دلنوشته خبرنگار پانا به یاد شهدای میناب
بام و صفی آباد (پانا) _ ما مردم مثل تمام شبها کنار هم جمع میشویم تا بگوییم حتی اگر دنیا صورتیها را از ما گرفت یاد شما دختران شهید در دلها باقی میماند.
گاهی از خودم میپرسم رنگ صورتی تو را یاد چه چیزی میاندازد؟
_رنگ صورتی من را…
قبلاًها وقتی به صورتی فکر میکردم دفترچههایی که با چه وسواس رنگشان را انتخاب کرده بودم،
بند عینکی که صرفاً به خاطر رنگش خریده بودم،
کتاب و نشانگرمحبوبم ،
و خیلی چیزهای صورتی دیگر به ذهنم میآمدند؛
اما حالا رنگ صورتی مرا به دل قصههایی بسیار بزرگتر میبرد،
قصههایی فراتر از چیزهای اطرافم،
قصه دختری که نامش با کاپشن صورتی و گوشواره قلبیاش در ذهن ها ثبت شد،
تا قصه عروسکی که در آغوش دخترکی در دل جنگ دوازده روزه از زیر آوار پیدا شد،
و این بار هم کوله پشتی صورتی که به خون آغشته شد ...
حتما کوله ات را خیلی دوست داشتی نه؟
به این فکر میکنم که حتما شهریور که رفته بودی آن را بخری همین که نگاهت در مغازه ای به این افتاد چشمان زیبایت قلبی شد و به مامان و بابا گفتی:«همین را میخواهم!»
اما چه میدانستی که صورتی فقط رنگ کیف و دفتر و جامدادی نیست،صورتی این روز ها رنگ مبارزه است، مبارزه ای از جنس دخترانه...
و با آن صورتی قرار است خودت و کوله ات با هم عاقبت به خیر شوید و حالا در چهلم شما ما مردم مثل تمام این شب ها کنار هم جمع میشویم تا بگوییم:« حتی اگر دنیا صورتی ها را از ما گرفت یاد شما در دل ها باقی میماند.»
آری قلب مردم به درد آمده است
وطن این روزها شده بی تاب
کی فراموشمان شود
داغ دختران شهیده ی میناب...
ارسال دیدگاه