از«نجات سرباز رایان» تا «نجات خلبان یالان»:

صحنه نجات خلبان اجکت‌شده؛ پروپاگاندای هالیوودی در دنیای واقعی

تبریز (پانا) - در فیلم نجات سرباز رایان، اسپیلبرگ با تکنیک هَندی‌کم لرزان، موسیقی حماسی ویلیامز و تدوین سریع، شکست‌های روز D-Day در نورماندی را به یک حماسه قهرمانانه آمریکایی تبدیل می‌کند و واقعیت ناکارآمدی نظامی را پشت نقاب ایثار پنهان می‌سازد.

کد مطلب: ۱۶۸۲۹۳۸
لینک کوتاه کپی شد
صحنه نجات خلبان اجکت‌شده؛ پروپاگاندای هالیوودی در دنیای واقعی

رسانه‌های آمریکایی مانند CNN و CBS دقیقاً همین ترفند را در رویداد سقوط جنگنده F-۱۵ بر فراز ایران به‌کار می‌گیرند و از یک عملیات ناکام هلی‌برن در کوه‌های زاگرس و اجکت خلبانان، یک داستان نجات پیروزمندانه و شجاعانه می‌سازند که حالا آن را «نجات خلبان یالان» می‌نامند.

 نادیده گرفتن انهدام چند فروند هواپیما و هلیکوپتر مورد اصابت قرار گرفته در این عملیات، حربه‌ای رسانه‌ای، مکمل فریب رسانه‌ای آمریکا است.

 این قاب‌بندی مثبت که بر اساس مدل پروپاگاندای نوآم چامسکی است، ذهن مخاطب را با تمرکز بر جنبه‌های عاطفی، فریب می‌دهد و واقعیت تلخ شکست را انکار می‌کند.

ترفندهای تبلیغاتی و روایت‌سازی؛  از نمایش رسانه‌ای به مفهوم‌سازی دروغین

در گزارش‌های شبانه شبکه‌های آمریکایی، جایزه‌های کلان برای مکان‌یابی خلبان را به عنوان تلاش‌های قهرمانانه و فداکارانه توصیف می‌کنند و با تکرار مداوم واژه‌هایی مانند موفقیت و نجات با تکنیک تکرار در ذهن مخاطب تثبیت می‌کنند. مثلاً دیشب، انتشار پیام احساسی مادر یکی از خلبانان با عکس خانوادگی و التماس‌های عاطفی، بار احساسی را به اوج رساند تا همدردی عمومی را برانگیزد و انتقاد از عملیات را خفه کند. (ترفند کلاسیک استفاده از خانواده‌ها برای دستکاری احساسات)

مفهوم‌سازی ایثار آمریکایی بی‌نظیر دقیقاً مانند دیالوگ‌های شعاری فیلم اسپیلبرگ، شکست نظامی را به درسی از پیروزی و برتری ابدی تبدیل می‌کند و سانسور جزئیات، ناکامی‌ها را با تصاویر جعلی یا اغراق‌آمیز پوشش می‌دهد. هالیوود واقعی، رسانه‌های آمریکایی هستند که با این پروپاگاندا، روحیه عمومی را حفظ و واقعیت را تحریف می‌کنند.

هشدارهای رسانه‌ای

چک کردن منابع مستقل و متنوع، راهی برای مقابله با اینگونه ترفندها است.

 از مقایسه گزارش‌های غربی با دیدگاه‌های محلی، سانسور پنهان شناسایی خواهد شد.

عاطفی‌سازی، مخل ادراک واقعیت‌ها است؛ زیرا موسیقی حماسی، تصاویر دراماتیک یا توییت‌های خانوادگی فقط ترفندی برای آماده‌سازی ذهن‌ها در قبول دروغ یا سایر انحراف در پیام‌ها است.

باید گفت که مقاومت در برابر تکرار اغراق‌آمیز ادعاها، مانع از تبدیل دروغ به حقیقت است و انتظار برای رویت سندهای تأییدشده، آفند رسانه‌ای دشمن را خنثی می‌کند.

با تحلیل قاب‌بندی روایت‌ها، عباراتی مانند «پیروزی جزئی» یا «درد مادر» را به عنوان پوششی بر شکست کلی بشناسید.

نویسنده : کریم عباسپور

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار