پانا از آینده جمعیت سالمند در کشور گزارش میدهد:
ایران و آزمون سالمندی؛ آیندهای که باید از امروز برای آن آماده شد
تهران (پانا) - با ادامه روند کاهش نرخ تولد و افزایش امید به زندگی، ایران با شتاب به سمت سالمندی جمعیت پیش میرود؛ بهگونهای که برآوردها نشان میدهد تا سال ۱۴۳۰ حدود یکسوم جمعیت کشور را افراد بالای ۶۰ سال تشکیل خواهند داد؛ روندی که ضرورت آمادهسازی زیرساختهای درمانی، اجتماعی، اقتصادی و مدیریت بحران برای جمعیت سالمند را دوچندان کرده است.
به گزارش پانا، ایران در حال تجربه یکی از مهمترین تغییرات جمعیتی چند دهه اخیر است؛ کاهش نرخ باروری و تولد از یک سو و افزایش امید به زندگی از سوی دیگر، سهم سالمندان را در هرم جمعیتی کشور افزایش داده است. برآوردهای جمعیتی نشان میدهد اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، تا سال ۱۴۳۰ حدود ۳۰ تا ۳۲ درصد جمعیت کشور بالای ۶۰ سال خواهند بود؛ یعنی تقریباً یک نفر از هر سه ایرانی سالمند خواهد بود.
در حال حاضر نیز حدود ۱۳ تا ۱۴ درصد جمعیت ایران را افراد بالای ۶۰ سال تشکیل میدهند و جمعیت سالمندان به بیش از ۱۰ میلیون نفر رسیده است. برخی برآوردها نیز از افزایش جمعیت سالمندان به بیش از ۲۰ میلیون نفر و حتی حدود ۲۷ میلیون نفر در سال ۱۴۳۰ خبر میدهند.
این تغییر فقط به افزایش تعداد سالمندان محدود نمیشود؛ بلکه ساختار بازار کار، نظام بازنشستگی، خدمات سلامت، بیمه، مسکن، حملونقل، شهرسازی، خانواده و حتی مدیریت بحران کشور را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
سالمندی با سرعتی بیشتر از آمادهشدن زیرساختها
ایران در مقایسه با بسیاری از کشورها مسیر سالمندی را با سرعت زیادی طی میکند. فاصله زمانی میان دوره جوانی جمعیت و ورود به مرحله سالمندی در ایران کوتاه بوده و همین موضوع فرصت سیاستگذاری را محدود کرده است.
بر اساس پیشبینیهای جمعیتی، در سال ۱۴۳۰ حدود ۳۰ تا ۳۲ درصد جمعیت کشور سالمند خواهند بود. این یعنی اگر امروز جمعیت سالمندان حدود ۱۰ میلیون نفر باشد، در کمتر از دو دهه آینده تعداد آنها میتواند به بیش از دو برابر وضعیت فعلی برسد.
در چنین شرایطی، پرسش اصلی دیگر این نیست که «آیا ایران سالمند میشود؟» بلکه این است که کشور با چه سرعتی میتواند خود را برای این تغییر آماده کند؟
دههشصتیها؛ موج بزرگ سالمندی در راه است
یکی از مهمترین عوامل تشدیدکننده سالمندی در سالهای آینده، ورود نسلهای پرجمعیتتر به سنین سالمندی است.
نسل متولد دهه ۶۰ یکی از بزرگترین گروههای جمعیتی کشور است و در سالهای آینده به تدریج وارد سنین بالاتر خواهد شد. برآوردهای مطرحشده نشان میدهد جمعیت سالمندان کشور ممکن است تا سال ۱۴۳۰ از حدود ۹ میلیون نفر فعلی به بیش از ۲۷ میلیون نفر برسد.
بنابراین موج سالمندی آینده تنها نتیجه افزایش طول عمر نیست؛ ساختار جمعیتی کشور نیز این روند را تشدید میکند.
در صورتی که همزمان با ورود این نسل به سالمندی، نرخ تولد نیز پایین باقی بماند، نسبت جمعیت فعال اقتصادی به جمعیت سالمند تغییر خواهد کرد و فشار بیشتری بر بازار کار، نظام تأمین اجتماعی و خانوادهها وارد میشود.
سالمندی فقط مسئله بهزیستی نیست
افزایش جمعیت سالمندان را نمیتوان صرفاً به سازمان بهزیستی یا وزارت بهداشت مرتبط دانست.
وزارت بهداشت باید برای افزایش بیماریهای مزمن و نیازهای درمانی سالمندان برنامه داشته باشد؛ سازمان بهزیستی باید ظرفیت مراکز مراقبتی و توانبخشی را افزایش دهد؛ صندوقهای بازنشستگی باید برای افزایش تعداد مستمریبگیران آماده شوند و وزارت کار نیز باید پیامدهای کاهش جمعیت فعال اقتصادی را مدیریت کند.
در کنار این دستگاهها، شهرداریها و وزارت راه و شهرسازی نیز باید شهرها را برای جمعیتی که نیازهای حرکتی و دسترسی متفاوتی دارد آماده کنند.
این تغییر جمعیتی حتی بر معماری خانهها، طراحی معابر، حملونقل عمومی و محل استقرار مراکز درمانی و خدمات اجتماعی نیز اثر خواهد گذاشت.
زنان؛ چهره دیگری از سالمندی آینده
یکی از ابعاد مهم سالمندی در ایران، افزایش سهم زنان در جمعیت سالمند است.
زنان بهطور متوسط طول عمر بیشتری دارند و در سنین بالاتر سهم آنها از جمعیت سالمندان افزایش پیدا میکند. از سوی دیگر، احتمال بیوگی و زندگی بدون همسر در زنان سالمند بیشتر است و همین موضوع میتواند تعداد زنان سالمند تنها را افزایش دهد. این مسئله اهمیت حمایتهای اجتماعی، اقتصادی و مراقبتی از زنان سالمند را بیشتر میکند.
اگر در آینده تعداد زنان سالمند تنها افزایش پیدا کند، خدمات مراقبت در منزل، مراکز روزانه سالمندان و شبکههای حمایت محلهای اهمیت بسیار بیشتری پیدا خواهند کرد.
تنهایی؛ بحران خاموش سالمندی
سالمندی فقط با بیماری و مشکلات اقتصادی همراه نیست. تنهایی یکی از جدیترین مشکلات اجتماعی سالمندان است.
تغییر ساختار خانواده، کاهش تعداد فرزندان، مهاجرت فرزندان و افزایش زندگی مستقل باعث شده است بخشی از سالمندان بدون حضور اعضای خانواده در کنار خود زندگی کنند.
احساس تنهایی نیز تنها یک مشکل عاطفی نیست؛ زیرا سالمندی که تنها زندگی میکند در زمان بیماری، زمینخوردن، قطع دارو یا وقوع حادثه، با خطر بیشتری مواجه است.
به همین دلیل توسعه مراکز روزانه سالمندان، برنامههای فرهنگی و ورزشی، فعالیتهای اجتماعی محلهمحور و شبکههای داوطلبانه میتواند در کاهش آسیبهای ناشی از تنهایی مؤثر باشد.
سالمندان در بحرانها آسیبپذیرترند
تجربه جنگ ۱۲ روزه نیز یک واقعیت مهم را آشکار کرد؛ سالمندان تنها در زمان بحران یکی از آسیبپذیرترین گروههای جامعه هستند. در جریان این بحران، حدود ۲ هزار سالمند بدون سرپرست شناسایی شدند و خدمات حمایتی برای آنها ادامه پیدا کرد.
سالمندی که تنها زندگی میکند، داروی روزانه مصرف میکند، توانایی جابهجایی سریع ندارد یا به مراقبت مستمر نیازمند است، در زمان جنگ، زلزله، سیل یا سایر بحرانها نمیتواند مانند یک فرد جوان و سالم خود را جابهجا کند.
بنابراین لازم است در برنامههای مدیریت بحران، اطلاعات سالمندان تنها و افراد نیازمند مراقبت در دسترس دستگاههای مسئول باشد و برای تخلیه، اسکان، تأمین دارو و مراقبت از آنها برنامه مشخص وجود داشته باشد. با توجه به افزایش تعداد سالمندان در سالهای آینده، این مسئله اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد.
۱۷۰ مأموریت و ۲.۸ درصد بودجه
یکی از چالشهای مهم، ظرفیت دستگاههای حمایتی برای پاسخگویی به نیازهای آینده است.
بر اساس اظهارات مطرحشده در مجلس، سازمان بهزیستی حدود ۱۷۰ مأموریت دارد، در حالی که حدود ۲.۸ درصد بودجه کشور به این سازمان اختصاص پیدا میکند.
این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم سالمندی جمعیت در سالهای آینده افزایش خواهد یافت و بهزیستی علاوه بر سالمندان، مسئولیت حمایت از افراد دارای معلولیت، زنان سرپرست خانوار و سایر گروههای آسیبپذیر را نیز بر عهده دارد.
بنابراین یکی از پرسشهای جدی این است که آیا منابع و نیروی انسانی دستگاههای مسئول، متناسب با رشد جمعیت سالمند افزایش خواهد یافت یا خیر؟
اقتصاد سالمندی؛ چه کسی هزینهها را پرداخت میکند؟
افزایش تعداد سالمندان به معنای افزایش تعداد افرادی است که بخشی از درآمدشان از مستمری و حقوق بازنشستگی تأمین میشود.
از سوی دیگر، کاهش تعداد افراد جوان و فعال اقتصادی میتواند نسبت میان شاغلان و بازنشستگان را تغییر دهد.
