به سینمای ایران تسلیت بگویید ؛ عمو اکبر سینما را تنها گذاشت و رفت
خمسه: بازیگران بارها می میرند و متولد میشوند / عبدی «منشوری چندوجهی» بود
تهران (پانا) - صبح امروز مراسم تشییع پیکر اکبر عبدی با حضور جمع زیادی از مردم و هنرمندان برگزار شد. در این مراسم که بسیار احساسی بود، خانواده و همکاران این بازیگر محبوب از خاطرات خوب سالهای همکاری با او گفتند و در نهایت او را تا آرامگاه ابدیاش همراهی کردند.
صبح چهارم مرداد، مقابل تالار وحدت، هنوز آفتاب کاملاً بر شهر ننشسته بود که جمعیت آرامآرام خود را به خیابان شهریار رساند؛ خیابانی که اینبار نه برای افتتاحیه یک فیلم، نه برای جشن یک هنرمند، بلکه برای بدرقه مردی پر شده بود که سالها با نقشهایش لبخند را به خانههای مردم برد.
از میان جمعیت، چهرههای آشنا یکییکی از راه میرسیدند؛ بازیگران، کارگردانان، مدیران فرهنگی و مردمی که بسیاری از آنها، اکبر عبدی را نه فقط یک بازیگر، بلکه بخشی از خاطرات زندگیشان میدانستند.
در فضای مقابل تالار، موسیقی فیلمهایی که عبدی در آنها نقشآفرینی کرده بود، شنیده میشد و هر قطعه، خاطرهای را برای حاضران زنده میکرد.
مراسم با تلاوت آیاتی از قرآن کریم آغاز شد و پس از آن، همایون اسعدیان، مدیرعامل خانه سینما، پشت تریبون رفت؛ سخنانی که بیش از آنکه رنگ یک پیام رسمی داشته باشد، یادآوری سالهایی بود که اکبر عبدی مهمان همیشگی خانههای ایرانیان بود.
اسعدیان به فیلمها و سریالهایی که اکبر عبدی، آکتور سینما ایفای نقش کرده بود اشاره کرد و گفت: «ما پای تلویزیون نشسته بودیم و اکبر عبدی از قاب تلویزیون وارد زندگی ما شد؛ با ما خندید، با ما گریه کرد و کمکم تبدیل به عضوی از خانواده همه ما شد.»
اسعدیان در پایان سخنانش خطاب به این بازیگر فقید گفت: «عمو اکبر، بابت تمام زیباییهایی که برای ما ساختی، از تو ممنونیم.»
در ادامه، پیامهای تسلیت مسئولان کشور از جمله رئیسجمهور، رئیس مجلس، رئیس قوه قضائیه، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، رئیس سازمان صداوسیما و رئیس سازمان سینمایی قرائت شد؛ پیامهایی که همگی بر جایگاه ماندگار اکبر عبدی در فرهنگ و هنر ایران تأکید داشتند.
سپس کورش سلیمانی، بیانیه انجمن بازیگران خانه سینما را قرائت کرد؛ بیانیهای که از اکبر عبدی بهعنوان یکی از خلاقترین بازیگران تاریخ سینمای ایران یاد میکرد و افسوس میخورد که سالهای پایانی فعالیت او، کمتر با آثاری همتراز تواناییهایش همراه بود.
زمانیکه مینو جعفرزاده پشت تریبون قرار گرفت و سخنانش را آغاز کرد بغض جمعیت را فرا گرفت. او که به سختی جملاتش را ادا میکرد، گفت هیچگاه تصور نمیکرد در چنین روزی درباره اکبر عبدی سخن بگوید. او از عبدی بهعنوان تکیهگاه خود یاد کرد و خاطره آخرین دیدار این بازیگر با همسرش، بهمن زرینپور، را روایت کرد؛ دیداری که به گفته او، اکبر عبدی با دیدن دوست قدیمیاش گفته بود: «ای کاش من به جای او میمردم.»
عبدالله اسکندری، طراح گریم و از قدیمیترین همکاران عبدی، نیز به جای مرور افتخارات حرفهای، از پشت صحنههای سالها همکاری با او گفت. از جوانی عبدی، حساسیتش نسبت به آدمها و روحیهای که به گفته او، باعث میشد خلق هر شخصیت، حاصل گفتوگوی مشترک میان بازیگر و طراح گریم باشد. او در پایان سخنانش با صدایی لرزان گفت که دیگر آن صندلی همیشگی کنار او خالی خواهد ماند.
احساسیترین بخش مراسم، حضور همسر و دختر اکبر عبدی بود؛ جایی که المیرا عبدی با بغضی آشکار پشت میکروفن ایستاد و گفت قرار بود روزی روی صحنه تئاتر پدرش از او تقدیر کند، اما حالا برای خداحافظی آمده است.
او از سه ماه پایانی زندگی پدرش گفت؛ روزهایی که به گفته او، اکبر عبدی دیگر به سختی نفس میکشید و خانواده تلاش میکردند اندکی از محبتهای سالهای زندگی او را جبران کنند، اما فرصت چندانی باقی نماند.
دختر این بازیگر با تأکید بر اینکه «بابای من در نقشهایش زندگی میکرد»، از مهربانی پدرش گفت و جملهای را به یاد آورد که همیشه از او شنیده بود: «به همه خوبی کن، حتی اگر با تو بدی کردند.»
وی در پایان، جملهای گفت که فضای مراسم را دگرگون کرد: «به من تسلیت نگویید؛ به سینمای ایران تسلیت بگویید.» سپس از حاضران خواست به جای سکوت، همانگونه که در یک آیین بزرگداشت انجام میشود، برای اکبر عبدی دست بزنند؛ درخواستی که با تشویق ممتد حاضران همراه شد و بدرقه مردی که عمرش را صرف خنداندن مردم کرده بود، برای لحظاتی رنگ و بوی یک جشن قدردانی به خود گرفت.
معصومه قاسمی، همسر اکبر عبدی، نیز در سخنانی کوتاه از مهربانی همسرش گفت و از مردم خواست قدر هنرمندان کمدی را بیشتر بدانند؛ هنرمندانی که سالها بار شادی جامعه را بر دوش میکشند.
علیرضا خمسه، همکار و دوست قدیمی عبدی، مرگ بازیگران را متفاوت از دیگران توصیف کرد و گفت بازیگر به تعداد نقشهایی که بازی میکند، بارها زندگی میکند و بارها میمیرد. او عبدی را «منشوری چندوجهی» خواند و تأکید کرد که بسیاری تنها بازیگر بزرگ او را میشناسند، در حالی که پشت آن چهره مشهور، انسانی بخشنده، وفادار، همسر، پدر، برادر و همسایهای کمنظیر حضور داشت.
مسعود جعفری جوزانی نیز استعداد بازیگری اکبر عبدی را موهبتی ذاتی دانست و گفت او از آن دسته هنرمندانی بود که پیش از هر آموزش و تجربهای، جوهر بازیگری را با خود داشت؛ هنرمندی که حضورش، حتی بیرون از قاب دوربین، عبوسترین آدمها را هم به خنده وا میداشت.
با پایان سخنرانیها، نماز میت بر پیکر اکبر عبدی اقامه شد و سپس جمعیت، در میان تشویقها و زمزمه صلوات، او را تا بدرقه آخر همراهی کرد؛ بدرقه مردی که سالها خنده را به مردم هدیه داد و اینبار، در میان اشک همان مردم، راهی خانه ابدی شد.
رها اردشیری
ارسال دیدگاه