مروری بر زندگی ژولیده ای نیشابوری
به مناسبت دهمین سال یاد استاد ژولیده نیشابوری بر زندگی این شاعر مروری اجمالی داریم.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری پانا از استان خراسان رضوی، استادمحمدحسن فرحبخشیان معروف به ژولیده نيشابوري ، فرزند محمداسماعیل، در سال ۱۳۲۰ شمسی در منطقه فرحبخش نیشابور دیده به جهان گشود و روزگار کودکی و نوجوانی را در دیار سپیده و صبح بالید. بیشتر،فرجام نیافت اما رویدادی هر چند تحصیلات وی تا مقطع سیکل متوسطه در دوره جوانی اش، دریچه دیگری از زندگی بر روی وی گشود.
مس وجود محمدحسن فرحبخشیان، از همان اوان کودکی و نوجوانی با دلبستگی به ائمه اطهار(س) آمیخته شد، در جایی از آن زمان چنین میگوید: «اولین بار که با مادرم در مجلس عزاداری امام حسین (ع) شرکت کرده بودم، سخنران درباره حضرت فاطمه زهراو علت شهادت و محل دفن آن بانوی بزرگوار سخن میگفت و در پایان مداحی به ذکر مصیبت ایشان پرداخت که من زار زار گریه کردم و در آن هنگام در قلبم جرقهای زد کهای کاش میتوانستم من هم در مدح و ثنای این بانوی دو عالم شعر بگویم در همانجا از بیبیخانم فاطمه(س) خواستم مرا کمک کند و همان هم شد.» و سرانجام زلال باران شعر در یکی از روزهای ۱۲ سالگی بر نهاد شیفته محمد حسن باریدن گرفت.
استاد مرحوم ژولیده نيشابوري می گوید:«یک شب خوابیده بودم در خواب دیدم وارد مجلسی شدم که بزرگان همه جمع بودند و در مدح اهل بیت شعر میگفتند. در میان آنها بشیر و شهریاررا دیدم که مورد عنایت اهل بیت قرار گرفتند، خیلی ناراحت شدم که چرا من نباید شعر بگویم، در یک لحظه یکی از بزرگان مرا به اسم صدا زد و گفت، حسن کوچک هم شعر بخواند. صبح آن روز که از خواب بیدار شدم، بیاختیار شعر مثل باران از دهانم خارج میشد و من که در آن زمان ۱۲ سال بیش نداشتم، شروع کردم به نوشتن اشعاری که میسرودم، روز به روز بیشتر از محبت اهل بیت (ع) به خصوص فاطمه زهرا (س) و سرور و سالار شهیدان امام حسین (ع) بهرهمند شدم.»
اما نهاد شیفته و طوفانی فرحبخشیان بیست و دو ساله در امتزاج با یکی از بزرگترین وقایع تاریخ معاصر ایران، جوهرهای دیگر گرفت؛ وی همزمان با نخستین جرقههای انقلاب اسلامی ایران، به رهبری امام خمینی (ره)بود، با سرودن دو بیت شعر، که بهای آن، بازداشت و تحمل سه سال و هشت ماه حبس در زندان ساواک بود، با انقلاب ایران همراه شد:
پیـام رهـبر ایران در این جهـــان این اسـت سـکوت در برابر ظالم، خـلاف آییـــن است
چـو دید عکس خمینی، به خود گفتا شاه: کسی که کاخ مرا زیر و رو کند، این است!
استاد مرحوم محمدحسن فرحبخشیان بازگو می کند:«خرداد سال ۴۲ در مدرسه فیضیه پای منبر امام خمینی(ره) دو بیت شعر درباره اهمیت و ارزش ولایت فقیه سرودم و مجلس چنان متحول شد که بعد از پایان سخنرانی امام، مرا دستگیر و به زندان ساواک قم بردند و تا ۱۵ روز زیر شکنجه دژخیمان در بدترین وضعیت اذیت و آزار و بعد از آن به بند یک زندان قصر منتقل شدم. بعد از چند روز در بین راه بند، تا محل بازپرسی، مرحوم آیتالله طالقانی را ملاقات کردم و همین برخورد باعث شد که وی به دژخیمان گفت، این« ژولیده شوریده خاکی » را از کجا آوردید. بعد از آن با این مرد خدا چندین بار دیدار داشتم که او نام ژولیده را بر من نهاد».
استاد مرحوم ژولیده نيشابوري پس از آزادی از زندان، تا سال ۱۳۵۷، دو بار دیگر و در جمع، ۶ ماه دیگر زندان را تجربه کرد.
ژولیده نیشابوری، پس از رهایی از زندان قصر مدتی در ورامین ساکن شد، و سپس به وطن مراجعت نمود و در مرحله دوم از سال ۱۳۶۸ در ورامین سکونت گزید و در جوار احترام و مهماننوازی مردمان این دیار، تا واپسین لحظههای حیاتش را در این شهر پایید.
وی در دوران هشت سال دفاع مقدس، نیز در جبهههای نبرد حضور یافت فرزندش را هم تقدیم اسلام ونظام مقدس جمهوری اسلامی کردکه برخی سرودههای حماسی وی به آن دوران برمیگردد.
درونمایه اغلب سرودههای این شاعر آئینی و دغدغهمند، مذهب، مدح اهل بیت (ع)، انقلاب و دفاع مقدس میباشد. از این شاعر نازکاندیش و بدیههسرای نیشابوری تا کنون بالغ بر ۳۰ اثر در قالب کتاب و جزوه مشتمل بر مجموعه آثاری از قبیل: «گلبانگ عشق»، «ای قلبها بسوزید»، «ای چشمها بگریید»، «چه کنم، دام میسوزد» و... به زیور طبع آراسته گردیده که برخی از این آثار بیش از ۱۵ بار تجدید چاپ شدهاست.
اما برخی شعرهای ژولیده نیشابوری، سالهاست که همچون جوی روان بر زبان مردم، پوسترها و اعلامیهها و سایر جراید و رسانهها جاریاند، از آن جملهاند: «در بهار آزادی جای شهدا خالی» و «ای شهیدان وطن پر لاله گلزار شماست» و....
استاد ژولیده نیشابوری زیارت عاشورا را هم به زبان شعر درآوردهاست که انگیزه این کار را چنین ترسیم مینماید: «در یک شب جمعه، بعد از خواندن زیارت عاشورا، به خانم فاطمه زهرا (س) متوسل شدم و بعد از گریه و زاری به خواب رفتم ساعت ۲ بعد از نیمه شب بود که در خانه به صدا درآمد. وقتی رفتم دم در، یک آقای بزرگواری با شال سبز مرا به اسم صدا زد و گفت، چرا زیارت جدم را به شعر نمیگویی و سپس از نظر رفت و من آن شب تا صبح تمام زیارت عاشورا را به شعر درآوردم.»
سرانجام، ژولیده نیشابوری، در عصرگاه روز پنجشنبه، نوزدهم مهر ۱۳۸۶ هجری شمسی، در بیمارستان سوم شعبان تهران بر اثر سکته قلبی، دیار خاکی را ترک گفت و پیکر شیداییاش، در « گلزار شهدای حسین رضا شهرستان ورامین »در کنار فرزند شهیدش، آرام گرفت.
ارسال دیدگاه