روزی به وسعت دنیای دخترانه
قم(پانا)- اول ذیالقعده و میلاد نورانی کریمه اهلبیت، حضرت فاطمه معصومه (س)، در تقویم فرهنگی جمهوری اسلامی ایران به نام «روز دختر» مزین شده است.
روز دختر، در منطق انقلاب اسلامی، صرفاً یک مناسبت عاطفی یا جنسیتی نیست؛ بلکه فرصتی برای بازخوانی الگوی زن و دختر تراز تمدن اسلامی است. الگویی که نه در انفعال و حاشیهنشینی تعریف میشود و نه در نسخههای وارداتی و مصرفگرای غربی؛ بلکه در متن حیات اجتماعی، علمی، فرهنگی و تمدنی معنا پیدا میکند.
شخصیت نورانی حضرت فاطمه معصومه (س)، از همین منظر، یک «الگوی تمدنی» برای دختران این سرزمین است. بانویی که در اوج اختناق سیاسی حکومت عباسی، صرفاً یک چهرهی خانوادگی یا عبادی باقی نماند، بلکه با هجرتی آگاهانه و تاریخی، به بخشی از جریان بزرگ امامت، جهاد تبیین و صیانت از مکتب اهلبیت علیهمالسلام تبدیل شد.
هجرت ایشان به ایران، تنها یک سفر عاطفی نبود؛ بلکه حرکتی تمدنساز بود که قم را به یکی از مهمترین پایگاههای تولید اندیشهی اسلامی و معارف اهلبیت در جهان اسلام تبدیل کرد. تاریخ، گاهی با شمشیر تغییر نمیکند؛ با حرکت یک بانوی مؤمنه دگرگون میشود. حقیقتی که جهانِ غرق در هیاهوی رسانهای امروز، کمتر توان فهم آن را دارد.
امروز نیز مسئلهی دختران، یکی از مهمترین میدانهای نبرد فرهنگی و هویتی جهان معاصر است. نظام سلطه سالهاست که تلاش میکند زن و دختر را در قالب الگوهایی مبتنی بر مصرفگرایی، فردگرایی افراطی، فروپاشی خانواده و کالاییسازی هویت انسانی بازتعریف کند. در چنین شرایطی، جامعهی اسلامی بیش از هر زمان دیگری نیازمند ارائهی الگویی زنده، عقلانی، پیشرو و ریشهدار از هویت دختر مسلمان است؛ الگویی که بتواند میان «عفاف» و «اثرگذاری اجتماعی»، «هویت دینی» و «پیشرفت علمی»، «کرامت زن» و «کنشگری اجتماعی» جمع کند.
بر همین اساس، روز دختر نباید تنها به برگزاری جشنها محدود شود؛ بلکه باید به فرصتی ملی برای گفتوگو دربارهی مسائل واقعی دختران تبدیل گردد؛ از هویتیابی نسل نوجوان و امنیت روانی و اجتماعی دختران گرفته تا نقشآفرینی علمی، فرهنگی، رسانهای و اجتماعی آنان در مسیر پیشرفت کشور و تحقق تمدن نوین اسلامی.
در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش نیز، تربیت تمامساحتی دانشآموزان بهعنوان محور اصلی نظام تعلیم و تربیت مطرح شده است؛ و بدون تردید، توجه به ظرفیت عظیم دختران، بهمثابه نیمی از سرمایهی انسانی کشور، نقشی تعیینکننده در تحقق حیات طیبه و شکلگیری جامعهی اسلامی خواهد داشت.
امروز دختر ایرانی، صرفاً مخاطب برنامههای تربیتی نیست؛او میتواند پیشران تحول اجتماعی، فرهنگی، رسانهای و علمی کشور باشد. تجربهی انقلاب اسلامی نیز نشان داده است که هرجا میدان واقعی به دختران مؤمن، خلاق، متعهد و باانگیزه سپرده شده، نتایجی فراتر از انتظار رقم خورده است.
در سالهای اخیر و بهویژه در بزنگاههای اجتماعی و فرهنگی، حضور چشمگیر دختران و بانوان در میدانهای فرهنگی، محافل هنری متعهد، فعالیتهای اجتماعی، گروههای جهادی، تشکلهای دانشآموزی و دانشجویی، عرصههای رسانهای و اجتماعات مردمی و «شبهای مقاومت»، نشان داده است که نسل جدید دختران ایران اسلامی، نسلی منفعل و منزوی نیست؛ بلکه نسلی آگاه، هویتمند، کنشگر و مسئولیتپذیر است.
این حضور معنادار، بیانگر آن است که دختر مسلمان ایرانی، امروز توانسته است میان دینداری و حضور اجتماعی، میان عفاف و اثرگذاری، و میان هویت معنوی و نقشآفرینی تمدنی، نسبتی متوازن و الهامبخش برقرار کند.
از مدرسه و دانشگاه تا رسانه، هنر، فعالیتهای تربیتی و میدانهای خدمت اجتماعی، دختران این سرزمین ثابت کردهاند که میتوان هم ریشهدار بود و هم پیشرو؛ هم اهل معرفت بود و هم اهل میدان.
دههی کرامت، در حقیقت دههی بازخوانی همین نگاه تمدنی است؛نگاهی که زن را نه حاشیهی جامعه و نه ابزار مصرف، بلکه سازندهی هویت تاریخی ملتها میداند.
امروز، جامعهی ما بیش از هر زمان دیگری نیازمند آن است که دخترانش را نه صرفاً برای موفقیت فردی، بلکه برای ایفای نقش در ساخت آیندهی ایران و پیشبرد گام دوم انقلاب اسلامی تربیت کند؛ نسلی که بتواند با الهام از مکتب اهلبیت علیهمالسلام و سیرهی نورانی حضرت فاطمه معصومه (س)، در اوج پاکی، دانایی، عزت و مسئولیتپذیری، پرچمدار فردای این سرزمین باشد.
و شاید حقیقت روز دختر همین باشد؛یادآوری اینکه آیندهی ایران اسلامی، بیش از هر زمان دیگری، بر شانههای نسلی از دختران مؤمن، اندیشمند، خلاق و تمدنساز استوار خواهد شد.
ارسال دیدگاه