داوری اردکانی؛ معمایِ بی‌مخاطبِ فلسفه در ایران

رودهن (پانا) - ۱۵ خرداد سال ۱۴۰۵، نود و دومین سالروز تولد رضا داوری اردکانی، فیلسوفی است که چهار کتاب کلیدی‌اش، از «فلسفه در بحران» تا «ما و مدرنیته»، همچنان در میان دانشجویان فلسفه ایران تدریس و بحث می‌شود. اما یک پرسش بی‌پاسخ مانده: چرا این فیلسوفِ تأثیرگذار در رسانه‌های عمومی دیده نمی‌شود؟

کد مطلب: ۱۷۰۶۸۱۵
لینک کوتاه کپی شد
داوری اردکانی؛ معمایِ بی‌مخاطبِ فلسفه در ایران

در نگاه من، چهار کتاب داوری اردکانی برای نسل جدید دانشجویان فلسفه حکم «نقشه راه» را دارد. «فلسفه در بحران» نشان می‌دهد که بحران اصلی فلسفه، روش‌زدگی و فراموشی پرسش از معناست. «ما و مدرنیته» از «تجدد وارونه» در ایران می‌گوید؛ یعنی پذیرش ظاهر مدرنیته بدون فهم مبانی فلسفی آن. «نوآوری و سنت» جرئت می‌کند بگوید نوآوری اصیل تنها از دل سنتِ فهمیده شده زاده می‌شود. و «تاریخ فلسفه اسلامی» روایتی مسئله‌محور از فلسفه در تمدن اسلامی ارائه می‌دهد.

اما به باور من، پارادوکس اینجاست: این کتاب‌ها با وجود عمق و تأثیرشان در دانشگاه، در جامعه عمومی تقریباً ناشناخته‌اند. چرا؟ شاید چون داوری برخلاف بسیاری از روشنفکران، نه شعار «بازگشت به سنت» می‌دهد، نه از «غرب‌زدگی» ناله می‌کند. او راه سومی پیشنهاد می‌کند که دشوار و بی‌حاشیه است. رسانه‌های جریان‌ساز معمولاً سراغ حرف‌های ساده و دوقطبی می‌روند؛ نه پرسش‌های دشوار فلسفی.

از نظر من، داوری اردکانی قربانی همین عمق خودش شده است. در ایران امروز، فیلسوفی که مخاطب را به پرسش دعوت می‌کند و نسخه آماده نمی‌دهد، نمی‌تواند پُر سر و صدا باشد. اما شاید ارزش واقعی او در همین باشد: به ما یادآوری می‌کند که فلسفه هنوز هم می‌تواند «پرسش از خوب زندگی کردن» باشد؛ نه یک تخصص آکادمیک مرده.

 

نویسنده : امیرعلی رحیمی

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار