نقشونگارِ جان بر تاروپود تاریخ
بروجن (پانا) ـ صنایع دستی، تنها یک کالا نیست؛ روایتی است از باورها، اقلیم و ذوق مردمان یک سرزمین که در گذر قرنها از انگشتان هنرمند به یادگار مانده است.
در تقویمِ جهان، روزی که به نام «صنایع دستی» نامگذاری شده، تنها گرامیداشت یک حرفه نیست؛ بلکه ستایشِ معجزه است. معجزهای که از تلاقی «اندیشه» و «سرانگشتان» پدید میآید. صنایع دستی، ضربآهنگ تپشِ قلب تاریخ در کالبد اشیاء است.
هر گرهای که بر تار و پود قالی مینشیند، سرگذشتِ دختری است که آرزوهایش را با پشم و ابریشم گره زده است. هر خطِ اسلیمی که بر تنه فیروزهایِ کاشی نقش میبندد، نجواهایِ عارفانهای است که معمارِ خسته، در تنهاییِ کارگاهش با خدایِ خویش داشته است. این اشیاء، همسخنانِ بیزبانِ ما هستند؛ ظرفهایی که طعمِ تاریخ میدهند و بافتههایی که گرمایِ حضورِ اجدادمان را در تار و پود خود ذخیره کردهاند.
هنر دستی، به معنای دقیقِ کلمه، «جانبخشیدن» است. در عصری که چرخهایِ عظیمِ صنعت، همه چیز را یکدست و بیروح کردهاند، صنایع دستی، آخرین سنگرِ «انسانبودن» است. اینجا، نقصهای کوچکِ یک دستساخته، نه عیب، که امضایِ اصالت است؛ نشانهای که میگوید: «اینجا انسانی ایستاده بود، نفس میکشید و با عشق، چیزی آفرید.
صنایع دستی، پیوند بیواسطه روحِ آدمی با طبیعت است؛ آنجا که خاک، با گرمای دستِ سفالگر، به بلور زندگی بدل میشود و چوب سرد، زیر تیشه نجار، به نغمهای ماندگار تبدیل میگردد.
از فرش و خاتم گرفته تا سفال، میناکاری، قلمزنی و گلیمبافی، هر کدام از این آثار نشاندهنده دقت، صبوری و هنر دست هنرمندانی است که با کمترین امکانات، زیباترین نقشها را خلق میکنند. همین ویژگی باعث شده صنایعدستی ایران در میان کشورهای مختلف جهان جایگاه ویژهای داشته باشد و همواره مورد توجه علاقهمندان هنر قرار گیرد.
امروز، روز تعظیم در برابر این دستان پینهبسته و چشمانِ کمسو اما خلاقی است که میراث نیاکان را در میان هیاهوی دنیای ماشینی زنده نگاه داشتهاند. بیایید باور کنیم که هر قطعه صنایع دستی، یک اثر ادبی است که به جای واژگان، با فرم و رنگ سروده شده است؛ و ما، وارثان خوشبختِ این سرودهای ملموس، موظفیم این اصالت را به نسلهای آینده پیشکش کنیم.
ارسال دیدگاه