چریکی که سال ها نظام طاغوت را آواره خود کرد
قم(پانا) - دوم شهریور ماه سالروز شهادت سیدعلی اندرزگو بزرگمرد چریکی است که با مبارزات خودش سال ها عمال رژیم طاغوت را آواره و سرگردان خود کرد.
گاهی تاریخ، نام مردانی را در خود ثبت میکند که زندگیشان شبیه یک روایت بلند از ایمان، شجاعت و ایستادگی است؛ مردانی که سالها در سکوت مبارزه کردند و وقتی زمان رفتنشان رسید، نامشان ماندگار شد. شهید سیدعلی اندرزگو یکی از همین مردان بود؛ روحانی مبارزی که سالها زندگی مخفیانه داشت و ساواک برای یافتن او تلاش بسیار کرد.
سیدعلی اندرزگو در سال ۱۳۱۸ در تهران متولد شد. شرایط سخت زندگی باعث شد پس از پایان دوره ابتدایی، مدتی به کار مشغول شود؛ اما علاقهاش به علوم دینی او را به مسجد و حوزههای درس کشاند. آشنایی او با شهید سیدمجتبی نواب صفوی و اندیشههای فدائیان اسلام، مسیر زندگیاش را تغییر داد و او را از نوجوانی وارد مبارزه با رژیم پهلوی کرد.
در جریان نهضت امام خمینی(ره)، اندرزگو از فعالان مبارزه بود و در قیام ۱۵ خرداد نیز حضور داشت. پس از آن، فعالیتهای مبارزاتی او گستردهتر شد. او در شبکه مبارزان مسلمان فعالیت میکرد و در ماجرای اعدام انقلابی حسنعلی منصور نیز نقش داشت؛ اتفاقی که پس از آن، ساواک او را بهصورت غیابی محاکمه و به اعدام محکوم کرد.
از آن پس، سالها زندگی مخفیانه آغاز شد؛ تهران، قم، مشهد و سفرهای خارج از کشور، بخشی از مسیر مبارزه او بود. با نامهای مختلف زندگی میکرد و برای آنکه شناخته نشود، بارها محل زندگی و شیوه رفتوآمد خود را تغییر میداد. در سفرهایی به عراق، سوریه و لبنان نیز ارتباط خود را با جریان مبارزه حفظ کرد و با امام خمینی(ره) دیدار داشت.
اما آنچه اندرزگو را از بسیاری از مبارزان زمان خود متمایز میکرد، فقط فعالیت سیاسی نبود؛ ایمان و امید او به آینده انقلاب بود. او در سالهایی که هنوز پیروزی انقلاب برای بسیاری دور از دسترس به نظر میرسید، به پیروزی نهضت و برچیده شدن حکومت پهلوی باور داشت.
سرانجام در دوم شهریور ۱۳۵۷، هنگامی که برای دیدار یکی از دوستانش در حرکت بود، مأموران ساواک او را شناسایی و محاصره کردند. اندرزگو در آخرین لحظات نیز تلاش کرد اطلاعات و مدارکی را که میتوانست مبارزان دیگر را به خطر بیندازد از بین ببرد و سرانجام در همان درگیری به شهادت رسید.
نکته دردناک ماجرا این بود که خانوادهاش تا مدتها از شهادت او خبر نداشتند؛ چراکه زندگی مخفیانه و رفتوآمدهای متعددش باعث شده بود خانواده تصور کنند او همچنان در مأموریتی دیگر به سر میبرد. پس از پیروزی انقلاب، امام خمینی(ره) خبر شهادت او را به خانوادهاش رساندند و بعدها با اعتراف یکی از مأموران ساواک، محل دفن او مشخص شد.
امروز مزار شهید سیدعلی اندرزگو در قطعه ۳۹ بهشتزهرای تهران قرار دارد؛ آرامگاهی ساده برای مردی که سالها آرام و بینامونشان برای آرمانش مبارزه کرد.
از امام خمینی(ره) نیز درباره جایگاه این شهید سخنان بسیار بلندی نقل شده است؛ از جمله عبارتی که در برخی منابع به ایشان نسبت داده شده: «اگر ده نفر مثل اندرزگو داشتیم، دنیا تحت سلطه اسلام بود.» این جمله، حتی اگر بهعنوان یک نقل تاریخی نیازمند بررسی منبع اولیه باشد، بهخوبی نشاندهنده جایگاهی است که برای شخصیت مبارز و فداکار اندرزگو قائل بودند.
شهید اندرزگو پیش از پیروزی انقلاب از دنیا رفت، اما شاید زیبایی داستان زندگیاش همین باشد:
او پیروزی را ندید، اما برای رسیدنش جنگید. او نماند تا پرچم پیروزی را ببیند اما خونش در راهی جاری شد که چند ماه بعد، به طلوع انقلاب اسلامی رسید.
امروز، وقتی از اندرزگو سخن میگوییم، تنها از یک مبارز انقلابی یاد نمیکنیم؛ از انسانی حرف میزنیم که سالها در سایه ماند تا چراغ یک آرمان خاموش نشود؛ مردی که نامهای بسیاری داشت، اما یک هویت را هیچگاه پنهان نکرد، مردی که خود را وقف خدا و مبارزه برای حق کرده بود.
ارسال دیدگاه