوده و از جریان‌ها و شخصیت‌های مختلف خواسته شده در این مسیر مشارکت کنند. 

عبور از دولت جناحی

یکی از مهم‌ترین جلوه‌های سیاست وفاق در دولت چهاردهم، تلاش برای فاصله گرفتن از الگوی «دولت یک جریان سیاسی» است. 

این رویکرد از آن جهت برای انسجام اجتماعی اهمیت دارد که بخش قابل توجهی از جامعه، خود را در قالب تقسیم‌بندی‌های سیاسی موجود تعریف نمی‌کند. دولتی که بتواند نمایندگی اجتماعی گسترده‌تری ایجاد کند، بالقوه می‌تواند احساس کنار گذاشته شدن بخشی از جامعه را کاهش دهد.

پزشکیان نیز بارها بر همین مسئله تأکید کرده و دولت خود را «دولت وفاق ملی» و نه دولت یک جریان سیاسی توصیف کرده و همکاری دستگاه‌ها، پرهیز از اختلافات داخلی و حفظ سرمایه اجتماعی را از الزامات عبور کشور از شرایط دشوار دانسته است. 

اقوام و مذاهب/ وفاق از سطح شعار به ساختار مدیریتی

یکی از نقاط قابل توجه در کارنامه دولت چهاردهم، توجه به حضور گروه‌های قومی و مذهبی در ساختار مدیریتی است.

پزشکیان انتخاب استانداران کرد، بلوچ و عرب را یکی از نمونه‌های عملی «وفاق ملی» دانست و تأکید کرد که اقوام، یکی از سرمایه‌های بزرگ ملی کشور هستند. 

اهمیت این موضوع صرفاً در انتصاب چند مدیر خلاصه نمی‌شود. در جامعه‌ای متنوع مانند ایران، احساس مشارکت در ساختار تصمیم‌گیری می‌تواند یکی از عوامل تقویت تعلق ملی باشد. به بیان دیگر، انسجام اجتماعی زمانی پایدارتر می‌شود که گروه‌های مختلف جامعه احساس کنند در ساختن آینده کشور سهم دارند، نه اینکه صرفاً مخاطب تصمیم‌های مرکز باشند.

از همین منظر، استفاده از ظرفیت اقوام و مذاهب را می‌توان یکی از ابزارهای دولت برای تبدیل «وحدت» از یک مفهوم انتزاعی به تجربه‌ای ملموس در ساختار حکمرانی دانست.

زنان و مسئله مشارکت اجتماعی

موضوع دیگری که در سیاست دولت پزشکیان اهمیت پیدا کرده، افزایش مشارکت زنان در مدیریت اجرایی است.

پزشکیان در جریان انتخابات بر استفاده از ظرفیت زنان، اقوام و مذاهب تأکید کرده بود و ترکیب کابینه و مدیران ارشد دولت به یکی از معیارهای سنجش میزان تحقق این وعده تبدیل شد. 

این موضوع از منظر انسجام اجتماعی اهمیت دارد؛ زیرا مشارکت اجتماعی صرفاً به حضور مردم در انتخابات محدود نمی‌شود. وقتی گروه‌های مختلف جامعه امکان بیشتری برای حضور در ساختارهای تصمیم‌گیری پیدا می‌کنند، فاصله میان جامعه و حکومت نیز می‌تواند کاهش یابد.

البته میزان موفقیت دولت در این زمینه را نمی‌توان صرفاً با تعداد انتصاب‌ها سنجید؛ مسئله مهم‌تر، میزان اثرگذاری واقعی این گروه‌ها در فرآیند تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری است.

سرمایه اجتماعی/ حلقه اتصال دولت و جامعه

در ادبیات حکمرانی، انسجام اجتماعی بدون سرمایه اجتماعی پایدار نمی‌ماند. اعتماد عمومی، احساس تعلق، مشارکت و امید به آینده، عناصر اصلی این سرمایه هستند.

دولت چهاردهم در همین چارچوب تلاش کرده است مفهوم وفاق را از سطح روابط میان جریان‌های سیاسی فراتر ببرد و آن را به رابطه دولت و جامعه نیز تسری دهد.

رئیس‌جمهور با تأکید بر مشارکت مردم، گفته است که دولت به تنهایی قادر به حل همه مسائل نیست و افزایش توانمندی‌های اجتماعی و محله‌ای می‌تواند به افزایش قدرت، ثبات، وحدت و انسجام اجتماعی منجر شود. 

این نگاه از یک جهت قابل توجه است: دولت صرفاً خود را «حل‌کننده مسائل جامعه» معرفی نمی‌کند، بلکه بر ضرورت فعال شدن خود جامعه نیز تأکید دارد.

چنین رویکردی اگر در سیاست‌گذاری عمومی استمرار پیدا کند، می‌تواند زمینه شکل‌گیری نوعی مشارکت اجتماعی از پایین به بالا را فراهم کند.

وفاق در شرایط بحران

اهمیت سیاست وفاق زمانی بیشتر آشکار می‌شود که کشور با بحران‌های جدی مواجه می‌شود.

در شرایط بحران، اختلافات سیاسی و اجتماعی می‌تواند به نقطه ضعف تبدیل شود؛ در مقابل، جامعه‌ای که احساس تعلق مشترک داشته باشد، ظرفیت بیشتری برای مواجهه با تهدیدهای بیرونی و مشکلات داخلی خواهد داشت.

در همین چارچوب، پزشکیان پس از جنگ ۱۲روزه، آن را نشانه‌ای از وحدت ایرانیان دانست و بر این نکته تأکید کرد که مردم فارغ از سلیقه و دیدگاه سیاسی خود، در دفاع از کشور یکپارچه عمل کردند. 

این تجربه نشان داد که در مواقع بحران، «ایران» می‌تواند نقطه اشتراک گروه‌هایی باشد که در شرایط عادی بر سر بسیاری از مسائل اختلاف نظر دارند. مسئله مهم برای دولت، تبدیل این همبستگی مقطعی به سرمایه‌ای پایدار در دوران عادی است.

در همین رابطه سید رضا اکرمی، فعال سیاسی و نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی با اشاره به سه ضرورت اصلی در شرایط کنونی کشور به پانا، گفت:  «اول اینکه باید توان داخلی را تقویت کنیم تا بازدارندگی لازم در برابر دخالت‌ها و توطئه‌های خارجی ایجاد شود. دوم اینکه دولتی که مأموریت اداره کشور را برعهده دارد و مورد تأیید رهبری است، باید از سوی دیگر  مردم نیز حمایت شود. سوم اینکه زمینه‌های بروز نارضایتی داخلی مانند گرانی، مشکلات ارزی، قاچاق و احتکار باید با نظارت جدی برطرف شود.»

از وفاق سیاسی تا همبستگی اجتماعی

در واقع، مهم‌ترین آزمون دولت پزشکیان این است که آیا می‌تواند مفهوم «وفاق ملی» را از سطح توافق میان نخبگان سیاسی به سطح جامعه منتقل کند یا خیر.

وفاق سیاسی اگر تنها به تقسیم مسئولیت میان جناح‌ها محدود شود، الزاماً به معنای انسجام اجتماعی نیست. انسجام زمانی شکل می‌گیرد که شهروندان احساس کنند صدایشان شنیده می‌شود، حقوقشان دیده می‌شود، امکان مشارکت دارند و دولت در قبال آن‌ها رویکردی برابر دارد.

انسجام اجتماعی/ دستاوردی که نیازمند استمرار است

دولت چهاردهم اکنون «وفاق ملی» را به یکی از اصلی‌ترین کلیدواژه‌های سیاست داخلی خود تبدیل کرده است. پزشکیان نیز تأکید کرده که حفظ وحدت، انسجام و اتحاد، چارچوب نظری دولت وفاق بوده و دولت از این سرمایه حفاظت خواهد کرد. 

از سوی دیگر، مجموعه مواضع و اقدامات دولت نشان می‌دهد که مفهوم وفاق در نگاه پزشکیان سه سطح دارد: وفاق میان نخبگان و جریان‌های سیاسی، مشارکت دادن گروه‌های مختلف قومی و اجتماعی در ساختار قدرت و تقویت مشارکت مردم در اداره امور.

اگر این سه سطح به صورت همزمان تقویت شوند، وفاق می‌تواند از یک شعار سیاسی به یک مدل حکمرانی تبدیل شود.

در نهایت، مهم‌ترین سرمایه هر دولت برای عبور از بحران‌ها نه صرفاً منابع اقتصادی و نه حتی قدرت سیاسی، بلکه اعتماد و همراهی جامعه است. دولت چهاردهم تلاش کرده است با قرار دادن وفاق در مرکز گفتمان خود، از فرسایش این سرمایه جلوگیری کند.

به همین دلیل، می‌توان گفت نقش دولت پزشکیان در حفظ انسجام اجتماعی بیش از آنکه در یک تصمیم یا یک انتصاب خلاصه شود، در تلاش برای تغییر شیوه مواجهه دولت با جامعه تعریف می‌شود؛ از «اداره جامعه» به سمت «مشارکت دادن جامعه». این تغییر، اگر استمرار پیدا کند و با کارآمدی اقتصادی و حل مسائل ملموس مردم همراه شود، می‌تواند مهم‌ترین پشتوانه دولت چهاردهم برای حفظ سرمایه اجتماعی و عبور کشور از بحران‌های پیش رو باشد.

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار