آخرین سلام؛ وقتی مشهد، امانتِ تاریخ را در آغوش کشید
ملارد(پانا)- آسمان مشهد نیز میدانست که امروز، این شهر نه میزبان یک تشییع، که شاهد ورق خوردنِ فصلی از تاریخ ایران است.
گویی امروز، خورشید بر فراز گنبد طلایی، اندکی آرامتر میتابید؛ انگار آسمان نیز میدانست که این شهر، میزبان وداعی خواهد بود که تنها یک آیین تشییع نبود، بلکه ورق خوردنِ فصلی از تاریخِ ایران به شمار میرفت. خیابانهای منتهی به حرم مطهر، از نخستین ساعات روز، مملو از مردمی شد که آمده بودند تا در آخرین بدرقهی رهبر شهید، آیتالله سید علی حسینی خامنهای، سهمی از وفاداری خود را به ثبت برسانند.
در میان موجِ آرامِ جمعیت، آنچه بیش از هر چیز به چشم میآمد، سکوتی بود که از هزاران فریاد رساتر بود. پیر و جوان، زن و مرد، دانشآموز و کارگر؛ همه در کنار یکدیگر ایستاده بودند تا نشان دهند که برخی بدرقهها، تنها پایانِ یک زندگی نیست، بلکه آغازِ مسئولیتی است که بر دوش یک ملت باقی میماند.
حرم مطهر امام رضا(ع)، امروز تنها میزبان پیکری مطهر نبود؛ بلکه مأمنِ خاطرههایی شد که سالها در ذهن و دل مردم این سرزمین نقش بسته است. اشکهایی که بر گونهها جاری بود، تنها از اندوهِ فراق سرچشمه نمیگرفت؛ بلکه ترجمانِ پیوندی بود که گذرِ زمان نیز توان گسستنِ آن را ندارد.
شاید بتوان گفت که امروز، مشهد بیش از همیشه «پایتختِ دلها» بود؛ شهری که در جوارِ امامِ رئوف(ع)، آخرین امانتِ یک دوران را در آغوش گرفت. در این وداع، هر گامِ مردم، امضایی دوباره بر دفترِ همبستگی بود و هر نگاه، روایتی از وفاداری که در حافظهی تاریخ باقی خواهد ماند.
این مراسم، تنها یک آیینِ خاکسپاری نبود؛ بلکه یادآورِ این حقیقت بود که تاریخ، گاه در سکوتِ قدمهای مردمی نوشته میشود که بیهیاهو، اما استوار، برای ادای احترام گرد هم میآیند. مشهد، امروز شاهدِ پایانِ یک مسیر بود؛ مسیری که روایتش، سالها در حافظهی جمعیِ این سرزمین بازگو خواهد شد.
ارسال دیدگاه