اربعین امسال؛ جای خالی یک قامت آشنا
قرچک (پانا)-امروز، زینبیه تنها میزبان عزاداران حسین(ع) نبود؛ پناهگاه دلهایی بود که هم داغ کربلا را بر سینه داشتند و هم سوگ فقدانی که هنوز برایشان باورشدنی نبود.
امسال، زینبیه همان زینبیه هر سال بود؛ همان روضه، همان اشک، همان نوحه؛ اما جای تو خالی بود.
سالهای سال، اربعین با حضور تو برای عاشقان اهلبیت(ع) معنایی دیگر داشت. پیش از آنکه نوحه آغاز شود، چشمها به همان جای همیشگی دوخته میشد و دلها در انتظار لحظهای بود که با حضورت، مجلس رنگ دیگری بگیرد. امسال اما، آن جای آشنا خالی ماند؛ خلأیی که هیچ چیز نتوانست آن را پر کند.
نیامده بودی، اما انگار حضورت از هیچیک از گوشههای مجلس رخت نبسته بود. در سکوت میان روضهها، در اشک چشم کسانی که سالها این مجلس را با تو دیده بودند، در بغض جوانهایی که با نامت اشک میریختند و در نگاههایی که بیاختیار به قاب تصویرت دوخته میشد، حضورت احساس میشد. گویی هر گوشه زینبیه، خاطرهای از سالهای حضورت را در دل خود حفظ کرده بود.
مرثیهها یکی پس از دیگری طنینانداز میشد. نوحهها از داغ کربلا میخواندند و از غربت اهلبیت(ع)، اما در میان هر بیت، داغی دیگر نیز بر دلها سنگینی میکرد. هر بار که تصویرت بر پرده نقش میبست، بغضها تازه میشد و صدای گریه، بلندتر از قبل در فضای زینبیه میپیچید. زمزمهای از میان جمع به گوش میرسید؛ زمزمهای که شاید حرف دل بسیاری بود: «ما برایت آنطور که باید عزاداری نکردیم، بابا.»
امروز، زینبیه تنها میزبان عزاداران حسین(ع) نبود؛ پناهگاه دلهایی بود که هم داغ کربلا را بر سینه داشتند و هم سوگ فقدانی که هنوز برایشان باورشدنی نبود. مردم آمده بودند تا در اربعین سیدالشهدا(ع) اشک بریزند، اما اشکهایشان این بار رنگ دلتنگی دیگری هم داشت؛ دلتنگی برای صاحب سالهای این مجلس.
و آنسوی این دلتنگی، نگاهها به کسی بود که امروز بار این امانت بزرگ را بر دوش گرفته است؛ گویی اگرچه در میان جمع حضور نداشت، اما با همان دغدغه همیشگی، چشم بر این محفل دوخته بود تا چراغ زینبیه همچنان روشن بماند و پرچمی که سالها برافراشته بود، بر زمین نماند.
اربعین امسال، زینبیه فقط مجلس عزای حسینبنعلی(ع) نبود؛ روایت دلتنگی مردمی بود که صاحب سالهای این مجلس را در میان خود نمیدیدند، اما حضورش را در جایجای آن احساس میکردند. گاهی بعضی آدمها حتی وقتی نیستند، بیش از همیشه حضور دارند؛ در اشکها، در خاطرهها، در زمزمهها و در دلهایی که هنوز با نامشان آرام میگیرد. امسال، زینبیه، روایت همین حضورِ غایب بود.
ارسال دیدگاه