در سالهای گذشته نیز نسبت به وضعیت اقتصادی سالمندانی که درآمد ثابت یا کافی ندارند هشدار داده شده است. برخی برآوردهای پیشین نشان میداد بخشی از سالمندان درآمد مستقلی نداشتهاند و گروهی نیز تنها از مستمری یا حمایتهای اجتماعی استفاده میکردهاند.
اگر این وضعیت در کنار افزایش تعداد سالمندان قرار گیرد، مسئله تأمین منابع مالی برای بازنشستگی و خدمات حمایتی به یکی از چالشهای جدی اقتصاد کشور تبدیل خواهد شد.
نظام سلامت باید از درمان به مراقبت حرکت کند
با افزایش سن، احتمال ابتلا به بیماریهای مزمن، مشکلات حرکتی، اختلالات بینایی و شنوایی و نیاز به مراقبت طولانیمدت بیشتر میشود. در چنین شرایطی، توسعه بیمارستانها به تنهایی پاسخگوی نیازهای آینده نخواهد بود. کشور به پرستار، مراقب سالمند، فیزیوتراپیست، کاردرمانگر، روانشناس و خدمات مراقبت در منزل نیاز خواهد داشت.
مراقبت از سالمند نیز نباید تنها پس از بروز بیماری آغاز شود؛ بلکه باید از دوران میانسالی، با آموزش سبک زندگی سالم، پیشگیری از بیماریهای مزمن و حفظ استقلال سالمندان آغاز شود.
شهرهای ایران برای سالمندان آمادهاند؟
یکی دیگر از موضوعات مهم، توسعه شهرهای دوستدار سالمند است. شهر مناسب سالمندان باید پیادهروهای ایمن، وسایل حملونقل عمومی قابل استفاده، دسترسی مناسب به مراکز درمانی، فضاهای سبز و تفریحی و خدمات اجتماعی در دسترس داشته باشد.
در سالهای اخیر چندین شهر کشور در مسیر اجرای طرح شهر دوستدار سالمند قرار گرفتهاند، اما مسئله اصلی میزان اجرای واقعی این طرحهاست.
سالمندی که از واکر استفاده میکند، باید بتواند از خانه خارج شود، سوار اتوبوس یا مترو شود، به مرکز درمانی مراجعه کند و در فضای عمومی حضور داشته باشد. اگر مناسبسازی فقط روی کاغذ باقی بماند، شهر دوستدار سالمند معنای واقعی خود را از دست خواهد داد.
جوانی جمعیت و سالمندی؛ دو روی یک مسئله
افزایش سالمندی جمعیت ارتباط مستقیمی با کاهش نرخ باروری دارد. اگر تعداد تولدها کاهش پیدا کند و همزمان امید به زندگی افزایش یابد، سهم سالمندان در هرم جمعیتی بیشتر خواهد شد.
به همین دلیل سیاستهای جمعیتی کشور باید دو هدف را همزمان دنبال کنند؛ جوانسازی جمعیت و آمادهسازی جامعه برای سالمندی.
افزایش فرزندآوری میتواند در بلندمدت ساختار جمعیتی را اصلاح کند، اما سالمندان امروز و نسلهایی که در سالهای آینده وارد سالمندی میشوند همچنان به خدمات درمانی، اجتماعی و اقتصادی نیاز دارند. پس سیاست سالمندی نمیتواند تا زمان نتیجهدادن سیاستهای افزایش جمعیت به تعویق بیفتد.
۱۴۳۰؛ فرصت تصمیمگیری امروز
اکنون حدود ۱۳ تا ۱۴ درصد جمعیت کشور سالمند هستند، اما در صورت ادامه روندهای جمعیتی، این سهم در سال ۱۴۳۰ به حدود ۳۰ تا ۳۲ درصد خواهد رسید.
یعنی جامعه ایران در کمتر از دو دهه آینده با جمعیتی روبهرو خواهد شد که بخش بزرگی از آن نیازمند خدمات متفاوتی در حوزه سلامت، مسکن، حملونقل، تأمین اجتماعی، مراقبت و حمایت اجتماعی است.
تجربه جنگ ۱۲ روزه و شناسایی حدود ۲ هزار سالمند بدون سرپرست نشان داد که این مسئله فقط مربوط به آینده نیست و بخشی از چالش سالمندی همین امروز در برابر کشور قرار دارد.
بنابراین ایران علاوه بر سیاستهای افزایش موالید، به یک برنامه جامع و اجرایی برای سالمندی جمعیت نیاز دارد؛ برنامهای که در آن سلامت، اقتصاد، بازنشستگی، مسکن، شهرسازی، مراقبت، تنهایی و مدیریت بحران در کنار یکدیگر دیده شوند.
ارسال دیدگاه