یادداشت/
معلم معمار خاموش ساختن «انسان» است
ناحیه دو یزد (پانا) _ معلمی فقط انتقال دانش نیست؛ مدرسه جایی است که «انسان» ساخته میشود و معلم، معمار خاموش این ساختن است.
روز معلم که میرسد، بیش از هر چیز به مدرسه فکر میکنم؛ به حیاطی که با صدای دانشآموزان جان میگیرد، به کلاسی که با پرسشها و شیطنتهای کودکانه زنده میشود و به معلمی که در میان این همه شلوغی و خستگی، صبورانه شعلهی دانستن را در دل بچهها روشن نگه میدارد.
اما وقایع چند سال گذشته ـ از روزهای همهگیری کرونا تا تنگناهای اقتصادی و التهابهای سیاسی و اجتماعی و نیز جنگ تحمیلی اخیر ـ همهی ما را به فکر فرو برده و دلنگران «نهاد مدرسه» ساخته است.
مدرسهای که در این دوران، بارها تعطیلی و آموزش غیرحضوری را تجربه کرد. این جدایی میان معلم و دانشآموز، چیزی را عیان ساخت که کمتر به آن اندیشیده بودیم؛ تجربههایی که اکنون یک پرسش اساسی را پیش رو میگذارند: اگر مدرسه تعطیل شود، دقیقاً چه چیزی را در زندگی کودکان از دست میدهیم؟
شاید پاسخ این پرسش را در خاطرهای ساده اما پرمعنا بتوان یافت. یکی از معلمان پیشکسوت برایم تعریف میکرد معلمی داشته است که هنگام ورود به کلاس، درگاه و تختهسیاه را میبوسیده؛ باوری عمیق به قداست کلاس و معلمی. آن روزها شاید عمق نگاهش را درک نمیکردم.
اما امروز که به سبب «سبکدوشی» از کلاس و مدرسه فاصله گرفتهام و چون ماهی بیرون از آب شدهام، بهتر مفهوم مدرسه، کلاس و معلمی را میفهمم.
در روزهای همهگیری کرونا، دکتر محمدرضا سرکارآرانی، از اندیشمندان برجسته تعلیم و تربیت، در نوشتهای یادآور شد که مدرسه فقط محل انتقال درسها و محفوظات نیست.
مدرسه جایی است که به کودکان کمک میکند در تعامل با دیگران، جهان خود را بسازند؛ رؤیاهایشان را بپرورانند و جرئت کنند به افقهای دورتر بیندیشند. کودکان در مدرسه میآموزند چگونه با یکدیگر همکاری کنند، گفتوگو کنند و در کنار هم زندگی کنند.
آنها در همین تجربههای روزمره، هنر «با هم بودن» و هنر «زیستن» را تمرین میکنند. از همین روست که رشد عاطفی، رشد اجتماعی و خودفهمی باید در مرکز توجه نظام آموزشی قرار گیرد؛ زیرا داشتن فرصتهای یادگیری غنی، حق گریزناپذیر کودکان است.
با این همه، تجربهی آموزش غیرحضوری در سالهای کرونایی، ناخواسته ذهنیتی تازه نیز در جامعه پدید آورد؛ گویی مدرسه نهادی است که میتوان آن را بهسادگی تعطیل کرد و با اعلام «آموزش غیرحضوری» جای آن را پر کرد.
از آن پس بارها دیدهایم که به بهانههایی چون آلودگی هوا، برف و باران یا مسائل دیگر، مدرسهها تعطیل میشوند و در کنار آن گفته میشود که آموزش به صورت مجازی ادامه خواهد داشت!
اما این نگاه، بیش از آنکه راهحل باشد، نشانهی درکی نادرست از کارکرد مدرسه از سوی دستاندرکاران امر است. اگر مدرسه صرفاً محل انتقال درسها بود، شاید این جایگزینی منطقی مینمود.
اما مدرسه، همانگونه که استاد سرکارآرانی یادآور میشود، فضای زیستن، تعامل، تجربه و رشد اجتماعی کودکان است؛ تجربهای که هیچ صفحهی نمایشگری نمیتواند جایگزین آن شود.
این موضوع را از زاویهای دیگر نیز میتوان دید. چندی پیش دوست خوبم دکتر پورسراجیان، رئیس دانشگاه جواد یزد، تجربهای تأملبرانگیز را نقل میکرد. او میگفت دانشآموزانی که سالهای پایانی دبیرستان خود را در دوران آموزش غیرحضوری کرونا گذرانده بودند، وقتی وارد دانشگاه شدند، گویی تکهای از پازل رشد اجتماعی و شخصیتی آنان گم شده بود.
چنانکه رفتارشان بیشتر به دانشآموزان دوره راهنمایی شباهت داشت تا دانشجویان تازهوارد دانشگاه!
این تجربهها یادآوری میکند که مدرسه تنها محل آموزش دروس نیست؛ آنجا جایی است که بچهها در آن زندگی اجتماعی را میآموزند و شخصیتشان شکل میگیرد.
معلمی فقط انتقال دانش نیست؛ مدرسه جایی است که «انسان» ساخته میشود و معلم، معمار خاموش این ساختن است.
صمیمانه آرزو میکنم که دوباره، درِ مدرسهها با همه ظرفیت گشوده شود و هیاهوی دانشآموزان، این موسیقی دلنشین زندگی، بار دیگر در راهروها و کلاسها طنینانداز گردد.
باید آگاه باشیم که بزرگترین شکست یک ملت در پیِ بحرانها و جنگها، نه در ویرانیِ ابنیه و زیرساختهای اقتصادی، بلکه در فرسایشِ سرمایهی انسانی و توقفِ نظامِ تعلیم و تربیت است.
اگر امروز برای احیای حرمت مدرسه و بازگرداندنِ کارکرد حقیقی آن نکوشیم، فردا برای جبرانِ تکههای گمشدۀ پازل رشد این نسل، بسیار دیر خواهد بود.
در این روز، یاد و خاطرهی همکاران و دانشآموزان عزیزی را که در وقایع تلخ جنگ اخیر و فاجعه میناب از میان ما رفتند، گرامی میدارم، یادشان برای همیشه در قلب و روح ما خواهد ماند.
روز معلم بر معلمان خوب زندگیام مبارک باد؛ و بر همه آنانی که جرأتِ آموختن را به دانشآموزان خود میآموزند.
ارسال دیدگاه