دستیار اجتماعی رئیس‌جمهور در یادداشتی نوشت:

جنگ، مذاکره، انسجام ملی و افکار عمومی

تهران (پانا) - دستیار اجتماعی رئیس جمهور و عضو حقیقی شورای اطلاع‌رسانی دولت یادداشتی با عنوان «جنگ، مذاکره، انسجام ملی و افکار عمومی» منتشر کرد.

کد مطلب: ۱۶۸۹۶۵۳
لینک کوتاه کپی شد
جنگ، مذاکره، انسجام ملی و افکار عمومی

متن یادداشت علی ربیعی‌، دستیار اجتماعی رئیس جمهور و عضو حقیقی شورای اطلاع‌رسانی دولت،‌به این شرح است:

«این روزها سخن گفتن از مذاکره یا عدم مذاکره، و نیز احتمال وقوع جنگ، به یکی از مهم‌ترین و فراگیرترین مسائل ذهنی ایرانیان بدل شده است. کمتر کسی را می‌توان یافت که حتی در خلوت خود، با این پرسش درگیر نباشد که راه درست برای صیانت از ایران، عزت ملی و آینده کشور چیست.

باور من این است که فارغ از هر دیدگاه شخصی، امروز انسجام ملی مهم‌ترین سرمایه بازدارنده در برابر تجاوز دشمنان به ایران عزیز است. در چنین شرایطی، هر تصمیم جمعی که حاکمیت برای تأمین منافع ملی اتخاذ کند، سزاوار آن است که با عقلانیت، مسئولیت‌پذیری و نگاه ملی از آن حمایت شود. اما همین حمایت، نافی بیان دیدگاه‌ها و ادای مسئولیت اخلاقی نیست. برعکس، هرکس باید بتواند در فضای خیرخواهی، فهم خود از مسائل را بیان کند تا هم در قبال وطن و هم در قبال وجدان خویش، به وظیفه‌اش عمل کرده باشد.

از منظرهای گوناگون، باور من این است که هیچ‌گاه نباید میز مذاکره را ترک کرد. مذاکره به معنای تسلیم نیست؛ به معنای تن دادن به خواست طرف مقابل نیست؛ و به معنای عقب‌نشینی از اصول نیز نیست. مذاکره، در معنای درست خود، گفت‌وگویی است برای تأمین منافع ملی، کاهش هزینه‌ها، افزایش دستاوردها و تثبیت حقانیت کشور.

متأسفانه در سال‌های اخیر، برخی جریان‌ها کوشیده‌اند در افکار عمومی، مذاکره را به صورت یک تابوی بزرگ تصویر کنند؛ گویی هرکس از مذاکره سخن بگوید، از مقاومت فاصله گرفته است. حال آنکه همان‌گونه که جنگ در راه پیروزی و دفاع از وطن می‌تواند مقدس باشد، مذاکره برای پیروزی نیز مقدس است. می‌توان مذاکره کرد و زیر بار زور نرفت؛ می‌توان گفتگو کرد و عزت را حفظ کرد؛ می‌توان بر سر میز نشست و در عین حال، از منافع ملی کوتاه نیامد. شرط آن، صداقت با مردم، شفاف‌سازی نتایج، و حفظ پیوند تصمیمات بزرگ با افکار عمومی است.
این رویکرد دست‌کم دو پیامد مهم دارد:

نخست، حقانیت در عرصه جهانی
گرچه از رفتار بسیاری از دولت‌های جهان ناامیدم و نظم جهانی را تا حد زیادی بی‌رحم، تبعیض‌آمیز و تهی از اخلاق می‌دانم، اما افکار عمومی در بسیاری از جوامع هنوز این تمایز را می‌فهمد که چه کسی برای گفتگو و حل مسئله قدم پیش گذاشته و چه کسی منطق زور و تجاوز را برگزیده است. وقتی ایران نشان می‌دهد که اهل مذاکره است، اما اهل تسلیم نیست، در سطح جهانی برای خود سرمایه‌ای از حقانیت، مشروعیت و «احساس حق بودن» می‌سازد؛ سرمایه‌ای که در لحظات بحران، بسیار ارزشمند است و می‌تواند به پشتوانه سیاسی و اخلاقی کشور بدل شود.

دوم، پشتیبانی مردمی در درون کشور
مردم ایران به‌درستی قضاوت می‌کنند که آیا برای جلوگیری از جنگ، حفظ منافع ملی و پرهیز از هزینه‌های سنگین، همه راه‌ها پیموده شده است یا نه. یکی از دلایل مهم حمایت مردم در جنگ تحمیلی اول، در دفاع میهنی دوازده‌روزه، و نیز در جنگ تحمیلی اخیر، همین بود که ایران پیش از تجاوز، مسیر گفت‌وگو و مذاکره را رها نکرده بود. این تجربه، برای افکار عمومی مهم است. مردم وقتی ببینند کشورشان اهل منطق، گفتگو و تلاش برای صلح عادلانه بوده و در عین حال زیر بار زور نرفته، در لحظه ایستادگی نیز پشت کشور خود می‌ایستند. از همین رو، مذاکره نه عامل تضعیف پشتوانه مردمی، بلکه در بسیاری از موارد شرط تقویت آن است.

