تاریخِ ملتها گاهی در کلاسهای درس نوشته نمیشود؛ در «بزنگاهها» نوشته میشود
قم(پانا)- در لحظاتی که خون، از واژهها پیشی میگیرد و یک حادثه، ملت را از مرحله «دانستن» به مرحله «شدن» میرساند.
شهادت مظلومانه حضرت آیتالله سید علی حسینی خامنهای و خانواده ایشان در جنایت هولناک بمباران بیت رهبری توسط رژیم آمریکایی ـ صهیونیستی، صرفاً یک فقدان سیاسی یا حادثه امنیتی نبود؛این واقعه، یک «بعثت اجتماعی» و نقطه عطف تربیتی برای ملت ایران و جبهه جهانی مقاومت بود.
حادثهای که لایههای پنهان جنگ تمدنیِ امروز را آشکار کرد و بار دیگر نشان داد نزاع اصلی، نه بر سر خاک و مرز، بلکه بر سر «هویت انسان» و آینده معنوی جهان است.
در منظومه تربیتی انقلاب اسلامی، همواره خون شهید، موتور بیداری ملتها بوده است.
از عاشورا تا ۱۵ خرداد، از هفده شهریور تا تشییع شهیدان مقاومت، این خون بوده که جامعه را از رخوت، روزمرگی و غفلت تاریخی بیرون کشیده و به سمت کنشگری آگاهانه سوق داده است.
و امروز نیز خون این سیدِ حکیم و مظلوم، بعثتی دوباره در متن جامعه ایجاد کرده است؛ بعثتی برای نسلی که سالها در محاصره روایتهای تحریفشده، مصرفزدگی رسانهای و جنگ نرمِ هویتزدا قرار داشت.
این حادثه، یک «بزنگاه تربیتی» عظیم بود؛لحظهای که نوجوان ایرانی دوباره معنای «پناه»، «ولایت»، «استقامت» و «هویت» را لمس کرد.
لحظهای که مدرسه، مسجد، خانواده و میدان اجتماعی، بار دیگر به هم پیوند خوردند و جامعه فهمید تربیت، صرفاً انتقال محفوظات نیست؛ بلکه ساختن انسانی است که در لحظههای سرنوشتساز تاریخ، قدرت تشخیص، ایستادگی و انتخابِ حق داشته باشد.
شهادت رهبر شهید، جامعه را از یک احساس عاطفی صرف عبور داد و به سطحی از بلوغ اجتماعی رساند که مردم، بهویژه نسل نوجوان و جوان، خود را بخشی از «مسئولیت تاریخی انقلاب» احساس کردند.
این همان نقطهای است که سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، از آن بهعنوان تربیت انسانِ مؤمن، مسئول، عدالتخواه، مشارکتجو و کنشگر یاد میکند؛ انسانی که در تراز «حیات طیبه»، فقط تماشاگر حوادث نیست، بلکه در متن جامعه، اثرگذار و امیدآفرین است.
دشمن، بیت رهبری را هدف گرفت تا ستون انسجام ملت ایران را فرو بریزد؛اما خون این شهید بزرگوار، خود به ستون تازهای از وحدت ملی و بیداری تمدنی تبدیل شد.
ستون نوری که از مضجع این سلاله پاک زهرای اطهر سلاماللهعلیها برخاست، نهتنها دلهای مردم ایران را به هم نزدیکتر کرد، بلکه مظلومان جهان را نیز بار دیگر متوجه حقیقت انقلاب اسلامی ساخت؛ حقیقتی که از مکتب خمینی کبیر آغاز شد و در شرح پرمسمای «خامنهای شهید» به بلوغ تاریخی خود رسید.
و درست در همین بزنگاه تاریخی، حکمت الهی بار دیگر خود را در متن انقلاب اسلامی آشکار ساخت؛آنجا که مجلس خبرگان رهبری، با درکی عمیق از اقتضائات این عصر پرآشوب، پرچم هدایت امت را به دستان فقیهی زمانشناس، مجاهد و برخاسته از همان مکتب سپرد؛ حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای.
کشفی که برای ملت ایران، تنها یک فرآیند حقوقی و سیاسی نبود، بلکه نشانهای روشن از تداوم «خط نور» در امتداد ولایت فقیه و استمرار شجره طیبه انقلاب اسلامی بود.
و امروز، نوجوانان این سرزمین، با وجود همه تلخیها، جنگ روایتها و هجمههای رسانهای، بار دیگر معنای «اعتماد» و «پناه» را در سایه زعامت رهبر فرزانه انقلاب اسلامی بازخوانی میکنند؛نسلی که همانگونه که در مکتب پدر حکیم ایشان، حضرت آیتالله خامنهای شهید، رشد یافت و قد کشید، اکنون نیز با اطمینان قلبی، در مسیر هدایت آیتالله سید مجتبی خامنهای، افق آینده خویش را جستوجو میکند.
این اعتماد عمیق نسلی، صرفاً یک تعلق سیاسی نیست؛ بلکه پیوندی تربیتی، هویتی و تمدنی است که در متن خانوادهها، مدرسهها، هیئتها و میدانهای اجتماعی شکل گرفته و ریشه دوانده است.
امروز، بیش از هر زمان دیگری روشن شده است که این راه، متوقفشدنی نیست؛چراکه انقلاب اسلامی، به برکت خون شهیدان، از «اشخاص» عبور کرده و به یک حقیقت زنده و تمدنساز تبدیل شده است.
نوری که از خمینی کبیر آغاز شد، در خامنهای شهید تبلور یافت و اکنون در مسیر هدایت رهبر فرزانه انقلاب، آیتالله سید مجتبی خامنهای، همچنان روشنیبخش مسیر ملت ایران و آزادگان جهان خواهد بود.
اکنون، بیش از هر زمان دیگری روشن شده است که آینده این سرزمین، نه با زرادخانهها و اتاقهای جنگ، بلکه با «تربیت نسل مؤمن و کنشگر» ساخته خواهد شد؛ نسلی که بتواند در میانه آشوب تمدنی جهان، حامل عقلانیت دینی، امید تاریخی و روح مقاومت باشد.
و شاید راز این همه هجمه و دشمنی نیز همین باشد...اینکه انقلاب اسلامی، دیگر تنها یک نظام سیاسی نیست؛بلکه در حال تبدیل شدن به یک الگوی تمدنی برای عصر ظهور است.
ارسال دیدگاه