سایه‌روشن‌های یک جبهه

جریان مقاومت در خاورمیانه؛ تعریف، گستره و بازتاب آن در ادبیات آکادمیک جهانی

تهران (پانا) - جریان مقاومت در خاورمیانه بجز ائتلاف‌های سیاسی و گروه‌های مسلح در لایه‌های فرهنگی، هنری و هویت روزمره مردم هم حضور دارد. در پرونده‌ای قصد داریم به واکاوی ابعاد فرهنگی و سیاسی این جریان بپردازیم.

کد مطلب: ۱۶۸۹۲۰۳
لینک کوتاه کپی شد
سایه‌روشن‌های یک جبهه

به گزارش روابط عمومی و امور بین‌الملل خانه کتاب و ادبیات ایران، وقتی بحث از جریان مقاومت در خاورمیانه به میان می‌آید، تصویر رایجی که در ذهن بسیاری از مخاطبان نقش می‌بندد، همان چهار بازیگر اصلی یعنی ایران، حزب‌الله لبنان، حشدالشعبی عراق و انصارالله یمن است. این در صورتی است که جریان مقاومت در منطقه خاورمیانه ابعاد گسترده‌تری دارد که درک آن نیازمند نگاهی فراتر از تحولات نظامی و سیاسی روز است و عدم تعریف جامع و کامل از آن یک نقص جدی در گفتمان رسانه‌ای است. 

مقاومت به مثابه یک نظام معنایی

پژوهشگران حوزه مطالعات خاورمیانه در سال‌های اخیر تلاش کرده‌اند تعریف دقیق‌تری از جریان مقاومت ارائه دهند. ادوارد واستنیج و سیمون مابن دو پژوهشگر بریتانیایی علوم سیاسی و روابط بین‌الملل در مقاله‌ای که در سال ۲۰۲۳ منتشر شده کردند، جریان مقاومت را ترکیبی از «ائتلاف استراتژیک، جامعه امنیتی و شبکه ایده‌محور» خواندند. به نوشته این دو محقق آنچه این شبکه پیچیده ائتلافی را کنار هم نگه داشته است، یک «چشم‌انداز هنجاری مشترک» از نظم منطقه‌ای است که در گفتمان بازتولید، توسط میراث ایده‌محور هدایت و از طریق «اجرای فضایی» (یعنی بازتولید در فضاهای عمومی و فرهنگی) به واقعیت تبدیل می‌شود.

واسنتیج و مابن برای توصیف این چشم‌انداز هنجاری از مفهوم «نوموس» استفاده کرده‌اند. نوموس در ادبیات فلسفی و حقوقی به معنای نظام معنایی و هنجاری‌ای است که نظم را در یک جامعه تعریف می‌کند. از نظر این دو پژوهشگر، محور مقاومت یک «نوموس» جایگزین برای نظم منطقه‌ای خاورمیانه ارائه می‌دهد که در برابر هژمونی آمریکا و متحدان منطقه‌ای آن تعریف می‌شود. این رویکرد نظری نشان می‌دهد که مقاومت یک «نظام معنایی» است که در فرهنگ، فضاهای شهری، موزه‌ها، یادمان‌های شهدا و حتی نحوه عزاداری و بزرگداشت شهدا بازتولید می‌شود و نباید آن را به یک ائتلاف سیاسی تقلیل داد. 

ادوارد سعید و بنیان‌های نظری مقاومت فرهنگیپیش از این پژوهش‌ها ادوارد سعید؛ نظریه‌پرداز شهیر فلسطینی در کتاب تأثیرگذار خود با عنوان «فرهنگ و امپریالیسم» که در سال ۱۹۹۳ منتشر شد، چارچوب نظری مهمی برای فهم مقاومت فرهنگی فراهم کرد. سعید در این کتاب نشان داد که مقاومت در برابر امپریالیسم همیشه در دل خود امپریالیسم وجود داشته و این مقاومت در نهایت به بازآرایی نظم جهانی انجامیده است.

یکی از نکات مهمی که سعید مطرح می‌کند، نقد این تصور رایج است که «اندیشه‌های صرفا غربی درباره آزادی، مبارزه علیه حکومت استعماری را رهبری کرده‌اند.» به باور سعید، این یک تحریف رایج از سوی گفتمان امپریالیستی است. در واقع جریان‌های مقاومت در مستعمرات سابق، ریشه‌های فکری و فرهنگی مختص به خود را داشته‌اند. سعید فصل سوم کتاب خود را به «مقاومت و اپوزیسیون» اختصاص داده و در آن به بررسی چگونگی شکل‌گیری فرهنگ مقاومت در ادبیات و هنر کشورهای مستعمره پرداخته است.

نگاه سعید به مقاومت در مقاومت سیاسی یا نظامی خلاصه نمی‌شود. او بر نقش «فرهنگ مقاومت» تأکید دارد و نشان می‌دهد که چگونه شاعرانی مثل ویلیام باتلر ییتس در ایرلند یا نویسندگان و هنرمندان در جهان عرب، از طریق آثار خود به مبارزه علیه سلطه استعماری پرداخته‌اند. این رویکرد فرهنگی-نظری، پایه‌ای شد برای پژوهش‌های بعدی که جریان مقاومت در خاورمیانه را فراتر از تحلیل‌های ژئوپلیتیک متداول بررسی می‌کنند.

ژیل کپل و تحلیل جریان‌های مقاومت

ژیل کپل؛ شرقشناس و پژوهشگر فرانسوی، یکی از شناخته‌شده‌ترین تحلیلگران غربی در زمینه جریان‌های سیاسی-اسلامی در خاورمیانه است. کپل در آثار متعدد خود از جمله کتاب Terreur et martyre که در سال ۲۰۰۸ منتشر شد، به تحلیل جریان مقاومت پرداخت و نشان داد که چگونه پس از شکست پروژه‌های نئوکان در عراق و افغانستان و همچنین شکست القاعده، این ایران و متحدانش بودند که از این خلأ قدرت بهره بردند.

کپل در تحلیل‌های اخیر خود از مفهوم «محور فرو-شیعی» (Frero-Shiite axis) استفاده کرده است. این مفهوم به ائتلافی اشاره دارد که میان ایران شیعه و جنبش‌های منتسب به اخوان‌المسلمین (مانند حماس و شبکه‌های ترکی-قطری) شکل گرفته است. به باور کپل، این ائتلاف که شاید در گذشته غیرمنتظره به نظر می‌رسید، اکنون یکی از بازیگران اصلی معادلات منطقه‌ای است. کپل در مصاحبه‌ای با روزنامه لبنانی النهار در مارس ۲۰۲۶، گفت آنچه پس از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ رخ داد «آشوب جدید جهانی» را رقم زد و درگیری‌ها در خاورمیانه به «جنگ روایت‌های مقدس» تبدیل کرد. 

یکی از مفاهیم کلیدی کپل در تحلیل وضعیت فعلی «جهادگرایی اتمسفریک» است. او معتقد است که شبکه‌های اجتماعی، تصاویر جنگ را به فضای عمومی اروپا و آمریکا آورده‌ و نوعی تنش دائمی در حومه‌های شهری و دانشگاه‌های غربی ایجاد کرده است و به همین دلیل قضیه فلسطین به «محور همگرایی مبارزات» تبدیل شده است؛ جایی که اسلامگرایان رادیکال و برخی جریان‌های ضداستعماری در غرب، حول محور مخالفت با «امپریالیسم شمال» متحد می‌شوند.چارلز تریپ و مکتب مطالعاتی تطبیقی خاورمیانه

چارلز تریپ؛ استاد بازنشسته دانشگاه SOAS لندن، یکی از تأثیرگذارترین پژوهشگران بریتانیایی در زمینه سیاست تطبیقی خاورمیانه است. تریپ بیش از سه دهه در SOAS تدریس و شاگردان بسیاری را تربیت کرده است. در سال ۲۰۲۵ مجموعه‌ای از مقالات به افتخار او با عنوان «قدرت، مقاومت، ایدئولوژی و دولت» منتشر شد که در آن ۱۰ پژوهشگر از اروپا، آمریکا و خاورمیانه به بررسی ابعاد مختلف سیاست منطقه پرداختند.

رویکرد تریپ به مطالعات خاورمیانه رویکردی «تجربی غنی، از لحاظ نظری بصیرت‌بخش و از لحاظ تاریخی حساس» توصیف شده است. مقالات این مجموعه بر چهار محور اصلی متمرکز هستند که برای فهم سیاست خاورمیانه ضروری است: قدرت، مقاومت، ایدئولوژی و دولت. این مقالات موارد متعددی از ایران و عراق تا اردن، لبنان و سوریه را پوشش می‌دهند و حاصل تحقیقات میدانی گسترده و آگاهی عمیق از سیاست منطقه‌ای هستند.

آنچه رویکرد تریپ و شاگردانش را متمایز می‌کند، توجه همزمان به ساختارهای قدرت از یک سو و عاملیت بازیگران محلی از سوی دیگر است. آنها بجز تحلیل قدرت‌های بزرگ و سیاست‌های خارجی‌شان و بحث درباره کنش‌های بازیگران محلی، تعامل پیچیده میان این دو سطح را نیز نشان می‌دهند. این رویکرد برای فهم جریان مقاومت که هم متأثر از ساختارهای بین‌المللی قدرت است و هم به عنوان عاملی در برابر آنها کنش می‌کند، بسیار مفید است.

اریک والبرگ؛ پژوهشگر کانادایی، در کتاب خود با عنوان «مقاومت اسلامی در برابر امپریالیسم» که در سال ۲۰۱۵ منتشر شده، رویکردی متفاوت از جریان اصلی آکادمیک غربی دارد. والبرگ که سال‌ها در مصر زندگی کرده، تلاش کرد تا جریان مقاومت اسلامی را از دریچه نگاه خود بازیگرانش تحلیل کند. 

کتاب والبرگ به سه بخش اصلی تقسیم شده است: «منطق مقاومت»، «به سوی نظریه‌ای از اسلام سیاسی» و «پارامترهای در حال گسترش اسلام سیاسی». او در این کتاب به تحلیل تطبیقی موفقیت شیعیان در ایران و ناکامی اهل سنت در مصر می‌پردازد و مفهوم «امت» را در قرن بیست و یکم بررسی می‌کند. هرچند والبرگ در جریان اصلی آکادمیک غربی جایگاه چندانی ندارد، اما کتاب او نشان‌دهنده وجود نگاه‌های جایگزین و گاه حاشیه‌ای در مورد جریان مقاومت در فضای دانشگاهی غرب است.

فرهنگ به مثابه میدان مقاومت

یکی از نکات مشترک در آثار پژوهشگران یادشده، توجه به نقش فرهنگ به عنوان میدانی برای مقاومت است. ادوارد سعید در «فرهنگ و امپریالیسم» به تفصیل نشان داد که چگونه رمان، شعر و هنر در مستعمرات سابق به عرصه‌ای برای مقاومت در برابر گفتمان سلطه تبدیل شده‌اند. واستنیج و مابن نیز در پژوهش میدانی خود در لبنان نشان دادند که حزب‌الله چگونه از طریق ساخت موزه‌ها، یادمان‌ها و فضاهای فرهنگی، روایت مقاومت را بازتولید و تثبیت می‌کند.

این نگاه فرهنگی به مقاومت، یکی از نقاط ضعف تحلیل‌های رایج رسانه‌ای در مورد خاورمیانه است. رسانه‌های غربی معمولاً جریان مقاومت را صرفاً از زاویه حملات موشکی، انفجارها و تحولات سیاسی پوشش می‌دهند. اما آنچه در پشت صحنه این رویدادها می‌گذرد - یعنی بازتولید روزمره گفتمان مقاومت در دل فرهنگ عامه، هنر خیابانی، شبکه‌های اجتماعی و مراسم مذهبی و ملی - معمولاً نادیده گرفته می‌شود. پرونده حاضر در قسمت‌های بعدی تلاش می‌کند تا حدی این خلأ را پر کند.بحران مشروعیت و آینده نظام سلطه

برخی از پژوهشگران نیز در آثار خود به تحلیل نقش محور مقاومت در نظام جهانی پرداخته‌اند. بهنام روش در مقاله‌ای که در سال ۲۰۱۹ منتشر کرد، با استفاده از نظریه نظام‌جهانی والرشتاین به بررسی نقش محور مقاومت در مواجهه با نظام سلطه پرداخت. فرضیه اصلی مقاله او این بود که جبهه مقاومت با محوریت ایران و با تکیه بر آرمان‌های اسلامی در منطقه، می‌تواند مشروعیت نظام سلطه را به چالش بکشد و قدرت آن را تضعیف کند. به اعتقاد روش تقویت این جریان مقاومت در آینده و گسترش آن به سایر نقاط جهان، می‌تواند به پایان نظام سلطه بینجامد.

این نگاه اگرچه در فضای آکادمیک غرب چندان پذیرفته نیست، اما نشان‌دهنده این واقعیت است که جریان مقاومت یک واقعیت سیاسی زنده است که پیرامون آن روایت‌های متفاوت و گاه متضادی شکل می‌گیرد.

موضوعات اصلی پرونده «سایه‌روشن‌های یک جبهه»

پرونده «سایه‌روشن‌های یک جبهه» در مجموع از ۶ موضوع اصلی تشکیل شده است. هر موضوع به صورت یک بخش مستقل اما پیوسته با سایر بخش‌ها منتشر می‌شود.

موضوع اول «چارچوب نظری و مفهومی جریان مقاومت»: این موضوع که در اصل با نگارش همین مقدمه آغاز شده است، به مبانی نظری و تعاریف پایه‌ای از جریان مقاومت می‌پردازد. در این موضوع سه مطلب اصلی منتشر خواهد شد. مطلب اول (همین نوشتار) به نگاه پژوهشگران غربی به جریان مقاومت اختصاص دارد. مطلب دوم به نگاه پژوهشگران منطقه خاورمیانه خواهد پرداخت و مفهوم مقاومت را از دریچه نویسندگان و تحلیلگران عرب و ایرانی بررسی می‌کند. مطلب سوم نیز به نقد و بررسی مفهوم «مقاومت» در ادبیات آکادمیک غربی می‌پردازد و نشان می‌دهد که این مفهوم چگونه در طول سه دهه اخیر تحول پیدا کرده است.

موضوع دوم «تاریخ و تبار مقاومت در خاورمیانه»: این موضوع به ریشه‌های تاریخی جریان مقاومت می‌پردازد. در این موضوع چهار مطلب پیش‌بینی شده است. مطلب اول به اندیشه‌های سیدجمال الدین اسدآبادی و نظریه «اتحاد اسلام» اختصاص دارد. مطلب دوم به شکل‌گیری اندیشه مقاومت در مصر و چهره‌هایی مانند محمد عبده و عبدالرحمن کواکبی (نویسنده کتاب طبایع الاستبداد) می‌پردازد. مطلب سوم به ایران و تحولات جنبش تنباکو، شرکت اسلامیه اصفهان و انقلاب مشروطه اختصاص دارد. مطلب چهارم به نقش امام موسی صدر در انتقال این اندیشه به لبنان و تأسیس جنبش امل (افواج المقاومه الاسلامیه) می‌پردازد.موضوع سوم «ژئوپلیتیک گسترده مقاومت در جهان عرب»: این موضوع به کشورهایی می‌پردازد که معمولاً در تحلیل‌های رایج از محور مقاومت کمتر به آنها اشاره می‌شود. در این موضوع چهار مطلب پیش‌بینی شده است. مطلب اول به سوریه اختصاص دارد و نقش این کشور در محور مقاومت و همچنین جریان‌های مقاومت مدنی در داخل سوریه را بررسی می‌کند. مطلب دوم به بحرین و عربستان سعودی می‌پردازد و جریان‌های اعتراضی شیعیان در این دو کشور را پوشش می‌دهد. مطلب سوم به مصر اختصاص دارد و نقش روشنفکران و جنبش‌های اسلامی-مدنی در بازتعریف مقاومت پس از بهار عربی را واکاوی می‌کند. مطلب چهارم نیز به تونس و تجربه جنبش النهضه در چارچوب مقاومت مدنی و اسلامی می‌پردازد.

موضوع چهارم «فلسطین به عنوان هسته مرکزی گفتمان مقاومت»: این موضوع به عمق تاریخی و هویتی جریان مقاومت می‌پردازد. در این موضوع پنج مطلب پیش‌بینی شده است. مطلب اول به نقش فلسطین در شکل‌گیری و تداوم گفتمان مقاومت در سراسر خاورمیانه می‌پردازد. مطلب دوم به نسل جدید فلسطینی‌ها و شکل‌های جدید مقاومت مدنی و فرهنگی در کرانه باختری می‌پردازد. مطلب سوم به نقش قدس به عنوان نماد و کانون هویتی مقاومت اختصاص دارد. مطلب چهارم به بررسی تطبیقی مقاومت فلسطینی در داخل سرزمین‌های اشغالی و دیاسپورای فلسطینی در اروپا و آمریکا می‌پردازد. مطلب پنجم نیز گزارشی است از چگونگی استفاده از هنر و قالب‌های آفرینش هنری به عنوان ابزاری برای مقاومت.

موضوع پنجم «جبهه فرهنگی مقاومت (ادبیات، هنر و رسانه)»: این موضوع به طور مفصل به نقش فرهنگ در بازتولید گفتمان مقاومت می‌پردازد. در این موضوع هفت مطلب پیش‌بینی شده است. مطلب اول به نقش شعر مقاومت با تمرکز بر محمود درویش و شاعران معاصر غزه اختصاص دارد. مطلب دوم به تئاتر خیابانی و نمایش‌های میدانی در لبنان، فلسطین و عراق می‌پردازد. مطلب سوم به هنرهای تجسمی و دیوارنگاری در شهرهای مقاومت (بیروت، بغداد، صنعا و غزه) اختصاص دارد. مطلب چهارم به نقش رسانه‌های جایگزین و شبکه‌های اجتماعی در روایت‌گری مقاومت می‌پردازد. مطلب پنجم گزارشی از جشنواره سالانه مقاومت فلسطین در بروکسل است. مطلب ششم به سینمای مقاومت در ایران، لبنان و فلسطین اختصاص دارد. مطلب هفتم نیز به موسیقی مقاومت (از گروه‌های رپ فلسطینی تا سرودهای انقلابی لبنانی) می‌پردازد.

موضوع ششم «مقاومت در دیاسپورا و آینده جریان مقاومت»: این موضوع به گستره جغرافیایی و افق زمانی جریان مقاومت می‌پردازد. در این موضوع چهار مطلب پیش‌بینی شده است. مطلب اول به نقش دیاسپورای فلسطینی و لبنانی در اروپا و آمریکا در حفظ و انتقال فرهنگ مقاومت اختصاص دارد. مطلب دوم به نظریه‌پردازان فلسطینی شاغل در نظام‌های آکادمیک غربی می‌پردازد. مطلب سوم نسل Z و تغییر روایت‌های مقاومت در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی را روایت می‌کند و مطلب چهارم که مطلب پایانی پرونده است، آینده جریان مقاومت در خاورمیانه را با تحلیل جنگ تحمیلی دولت تروریستی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران بررسی می‌کند و با جمع‌بندی یافته‌های ۶ موضوع، تصویری کلی از وضعیت و چشم‌انداز این جریان ارائه می‌دهد.

 

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار