محمدرضا دلیر*
بهشت تبهکاران؛ روایتی نافرجام از یکی از مهمترین حوادث تاریخ معاصر!
تهران (پانا) - فیلم درباره یکی از حوادث پیرامون ملی شدن صنعت نفت و روایتی است از حسن جعفری، کارمند شرکت نفت آبادان که به تهران میآید و ناخواسته وارد ماجراهایی میشود. بستر تاریخی فیلم به سال ۱۳۲۹ بازمیگردد، سالی که احمد دهقان، نماینده مجلس، روزنامهنگار و مدیر تئاتر «نصر» توسط حسن جعفری در خیابان لالهزار به قتل میرسد.
«مسعود جعفری جوزانی»، کارگردان نامآشنای سینما و تلویزیون که با آثاری چون «جادههای سرد»، «شیر سنگی»، «در مسیر تندباد» و سریال تلویزیونی در «چشم باد» نامش ماندگار شده است. آخرین حضور او در جشنواره فجر با فیلم «ایران برگر» و در دوره سی و سوم بود که در پنج قسمت نامزد و همچنین، برنده بهترین چهرهپردازی شد. جعفری جوزانی که علاقه زیادی به تولید آثار تاریخی دارد چند فیلمنامه تاریخی به تولید نرسیده نیز در کارنامه دارد.
فیلم براساس پژوهشهای تاریخی قرار است یک واقعه مهم در سالهای نزدیک به ملی شدن صنعت نفت و ماجرای ترور احمد دهقان نماینده وقت مجلس و اعدام متهم به قتل او حسن جعفری که کارمند شرکت نفت است روایت کند. فیلم دغدغه تاریخ دارد، اما این دغدغه اژ منظر اهمیت شخصیتها واقعه رخداد آن در دل تاریخ معاصر محلی از اعراب ندارد و به بازنمایی هویتی جز در تاکید بر ظلم پهلوی در آن مهم بنظر نمیرسد.
روایت تاریخی که بتواند هر چه بیشتر ظلم، فساد و جور خاندان پهلوی را عیان و هویدا کند قابل اهمیت است. «بهشت تبهکاران» نیز سعی کرده از زاویهای این ظلم را به تصویر بکشد. اما ماجرایی که به آن میپردازد، چندان تناسب محوری با جریان انقلاب اسلامی جز در همراستایی برملاسازی ظلم و ستم ندارد. از این رو ارجحیتی آنچنان در ذیل گفتمان انقلاب اسلامی پیدا نمیکند.
ساخته تازه جعفری جوزانی که باز هم مانند «در چشم باد» به دغدغههای ملی و تاریخی این فیلمساز میپردازد، از جایی ضربه میخورد که پیش از جشنواره، به نظر میرسید نقطه قوت آن باشد. پرداخت «بهشت تبهکاران» به تاریخ، دچار اشکالاتی عدیده است که مهمترین آن را میتوان فراموشی درام دانست. گویی فیلمساز آنقدر در بررسی تحلیلی اقتصاد سیاسی و مسائل مرتبط با نفت ایران در سالهای دهه ۲۰ غوطهور شده که درام و موقعیتهای دراماتیک را به عنوان مایه اصلی یک فیلم سینمایی کنار نهاده است. با توجه به آنچه از شاهکار «در چشم باد» اثر یک دهه قبل این فیلمساز به خاطر داریم، روشن است که جعفری جوزانی اهمیت درام را میداند و در ترکیب آن با وقایع سیاسی و اجتماعی تاریخی مهارت دارد، اما این که چرا در «بهشت تبهکاران» توضیح کافی درباره ریشههای وقایع تاریخی مورد بحث فیلم به مخاطب خود نمیدهد و کاراکترهایش یکسره با یکدیگر حرف سیاسی میزنند، ممکن است به حذفیات فیلم مربوط باشد.
فارغ از ایرادات فیلمنامهای در «بهشت تبهکاران»، فیلم در تولید، اثری غنی و قابل توجه است؛ محصولی خوشآبورنگ که از صحنهآرایی و فیلمبرداری تماشایی برخوردار است و خصوصا در بخشهایی که ژانر نوآر دارد، از لحاظ تصویری بسیار چشمنواز است. جلوههای ویژه بصری در این فیلم، قدرتمند از آب درآمده. اگرچه فیلم نقصهایی در پستولیددارد که در صدای فیلم نیز به وضوح شنیده میشود در نقطهای از میانه فیلم که صدای کاراکتر لادن مستوفی، تغییر میکند و به جای صدای خود بازیگر، صدای دوبلور به گوش میرسد.
فیلم چند پاشنهی آشیل مهم و برجسته دارد. اول زمان طولانی نزدیک به ۱۴۰ دقیقهای که نه تنها در سینمای ایران که صرف نظر از استثنائاتی نظیر آثار مارتین اسکورسیزی و چند فیلمساز انگشت شمار دیگر در مقیاس سینمای جهان هم یک زمان عرف و متداول برای آثار سینمایی نیست و این افزایش زمانی ۴۰ تا ۵۰ دقیقهای نسبت به زمان معمول و مورد انتظار برای تماشاگر خسته کننده است به ویژه اینکه جوزانی برای عبور موفق از این چالش زمانی تدبیر ویژهای را هم در نظر نگرفته و بدون سلاح و تجهیزات دراماتیک مورد نیاز به جنگ دشوار و دو سویهی روایت اصل تاریخ/زمان ۱۴۰ دقیقهای پای گذاشته است
نقطه قوت مهم فیلم، انتخاب سوژهای است که ذاتاً واجد کشش دراماتیک است. پرونده قتل احمد دهقان، با لایههای تو در توی سیاسی، روابط پشتپرده و ابهام در انگیزهها، این امکان را فراهم میکند که فیلمساز روایتی پرتعلیق و چندوجهی خلق کند. جوزانی نیز در بخشهایی از فیلم، بهویژه تا میانه اثر، موفق میشود این ظرفیت را بالفعل کند.
روایت با ریتمی نسبتاً مناسب پیش میرود و گرههایی که در مسیر داستان ایجاد میشوند، تماشاگر را به پیگیری ادامه ماجرا ترغیب میکنند.با این حال، یکی از چالشهای اصلی «بهشت تبهکاران» به ساختار روایی آن بازمیگردد.
زمان طولانی فیلم، که به حدود ۱۴۰ دقیقه میرسد، در غیاب تمهیدات دراماتیک لازم، به تدریج به عاملی فرساینده تبدیل میشود. برخلاف برخی آثار بلند در سینمای جهان که با تنوع روایی و پیچیدگیهای ساختاری، مخاطب را تا پایان همراه میکنند، اینجا کشدار شدن روایت، بیش از آنکه به تعمیق شخصیتها یا گسترش جهان داستان کمک کند، به پراکندگی آن دامن میزند.
ظاهراً بهشت تبهکاران یک سریال بوده که مسعود جعفری جوزانی از آن فیلمی بیرون کشیده است. اُمیدواریم ماجرا همینطور باشد والا این همه رابطه پادرهوا، شخصیتهای بی هویت و اغراق در روایت یک داستان تاریخی حتی برای کارگردان جاماندهای مانند مسعود جعفری جوزانی هم زیاد است. بله کارگردان این فیلم نگاه و عقیده و ایدئولوژی خودش را دارد و خب حق دارد برمبنای این ایدئولوژی فیلم بسازد، اماای کاش در این میان فراموش نمیکرد که یک روایت ایدئولوژیک از تاریخ در سینما نیاز به سر و شکل دارد و فیلم باید قابل تحمل هم باشد که متاسفانه فیلم جعفری جوزانی اینطور نیست. کارگردانانی مانند جعفری جوزانی زمانی بلد بودند فیلم بسازند (مثل افخمی)، اما در حال حاضر بیش از هر چیز نان عقیدهشان را میخورند و میتوانند در سینمای دولتی ایران با بودجه عمومی فیلمهایی شبیه بهشت تبهکاران بسازند که بسیار بعید است چند سال بعد حتی کسی نام آنها را به خاطر بیاورد.
(منتقد سینما)
ارسال دیدگاه