در برابر این نگاه، دست‌کم سه گروه با مذاکره مخالفت می‌کنند:

گروه نخست کسانی هستند که اساساً حل مسئله ایران با جهان غرب را موجب دوام و تقویت نظام می‌دانند و چون با اصل نظام مسئله دارند، از هر وضعیتی که به تضعیف آن بینجامد استقبال می‌کنند؛ حتی اگر این وضعیت جنگ، ناامنی، فشار مضاعف بر مردم یا حمله دوباره به ایران باشد. بخشی از اینان آگاهانه چنین موضعی دارند و بخشی دیگر نیز در اثر ضعف سیاست‌های رسانه‌ای و تبیینی داخلی، به این نقطه رسیده‌اند.

گروه دوم کسانی هستند که با نگاهی مطلق‌انگارانه، تداوم جنگ را تنها راه عدم تسلیم در برابر متجاوز می‌دانند و هرگونه مذاکره را معادل عقب‌نشینی تفسیر می‌کنند.
در کنار اینان، گروهی نیز هستند که جنگ را نه از سر باور عمیق، بلکه به مثابه یک ایدئولوژی برای حفظ جایگاه، ماندگاری و بازتولید نقش خود دنبال می‌کنند. این نگاه، هرچند ممکن است در ظاهر انقلابی و رادیکال جلوه کند، اما لزوماً در خدمت منافع ملی نیست.

اما گروه سوم را باید با دقت، انصاف و احترام بیشتری دید. اینان نه مخالف ایران‌اند، نه دلبسته دشمن، و نه جنگ را برای منافع شخصی می‌خواهند. آنان از سر وفاداری، اعتقاد و حرمت‌گذاری به خون شهیدان، باور دارند که باید انتقام رهبر شهید، فرماندهان شهید و همه عزیزانی که در این مسیر جان خود را فدای وطن کردند، گرفته شود. این احساس، احساس کوچکی نیست.

این نگاه از عمق عاطفه ملی، غیرت ایرانی، و حرمت خون شهید برمی‌خیزد و باید آن را فهمید، به رسمیت شناخت و با آن با احترام سخن گفت.

اما درست در همین‌جا باید بر یک نکته اساسی تأکید کرد: امروز مذاکره، اگر هوشمندانه، مقتدرانه و معطوف به تأمین دستاورد سیاسی برای ایران باشد، نه در برابر راه شهیدان، بلکه در امتداد آن است. خون شهید قرار نیست فقط در میدان جنگ معنا پیدا کند؛ خون شهید باید بتواند امنیت، عزت، بازدارندگی، انسجام ملی و دستاورد سیاسی پایدار برای کشور بسازد. اگر فداکاری فرماندهان و شهیدان نتواند به تثبیت منافع ملی و تقویت موقعیت ایران بینجامد، بخشی از ظرفیت تاریخی آن هدر رفته است. از این منظر، پیروزی فقط در پاسخ نظامی خلاصه نمی‌شود؛ گاه تبدیل مقاومت و فداکاری میدان به یک دستاورد سیاسی بزرگ، خود عالی‌ترین صورت وفاداری به راه شهیدان است.

این منش رهبر شهید و سایر شهدای بزرگ ما یوده که اگر یک ملت و یک نظام سیاسی مقتدر بمانند، اهل مذاکره باشند و امتیاز ندهند، می‌توانند از ابزار گفتگو برای تأمین منافع ملی استفاده کنند. در این چارچوب، حرکت به سمت مذاکره، برای تثبیت پیروزی، خنثی‌سازی تهدید، کاهش هزینه‌های کشور و تبدیل فداکاری‌های میدان به دستاورد سیاسی باشد، تضمین‌کننده تداوم راه شهدا است.

از همین رو، امروز تصمیم‌گیران کشور باید با شجاعت، اعتماد به نفس و تکیه بر پشتوانه ملت، به سمت مذاکره حرکت کنند؛ حتی اگر از پیش بدانند که راه دشوار است و حتی اگر احتمال بدهند که همه اهداف به دست نیاید. نفس حضور بر میز مذاکره، چیزی از ارزش‌ها، عزت و دستاوردهای ایران کم نمی‌کند. برعکس، اگر این حضور با اقتدار، هوشمندی و شفافیت همراه باشد، می‌تواند انسجام ملی را که امروز حیاتی‌ترین سرمایه ماست، تقویت کند.

ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به فهمی نیاز دارد که در آن، مقاومت و مذاکره در برابر هم قرار نگیرند، بلکه دو ابزار از یک عقلانیت ملی برای صیانت از کشور باشند. آنان که از مذاکره هراس می‌آفرینند، چه از سر دشمنی، چه از سر جزم‌اندیشی، و چه حتی از سر عاطفه صادقانه اما بی‌توجه به پیچیدگی سیاست، اگر نتیجه کارشان تضعیف انسجام ملی باشد، ناخواسته به زیان ایران عمل می‌کنند.

امروز دفاع از ایران فقط در سنگر نظامی معنا نمی‌یابد؛ دفاع از ایران، در حفظ وحدت ملی، در پشتیبانی از تصمیمات عقلانی، در جلوگیری از دوقطبی‌های فرساینده، و در تبدیل فداکاری‌های میدان به دستاوردهای سیاسی و تاریخی نیز معنا پیدا می‌کند. اگر قرار است راه شهیدان ادامه یابد، این راه باید به استحکام ایران بینجامد؛ و ایرانِ مستحکم، ایرانی است که هم قدرت ایستادگی دارد و هم بلوغ مذاکره.»

 

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار