ایرج، صدایی ماندگار در خاطره هفت نسل متفاوت
تهران (پانا) - درگذشت ایرج خواجهامیری، یکی از شناختهشدهترین خوانندگان موسیقی ایران، بار دیگر نام نسلی از هنرمندان را به میان آورده که بخش مهمی از خاطرات شنیداری چند نسل را ساختهاند. ایرج بیش از هفت دهه در موسیقی ایران حضور داشت؛ از رادیو و برنامه «گلها» تا سینما و ترانههایی که صدایش را به گوش مخاطبان گستردهتری رساند. حالا با رفتن او، میتوان دوباره به کارنامه خوانندهای نگاه کرد که صدایش فقط متعلق به یک دوره نماند.
درگذشت ایرج خواجهامیری فقط خبر رفتن یکی از خوانندگان قدیمی موسیقی ایران نیست. با رفتن او، بخشی از نسلی از خوانندگان از میان ما رفت که موسیقی را در روزگاری دیگر تجربه کرده بودند؛ روزگاری که رادیو هنوز یکی از مهمترین راههای شنیدن موسیقی بود و صدای خواننده میتوانست برای سالها در خانههای مردم بماند.
ایرج از همان نسل بود. نسلی که برای رسیدن به جایگاه خوانندگی، مسیر متفاوتی را طی کرد و در کنار آهنگسازان و نوازندگان شناختهشده موسیقی ایران قرار گرفت. ورود او به برنامه «گلها» در سال ۱۳۳۶، یکی از مهمترین مقاطع کارنامهاش بود. او با حضور در این مجموعه، خیلی زود به یکی از صداهای شناختهشده موسیقی آن سالها تبدیل شد. نخستین اجرای او در «گلها» با همراهی علی تجویدی، فرهنگ شریف و امیرناصر افتتاح شکل گرفت و بعدها همکاریاش با این مجموعه ادامه پیدا کرد.
اما کارنامه ایرج به رادیو و آواز ایرانی محدود نماند. صدای او خیلی زود راه خود را به سینما هم باز کرد. او از دهه ۳۰ در فیلمهای ایرانی آواز خواند و بعدها صدایش با بسیاری از چهرههای محبوب سینمای آن دوره گره خورد. در سالهایی که بخش مهمی از موسیقی عامهپسند از مسیر سینما به گوش مردم میرسید، ایرج یکی از صداهایی بود که این ارتباط را شکل میداد.
شاید به همین دلیل باشد که نمیتوان کارنامه ایرج را تنها با عنوان «خواننده موسیقی سنتی» توضیح داد. او در مرزی میان چند فضای موسیقایی حرکت میکرد؛ از آواز و تصنیف گرفته تا ترانههای سینمایی. در کنار اینها، همکاری طولانی او با چهرههایی مانند پرویز یاحقی، همایون خرم، علی تجویدی، فرهنگ شریف، جلیل شهناز، حسن کسایی و دیگر نوازندگان شناختهشده، بخشی از جایگاه او را در تاریخ موسیقی ایران شکل داد.
صدای ایرج البته ویژگی دیگری هم داشت که باعث میشد حتی در میان خوانندگان پرشمار آن دوره، بهسادگی شناخته شود. صدایی پرقدرت و گسترده که هم در اجرای آواز و هم در ترانه، ظرفیت متفاوتی داشت. همین ویژگی کمک کرد تا او بتواند سالها میان موسیقی جدیتر و سلیقه عمومی رفتوآمد کند؛ بدون اینکه هویت صوتیاش را از دست بدهد.
بخش دیگری از ماندگاری ایرج را باید در همین حضور طولانی جستوجو کرد. او فقط متعلق به یک دهه یا یک نسل نبود. نامش در دورههای مختلف موسیقی ایران باقی ماند و برای چند نسل از شنوندگان، معنای متفاوتی پیدا کرد. برای گروهی، صدای برنامههای رادیویی و «گلها» بود و برای گروهی دیگر، صدایی که از فیلمها و ترانههای سالهای دور به یاد مانده بود.
حالا که ایرج در ۹۴سالگی از دنیا رفته، شاید بیش از همیشه بتوان فاصلهای را که میان آن دوره و امروز شکل گرفته دید. نسلی از هنرمندان که بخش مهمی از موسیقی قرن گذشته ایران را ساختند، یکییکی کنار میروند و با هر رفتن، بخشی از حافظه شنیداری آن دوره نیز دورتر میشود. خبر درگذشت ایرج در ۲۱ مرداد ۱۴۰۵ منتشر شد و خانه موسیقی ایران نیز درگذشت او را اعلام کرد.
با این حال، کارنامه ایرج بیشتر از آن است که با مرگ او به پایان برسد. صدایی که سالها در رادیو، سینما و موسیقی ایران شنیده شد، حالا بخشی از همان حافظهای است که با چند نت یا چند کلمه میتواند دوباره زنده شود.
شاید میراث ایرج همین باشد؛ اینکه یک خواننده میتواند از زمان خودش عبور کند، در خاطره چند نسل بماند و بعد از خاموش شدن صدایش، همچنان شنیده شود.
رها اردشیری
ارسال دیدگاه