فتح خرمشهر؛ پیروزی اراده بر ویرانی
تهران (پانا) _ خرمشهر، پیش از آنکه نام یک شهر باشد، نامِ زخمی عمیق بر پیکر تاریخ این سرزمین است؛ زخمی که هنوز هم بوی دود، باروت و غربت میدهد. شهری که روزی در هیاهوی آتش و انفجار، میان دود و خون ایستاد تا معنای مقاومت را از نو برای یک ملت تعریف کند.
خرمشهر فقط در جغرافیای جنوب نبود؛ در قلب تمام مردمی جا داشت که دلشان برای ایران میتپید.
دشمن آمده بود تا شهری را اشغال کند، اما آنچه در پسِ این هجوم پنهان شده بود، تلاشی برای شکستن روح یک ملت بود. آمده بودند تا پرچم غرور را پایین بکشند، امید را خاموش کنند و به مردم این سرزمین بقبولانند که ویرانی، سرنوشتِ محتومِ آنان است.
خیابانهای خرمشهر زیر تانکها میلرزید، دیوارها در آتش فرو میریختند و نخلها، سوخته و بیپناه، بر خاک میافتادند. اما در دل همان ویرانی، چیزی هنوز زنده بود؛ اراده.
خرمشهر با سلاح آزاد نشد؛ اگر چنین بود، معادلات جنگ باید چیز دیگری را رقم میزدند. آنچه سوم خرداد را به یکی از شگفتانگیزترین روزهای تاریخ این ملت تبدیل کرد، پیروزی ایمان بر محاسبات سردِ جنگ بود.
مردانی از جنس باور، از دل خاکریزها برخاستند؛ جوانانی که شاید بسیاری از آنان هنوز فرصت زندگی را به تمامی نچشیده بودند، اما معنای وطن را خوب فهمیده بودند. آنان جنگیدند نه فقط برای بازپسگیری خاک؛ بلکه برای حفظ حیثیت ملتی که نمیخواست زیر سایه اشغال، سر خم کند.
فتح خرمشهر، لحظه بازگشت یک شهر نبود؛ لحظه بازگشتِ اعتماد یک ملت به خویش بود.
لحظهای که ایران فهمید حتی اگر تمام دنیا در برابرش صف بکشند، باز هم میتواند از میان خاکستر برخیزد. سوم خرداد، روزی بود که امید، از دل آوار سر برآورد و ثابت کرد هیچ ویرانیای بزرگتر از اراده مردمی نیست که تصمیم گرفتهاند بایستند.
خرمشهر را باید فراتر از یک عملیات نظامی خواند. این شهر، روایت ایستادگی مردمی است که در سختترین روزهای تاریخ معاصر، میان ترکش و آتش، دست از وطن نکشیدند. روایت مادرانی که فرزندانشان را بدرقه کردند و چشمانتظار بازگشتشان ماندند. روایت رزمندگانی که شب را با صدای خمپاره، صبح کردند اما امید را زمین نگذاشتند. روایت نسلی که از جان گذشت تا پرچم ایران بر زمین نماند.
سالها از آن روز گذشته، اما خرمشهر هنوز زنده است؛ در حافظه مردمی که هر سوم خرداد، دوباره صدای آزادی را میشنوند. در اشکهایی که بیاختیار بر گونهها سرازیر میشود. در عکسهای خاکگرفته رزمندگانی که جوانیشان را میان کوچههای خونین شهر گذاشتند تا آینده این سرزمین پابرجا بماند.
امروز خرمشهر همچنان یک درس بزرگ برای تاریخ است؛ اینکه ملتها را میتوان زخمی کرد، میتوان خسته کرد، میتوان زیر فشار و تحریم و تهدید قرار داد، اما اگر ریشههای امید و ایمان در دل آنان زنده باشد، هرگز نمیتوان شکستشان داد.
فتح خرمشهر، پیروزی خاک بر خاک نبود؛ پیروزی انسان بر ترس بود.
پیروزی امید بر ویرانی؛ و پیروزی ملتی که آموخته بود برای ماندن، باید جوانمردانه ایستاد.
ارسال دیدگاه