* صادق پاک نیت

بدعت دون شان دیپلماتیک یا خلاقیت به روز شده و اعتبار آفرین؟

نقدی بر یادداشت رضا پاکدامن

تهران (پانا) - به تازگی یادداشتی با عنوان «مطالب طنز عامه پسند سفارتخانه‌های ایران؛ بدعتی پرهزینه برای اعتبار بین المللی  دولت ایران» با قلم نویسنده‌ای به نام رضا پاکدامن منتشر شده که در آن به انتقاد از محتواهایی که دستگاه دیپلماسی کشور در جریان جنگ تحمیلی اخیر منتشر کرده، پرداخته شده است‌.

کد مطلب: ۱۷۰۱۴۹۷
لینک کوتاه کپی شد
بدعت دون شان دیپلماتیک یا خلاقیت به روز شده و اعتبار آفرین؟

در این یادداشت قصد دارم گزاره های مورد اشاره نویسنده را به شکلی کاملا بیطرفانه مورد بررسی و نقد قرار دهیم.

  در یاداشت مورد اشاره، نویسنده میان «سبک بیان دیپلماتیک کلاسیک» و «کارآمدی ارتباطی در جنگ روایت‌ها» تمایز قائل نمی‌شود و پیشاپیش فرض می‌گیرد هر خروج از عرف سنتی دیپلماسی الزاماً به «تنزل اعتبار بین‌المللی» منجر می‌شود؛ در حالی‌که شواهد دهه اخیر سیاست جهانی دقیقاً خلاف این را نشان می‌دهد.

نویسنده از موضعی سخن می‌گوید که گویی هنوز فضای ارتباطات بین‌الملل در چارچوب بیانیه‌های خشک وزارت خارجه، مصاحبه‌های رسمی و ادبیات کنترل‌شده دهه ۱۹۹۰ عمل می‌کند. اما واقعیت ساختار رسانه‌ای امروز این است که میدان اثرگذاری افکار عمومی جهانی تا حد زیادی از نهادهای رسمی به پلتفرم‌های شبکه‌ای، میم‌ها، ویدئوهای کوتاه، طنز سیاسی و جنگ ادراکی منتقل شده است. در چنین فضایی، کشوری که صرفاً با زبان کلاسیک دیپلماتیک سخن بگوید، عملاً بخش بزرگی از میدان روایت را واگذار کرده است.

اشکال دوم متن، استفاده از مفهوم مبهم و اثبات‌نشده «شأن دیپلماتیک» است.

«شأن دیپلماتیک» یک مفهوم ثابت و فراتاریخی نیست. خود دولت‌های غربی سال‌هاست از زبان غیررسمی، طنز، میم، و حتی کنایه‌های تند در حساب‌های رسمی استفاده می‌کنند. حساب‌های رسمی دولت‌های آمریکا، اوکراین، اسرائیل، روسیه و حتی ناتو بارها از قالب‌های طنز، تصاویر کنایه‌آمیز و فرهنگ اینترنتی برای عملیات روانی و شکل‌دهی افکار عمومی استفاده کرده‌اند. بنابراین ادعای «بی‌سابقه بودن» این رفتار در تاریخ دیپلماسی جهان از نظر تجربی نادرست است.

نکته مهم‌تر این است که نویسنده میان «ابتذال» و «طنز سیاسی» خلط می‌کند. طنز سیاسی ذاتاً ابزار تحقیر، تقلیل، برهم‌زدن هیبت و بازتعریف تصویر دشمن است. در جنگ رسانه‌ای، طنز یکی از ابزارهای شکستن انحصار روایت است. وقتی یک بازیگر ضعیف‌تر از نظر رسانه جهانی نمی‌تواند در سطح شبکه‌های خبری بزرگ رقابت کند، استفاده از طنز و محتوای ویروسی به ابزاری کم‌هزینه برای نفوذ در افکار عمومی تبدیل می‌شود.

در جنگ اخیر، بسیاری از تحلیلگران دقیقاً بر همین نکته تأکید داشتند که ایران برخلاف دوره‌های پیشین صرفاً در موضع دفاعیِ رسانه‌ای قرار نگرفت، بلکه تلاش کرد وارد میدان «تولید روایت» شود.

این تفاوت مهمی است. پیش‌تر معمولاً رسانه‌های غربی و اسرائیلی چارچوب روایت را می‌ساختند و ایران صرفاً واکنش نشان می‌داد؛ اما این بار بخشی از محتوای منتشرشده توانست در شبکه‌های اجتماعی وارد چرخه بازنشر فراملی شود، مخصوصاً وقتی زبان طنز، تصویرسازی ساده و فرمت کوتاه داشت.

ایراد دیگر متن این است که «اعتبار بین‌المللی» را صرفاً با معیار نگاه نخبگان سنتی دیپلماسی می‌سنجد، نه با میزان نفوذ واقعی در افکار عمومی. در جهان امروز اعتبار صرفاً محصول تشریفات نیست؛ بلکه تابع «قدرت دستورکارسازی» و «توانایی دیده‌شدن» نیز هست.

ممکن است یک دیپلمات سنتی از یک میم سیاسی ناراضی باشد، اما اگر همان محتوا میلیون‌ها بازدید بگیرد و در فضای آنلاین بحث ایجاد کند، از منظر جنگ ادراکی موفق بوده است.

متن آقای پاکدامن به جز آنچه گفته شد، دچار یک تناقض درونی  آشکار است. از یک‌سو می‌گوید این محتواها «تأثیرگذار» بوده‌اند و حتی در جامعه آمریکا بازتاب داشته‌اند، اما از سوی دیگر بدون ارائه داده تجربی نتیجه می‌گیرد که موجب «تنزل اعتبار بین‌المللی» شده‌اند.

این گزاره نیازمند شواهد عینی است:

کدام دولت روابطش را کاهش داده؟

کدام افکارسنجی افت اعتبار ایران را به این محتواها نسبت داده؟

کدام نهاد بین‌المللی واکنش منفی نشان داده؟

بدون این داده‌ها، ادعای «تنزل اعتبار» بیشتر یک داوری سلیقه‌ای است تا تحلیل. در عین حال، دفاع مطلق از این نوع محتوا نیز ساده‌انگارانه است.واقعیت این است که طنز سیاسی رسمی اگر بیش از حد هیجانی، خام، توهین‌آمیز یا فاقد ظرافت باشد، می‌تواند نتیجه معکوس بدهد؛ به‌ویژه وقتی از حساب رسمی سفارتخانه منتشر شود.بنابراین مسئله اصلی نه «اصل استفاده از طنز»، بلکه کیفیت اجرا، شناخت مخاطب، و تفکیک میان:

طنز هوشمند، عملیات روانی مؤثر و محتوای سطحی و هیجانی است.

با این حال در این نوشته قصد ندارم بر هر آنچه در نوشته پاکدامن آمده خط بطلان بکشم زیرا تنها نقطه قابل دفاع در متن رضا پاکدامن همین بخش آخر است که می‌گوید این عملیات نیازمند مدیریت حرفه‌ای محتوایی است. این گزاره منطقی است و البته بررسی محتوایی عملکرد سقارتخانه‌های ایران به روشنی نوعی تقسیم کار حرفه‌ای و محتوایی را نشان می‌دهد. کمااینکه برخی سفارتخانه‌ها مثل توکیو، برلین، مادرید و تا حدودی لندن به نحوی مستمر محتواهای متنی وزین و مستدل تولید می‌کنند و برخی دیگر مثل آفریقای جنوبی، تاجیکستان، تایلند، حیدرآباد، بمبئی عمدتا محتواهای عامه پسند و در عین حال معنادار. بگذریم از اینکه برخی سفارتخانه های ایران مثل اتریش یا دوبلین یا سوئیس به نحو عجیبی کم تحرک یا غیرفعال بوده اند.

 در هر حال، نتیجه‌گیری پایانی پاکدامن که نسخه ای برای بازگشت کامل سفارتخانه‌ها به ادبیات خشک کلاسیک است، به هیچ وجه با منطق تحولات رسانه‌ای جهان همخوان نیست زیرا امروز دیپلماسی فقط پشت درهای بسته وزارت خارجه رخ نمی‌دهد؛ بخشی از آن در میدان الگوریتم‌ها، میم‌ها، روایت‌های ویروسی و نبرد بر سر توجه افکار عمومی جریان دارد. کشوری که این تحول را نادیده بگیرد، حتی اگر «متین و موقر» به نظر برسد، ممکن است عملاً در جنگ روایت‌ها شکست بخورد.

 

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار