در گفت‌وگوی اختصاصی پانا با زوجی که بازنشستگی را زیارتی کردند؛

زندگی با طعم خادمی

واکاوی زیست رضوی در قاب یک زندگی مشترک

شیراز (پانا) - همه چیز از بوی ملایم عطر مشهد روی چادرهای سپید و خستگی شیرین دو جفت کفش در آستانه خانه‌ای در شیراز شروع می‌شود. اینجا نه صدای نقاره‌خانه می‌آید و نه گنبد طلا در دیدرس است، اما وقتی کلامشان باز می‌شود، انگار صحن انقلاب همین‌جا است.

کد مطلب: ۱۶۹۱۸۰۱
لینک کوتاه کپی شد
زندگی با طعم خادمی

همه چیز از بوی ملایم عطر مشهد روی چادرهای سپید و خستگی شیرین دو جفت کفش در آستانه خانه‌ای در شیراز شروع می‌شود. اینجا نه صدای نقاره‌خانه می‌آید و نه گنبد طلا در دیدرس است، اما وقتی کلامشان باز می‌شود، انگار صحن انقلاب همین‌جا است؛ در حوالی سفره‌ای که دو بازنشسته، آن را به وسعت تمام زائران بی‌نشان پهن کرده‌اند. آن‌ها نه در کتاب‌ها دنبال کیمیا گشته‌اند و نه در نقشه‌های گنج؛ سال‌ها است که زندگی‌شان را در رفت‌ و آمد میان یک آستان مقدس و تلاطم‌های روزمره به هم گره زده‌اند.

صحبت از «محمد علوی‌فر» و «نسترن رحمانیان» است؛ زوج ساکن شیراز که بازنشستگی را نه پایان که آغاز یک هجرت عقلانی دیدند تا ثابت کنند برای خادم بودن حتماً نباید مقیم مشهد بود؛ می‌شود در ۱۳۰۰ کیلومتری حرم هم بوی امام رضا(ع) را در زندگی جاری کرد.

نشستیم پای صحبت‌های این زوج خادمیار تا ببینیم چگونه می‌توان در میان دغدغه‌های مدرن، رضوی زندگی کرد.

 به عنوان یک زوج، چگونه توانسته‌اید مفهوم خدمت را از مرزهای فیزیکی حرم عبور دهید و در جزئی‌ترین دقایق زندگی جاری کنید؟

علوی‌فر: ما تلاش کردیم نگاهمان را به خانه و رابطه‌ دو نفره‌مان تغییر دهیم. همانطور که در حرم، هر لحظه را فرصتی برای تکریم می‌دانیم در خانه نیز به یکدیگر به چشم میهمان امام رضا(ع) نگاه می‌کنیم. این نگاه باعث می‌شود در تعاملات روزمره مانند نحوه‌ صحبت کردن یا تقسیم کارهای خانه، روحیه‌ خدمت را زنده نگه داریم. در فرهنگ رضوی، محبت بدون منت معنا می‌یابد. ما سعی کردیم خدمت به یکدیگر را نه یک وظیفه، که یک عبادت ببینیم. وقتی درباره‌ مسائل مالی یا تربیتی صحبت می‌کنیم، از خود می‌پرسیم: «اگر امام رضا(ع) ناظر بر ما باشد، آیا این تصمیم بوی خیرخواهی می‌دهد؟» همین پرسش ساده، بسیاری از تنش‌ها را به فرصتی برای رشد تبدیل کرده است. ما در جمع فامیل نشان می‌دهیم که خادمی محدود به مکان نیست و می‌توان در دل خانه و بازار هم «خادم‌الرّضا» بود.

از چه زمانی این مسیر مشترک برایتان جدی شد؟ چه شد که بعد از سال‌ها کار اداری، تصمیم گرفتید خادم باشید؟

علوی‌فر: من سال‌ها در شرکت‌های وزارت نیرو بودم و همسرم در بخش فرهنگی بنیاد شهید. بعد از بازنشستگی، خلاء بزرگی حس می‌کردیم. نمی‌خواستیم خانه‌نشین شویم. اول از خادمی افتخاری در حرم شاهچراغ(ع) شروع کردیم و بعد دلمان پر کشید برای مشهد. از سال ۹۸ رسماً خادم امام رضا(ع) شدیم.

رحمانیان: هر دو با هم تصمیم گرفتیم. می‌خواستیم کار فرهنگی زمان شاغلی، حالا رنگ و بوی معرفتی‌تری بگیرد. انگار می‌خواستیم مزد تمام سال‌های خدمتمان به دولت را از خود آقا بگیریم.

وقتی بعد از یک شیفت طولانی به خانه برمی‌گردید، خستگی را چطور پشت در جا می‌گذارید؟ اولین جمله‌ای که بین شما رد و بدل می‌شود چیست؟

علوی‌فر با لبخندی مملو از رضایت پاسخ داد: معمولاً اولین چیزی که به هم می‌گوییم این است: «خدا قوت، ان‌شاءالله که قبول باشد.»

رحمانیان هم با تبسمی بر لب‌هایش بیان کرد: من هم همیشه می‌گویم: «خسته نباشی نور چشمم، همسفر حرمی‌ام، اجرت با خود آقا.» همین جملات ساده، تمام خستگی آن چند ساعت ایستادن و خدمت را از تنمان بیرون می‌کند. انگار خانه برایمان شعبه‌ای از حرم می‌شود.

برای دانشجویی که در آستانه ازدواج است و از هزینه‌ها می‌ترسد، عقلانیت رضوی و مفهوم برکت چگونه می‌تواند گره‌گشا باشد؟

رحمانیان: یکی از چالش‌های زندگی مشترک، مشکلات مالی است که معمولاً اوایل زندگی با آن دست‌به‌گریبان هستند. عاطفه گاهی وسوسه‌مان می‌کرد که به یکدیگر اعتراض کنیم اما در سیره امام رضا(ع)، تدبیر و منطق به دادمان رسید. ما مسئله را از یک بحران عاطفی به مسئله کاری و مدیریتی تبدیل کردیم. عقلانیت رضوی یعنی مشورت، تحقیق و تفکر پیش از عمل. عاطفه بدون عقلانیت به لجاجت مبدل می‌شود و عقلانیت بدون عاطفه به سردی. تلفیق این دو، همان سبک رضوی است. از سوی دیگر، باید به مفهوم برکت ایمان داشت؛ برکت یعنی جمع شدن اضداد! یعنی جایی که ریاضی بازار می‌گوید: «نمی‌شود اما به اذن خدا می‌شود.» اوایل ازدواج، سفره‌مان بسیار ساده بود. یادم می‌آید یک بار شب ولادت امام رضا(ع)، هیچ چیز برای پذیرایی نداشتیم. به همسرم گفتم بیا به نیابت از آقا به یک نیازمند کمک کنیم. همسرم گفت: «خودمان نیازمندیم!» اما با همان مبلغ ناچیز برای پیرمرد همسایه خوراکی خریدیم. همان شب، بدون هماهنگی بسته‌های مواد غذایی از طرف یکی از اقوام به در خانه‌مان رسید. محاسبات بازار بر پایه انباشتگی است اما معادلات رضوی بر پایه تزکیه و بخشش است. امام رضا(ع) ضامن زندگی کسانی است که با نیت پاک قدم برمی‌دارند.

خانم رحمانیان! چطور بین نقش زن در خانه و اجتماع تعادل ایجاد کردید؟ الهام‌بخش شما در این مسیر کیست؟

الگوی من حضرت معصومه(س) و نجمه خاتون(س) هستند. حضرت معصومه(س) نشان دادند که زن می‌تواند محور یک حرکت بزرگ اجتماعی و ولایی باشد. من سعی دارم در خدمت، پناه دیگران باشم اما وقتی به خانه برمی‌گردم، نوبت به نقش نجمه خاتون می‌رسد؛ یعنی زن بودن با تمام عطوفت. معتقدم زن باید در اجتماع مثل چراغ هدایت باشد اما انرژی این نور را باید از چشمه زلال خانواده بگیرد. اگر در خانه خسته و بداخلاق باشم، خادمی‌ام در حرم هم بی‌اثر است.

در روزگاری که همه می‌خواهند حرف خودشان را به کرسی بنشانند، شما در برخورد با سلایق مختلف زائران، چطور تمرین کرده‌اید که حق را بگویید اما حرمت کسی را نشکنید؟

علوی‌فر: ما تجربه کرده‌ایم که مدارا به سبک رضوی یعنی ایستادن روی حق بدون شکستن حرمت‌ها. هدف باید حق باشد نه پیروزی در بحث. زائران، میهمان سلیقه ما نیستند؛ میزبان واقعی، امام است. یاد گرفته‌ایم آستانه تحمل خود را بالا ببریم. در زندگی مشترک هم تفاوت سلیقه‌ها نه یک تهدید بلکه فرصتی برای رشد است. نقد می‌کنیم اما شخصیت طرف مقابل را تخریب نمی‌کنیم. امام به ما آموخت که می‌توان حق را گفت بی‌آنکه دل کسی بشکند.

در گوشه‌ خانه‌تان سطل‌های تفکیک زباله توجهم را جلب کرد؛ این دغدغه محیط زیستی چقدر از آن نگاه امانت‌دارانه خادمی و سیره ضامن آهو ریشه می‌گیرد؟

علوی‌‌فر: ماجرای ضامن آهو برای ما یک بیانیه زیست‌محیطی است. در خانه‌ی ما، تفکیک زباله یک عبادت است چون زمین را حرم خدا می‌دانیم. مصرف بهینه آب یعنی وضوی رضوی. وقتی کیسه پلاستیکی کمتری مصرف می‌کنیم، یاد آهوهایی می‌افتیم که ممکن است با این زباله‌ها بمیرند. به اطرافیان یاد می‌دهیم که امام رضا(ع) دوست آهوها بود، پس ما هم باید دوست درخت‌ها باشیم. خادم بودن یعنی دیدن حق تمام موجودات؛ از آب و هوا گرفته تا گیاه و حیوان.             

نسل امروز یا همان نسل Z، از شعار و کلیشه فراری است. شما چطور با رفتار و زندگی‌تان، سادگی و جذابیت سبک زندگی رضوی را برای آن‌ها روایت می‌کنید تا باورپذیر باشد؟

رحمانیان: نسل امروز از شعار خسته شده و تشنه صداقت عملی است. ما چند اصل را دنبال می‌کنیم؛ اول: زیست ساده اما اصیل؛ جوان وقتی می‌بیند ما دنبال تجمل نیستیم اما شاد زندگی می‌کنیم جذب می‌شود. دوم: پذیرش بی‌قید و شرط؛ ما جوانان را با هر پوشش و نگاهی قضاوت نمی‌کنیم و... . نسل امروز دوست دارد کنشگر باشد نه تماشاگر؛ پس باید به آن‌ها مسئولیت واقعی داد تا خودشان طعم خدمت را بچشند.

سوال نهایی؛ سخت‌ترین گره‌ای که به دست خادمی باز کردید چه بود؟

رحمانیان: مردم فکر می‌کنند گره یعنی فقط فقر مادی اما گره‌هایی از جنس تنهایی و احساس بی‌ارزشی را دیده‌ایم. سخت‌ترین گره، آنجایی است که جوانی فکر می‌کند دیگر کسی دوستش ندارد. وقتی با لبخند و نشان خادمی به او می‌گوییم تو برای ما مهمی، انگار تمام دنیا را به او داده‌ایم. این گره‌گشایی لذتش از ساعت‌ها کشیک در حرم هم بیشتر است.

خبرنگار : کوروش خضری مطلق

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار