از خبرنگار پانا به هموطنان قوی
فیروزکوه (پانا)- میخواهم بگویم که شما تنها نیستید، صدای شما در گزارشها، در عکسها و در روایتها گم نمیشود. من، و خیلیهای دیگر، هر لحظه با شما قدم برمیداریم؛ حتی اگر فاصلهها زیاد باشد. من روایتگر دردهای شما هستم، اما بیش از آن، راوی استقامت و زیبایی دلهای شما هستم.
من، بهعنوان یک خبرنگار پانا، هر روز میان صداها و تصویرهایی قدم میزنم که گاهی کلمات از توصیفشان جا میمانند. اما در تمام این رفتوآمدها، چیزی هست که هیچوقت فراموش نمیشود؛ دلِ شما هموطنهایم.
این روزها، وقتی کنار خانوادههایی مینشینم که جنگ مسیر زندگیشان را عوض کرده، بیشتر از هر وقت دیگری معنای «همقدمی» را میفهمم. شما که زیر فشار سختیها ایستادهاید، با چشمانی که هنوز امید در آن برق میزند، به من یاد میدهید که اخبار فقط اعداد و گزارش نیستند؛ نفس و نبض انسانهاییاند که زندگی را با تمام توان ادامه میدهند.
من شاهد دستانی هستم که با وجود خستگی، هنوز دیگران را در آغوش میگیرند. شاهد کودکانی که میان صدای آوار، هنوز بازیشان را فراموش نکردهاند. شاهد مادرانی که با لبخند کوچکشان، سقف فرو ریخته را بدل به سرپناهی از عشق میکنند. و مردانی که با تمام زخمها، دلشان هنوز با روشنایی فردا میتپد.
میخواهم بگویم که شما تنها نیستید. صدای شما در گزارشها، در عکسها و در روایتها گم نمیشود. من، و خیلیهای دیگر، هر لحظه با شما قدم برمیداریم؛ حتی اگر فاصلهها زیاد باشد. من روایتگر دردهای شما هستم، اما بیش از آن، راوی استقامت و زیبایی دلهای شما هستم.
امید، در میان شماست؛ در نگاههای خسته اما مقاوم، در آغوشهای گرم، در اشکهایی که کنار لبخند مینشینند. باور کنید که همین امید، روزی مسیرها را دوباره به روشنایی خواهد رساند. اما من میدانم که پایان شب سیه ، سپید است
به امید ظهور مهدی موعود
از طرف یک خبرنگار کوچک، با قلبی پر از احترام برای شما که بزرگ و قوی هستید.
ارسال دیدگاه