بیوگرافی هفته:

«خرسندی» که صبح عاشورا در حسینیه پیچید

روایت نوجوانی که از تعقیب و زندان به سردبیری «سروش» رسید

تهران (پانا) - پرویز خرسند در ۸۶ سالگی از میان ما رفت؛ نویسنده و روزنامه‌نگاری که نخستین سردبیر هفته‌نامه «سروش» پس از انقلاب بود و نوار «هابیل و قابیل»اش، نخستین صدایی بود که از رادیوی انقلاب پخش شد. اما نقطه صفر زندگی این چهره ماندگار مطبوعات، فقط ۱۵ سالگی بود؛ جایی که او قلم را به جای امنیت انتخاب کرد و جاده پرپیچ و خم «کلمه» را تا آخرین روزهای عمرش رها نکرد.

کد مطلب: ۱۷۰۱۲۷۸
لینک کوتاه کپی شد
«خرسندی» که صبح عاشورا در حسینیه پیچید

او فقط ۱۵ سال داشت که پایش به دنیای مطبوعات باز شد؛ دهه ۳۰ شمسی. وقتی خیلی از هم‌سن و سال‌هایش در کوچه‌پس‌کوچه‌های مشهد دنبال توپ پلاستیکی بودند، پرویز خرسندِ نوجوان، با قلمش بازی می‌کرد و اولین گزارش‌ها و یادداشت‌هایش را می‌نوشت.

 نقطه شروع: از کانون حقایق تا فرار به یک روستا

خرسند که در مشهد به «کانون نشر حقایق» (محفل استاد محمدتقی شریعتی) پیوسته بود، در ۲۲ سالگی (۱۳۴۱) به دلیل نوشته‌ها و سخنرانی‌هایش علیه رژیم پهلوی تحت تعقیب ساواک قرار گرفت. ناچار شد از مشهد بگریزد و به روستایی دورافتاده پناه ببرد. همین فرار اجباری، به نقطه عطف زندگی‌اش تبدیل شد. او در انزوای روستا، دو کتاب ماندگارش را نوشت: «آنجا که حق پیروز است» با مقدمه محمدرضا حکیمی و «مرثیه‌ای که ناسروده ماند» با مقدمه محمدتقی شریعتی. همان دو کتاب باعث شد که نام «پرویز خرسند» به عنوان یک نثرنویس توانا بر سر زبان‌ها بیفتد.

 جعبه سیاه شکست‌ها: زندان، و ممنوع‌القلمی

زندگی او اما همیشه روی دور موفقیت نبود. او بعدها وارد دانشگاه فردوسی مشهد شد و دوباره با نگارش مقالات پرشور ادبی-انقلابی، این بار نه تبعید، که راهی زندان شد. او در سلول زندان هم دست از نوشتن برنداشت و کتاب «برزیگران دشت خون» را در همین ایام نگاشت. بعدها هم در مقاطعی خانه‌نشین شد و به جای کار اجرایی-رسانه‌ای، به تدریس خصوصی نثر ادبی روی آورد. اما هیچ‌کدام از این فراز و نشیب‌ها نتوانست او را از «کلمه» جدا کند.

 پیوندی ناگسستنی با یک اندیشه

ارتباط او با دکتر علی شریعتی، فصل مهمی از زندگی‌اش را رقم زد. خرسند ویراستار کتاب‌های شریعتی در سال ۱۳۵۰ بود. صبح عاشورای همان سال (۱۳۵۰)، نوشته‌ای احساسی و پرصلابت نوشت و ظهر عاشورا آن را در حسینیه ارشاد خواند: «اسطوره هابیل و قابیل». تأثیر این متن چنان بود که شریعتی به او لقب داد: «کسی که نثر امروز را در خدمت ایمان دیروز ما قرار داد». جالب اینجاست که وقتی شب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ انقلاب به پیروزی رسید، نوار این اثر با صدای خود خرسند، اولین برنامه‌ای بود که از رادیوی تازه آزادشده پخش شد.

 نسخه نوجوانی پرویز خرسند: اگر به ۱۵ سالگی‌اش برمی‌گشتیم...

چه چیزی در اتاقش بود؟ کتاب‌های پدرِ ادبیات معاصر. چه آرزویی داشت؟ احتمالاً آرزو داشت که روزی صدای مظلومان باشد. چه درسی برای نوجوانان امروز دارد؟ درس پشتکار و شجاعت. خرسند نشان داد که یک نوجوان اهل مشهد، حتی اگر تحت تعقیب هم باشد، می‌تواند با قلمش بر دل میلیون‌ها نفر بنشیند و سردبیر مهم‌ترین نشریه انقلاب شود.

 یک درس، یک جمله قصار

در انتهای این پرونده، جمله‌ای از زنده‌یاد خرسند را به یادگار می‌گذاریم که ماهیت کار او و شاید همه خبرنگاران پانا باشد. خطاب به نوجوانان و اهل قلم باید گفت: «این را ننوشته‌ام، زیسته‌ام، و شما نخوانید، زندگی کنید!».

 

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار