دیدار یک ملت با آقای شهید
قم (پانا) - تشییع پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب در واقع دیدار یک ملت با ایشان بود که خود را از سراسر کشور به مراسم رسانده بودند.
وقتی چشمان اشکبارم را باز میکنم، قلبم عزادار است. کولهام را بر دوش میاندازم و سربندم را میبندم. امروز همان روزی است که بیش از ۱۲۰ روز منتظرش بودیم؛ روزی برای عزاداری و تشییع آقای شهیدمان!
در مسیری که قدم به قدمش دلتنگی بود و اشک، مردم قدم برمیدارند تا برسند به طریق؛ طریقی که هر هفته سهشنبهها مملو از قلبهای دلتنگ امام عصر(عج) بود و رنگ و بوی متفاوتی داشت. سهشنبههایی که اینجا طریق المهدی(عج) بود و حالا این سهشنبه اینجا طریق نایبالمهدی(عج) است.
در هر نگاه، حماسهای از نوع حضور موج میزد. در نگاه آن دخترک دوساله که روی لباسش عکس زهرای شهید ۱۴ ماهه بود یا در نگاه آن پدربزرگی که به عصایش تکیه زده بود و اشک میریخت یا در نگاه آن مادر لرستانی تا کودکش را اینجا و در این مکتب درس دهد و یا آن بانوی کفنپوش که میگفت آمده تا یا انتقام خون رهبر را بگیرد یا جان خود را فدای جانفدای ایران کند.
امروز رهبر شهیدمان باز هم دیدار داشتند، اما نه در بیت رهبری که در میعادگاه ظهور. امروز مردم باز هم به دیدار رهبر آمدند اما با شعارهای متفاوت. شعارهایی از جنس غم و حماسه و خونخواهی.
و آن لحظه که خودروی حامل پیکر مطهر رهبر شهیدمان در میان جمعیت وارد شد، آسمان رنگ سرخ به خود گرفت و طوفانی شد. گویا آسمان قم هم طاقت نداشت آقایمان را اینگونه ببیند و سیلی که حالا تب و تابش شدت گرفته بود و موجی از مردم که با شعار های کوبنده و بر سرزنان به دنبال پیکر آقای ایران می دویدند .
اما این حماسه آن زمان که پیکر آقا از میانمان رفت پایان نیافت، مردم هنوز در مسیر بودند و اشک می ریختند و شعار می دادند.
می خواستند بگویند که با رفتن پیکر امام شهیدمان روح پاک ایشان در میانمان هست و ما هستیم در میدان ها، هستیم تا مسیر آقای مان را ادامه بدهیم و منتقم خون ایشان باشیم .
لحظه به لحظه اینجا یک دنیا بود و قدم به قدم حماسه! حماسه هایی که نتیجه شان انتقام خواهد بود، انتقامی سخت و خیلی زود. اِنَّا مِنَ المُجرِمونَ مُنتَقِمون
ارسال دیدگاه