جای خالی سوژه «جنگ ۱۲ روزه» در سریالهای نوروزی
تهران (پانا) - نوروز، همواره یکی از مهمترین بزنگاههای رسانهای در ایران بوده است؛ زمانی که مخاطب، بیش از هر وقت دیگری، به تلویزیون بازمیگردد و انتظار دارد روایتهایی متناسب با حالوهوای اجتماعیاش ببیند. با این حال، نوروز امسال در حالی سپری شد که جای یک سوژه مهم و تازه در سریالهای سیما بهوضوح خالی بود: «جنگ ۱۲ روزه».
این در حالی است که سینما، بهعنوان رقیب جدی تلویزیون در حوزه روایتگری، واکنشی سریعتر و ملموستر به این رویداد نشان داد. در جشنواره فیلم فجر امسال، چندین اثر با محوریت این جنگ به نمایش درآمدند؛ فیلمهایی مانند «سقف»، «نیمهشب»، «قمارباز» و «کافه سلطان» که هرکدام تلاش داشتند بخشی از تجربه زیسته مردم در این مقطع را به تصویر بکشند. همین حضور پررنگ نشان میدهد که «جنگ ۱۲ روزه» نهتنها یک رویداد سیاسی-نظامی، بلکه یک «معدن سوژه» برای روایتهای انسانی و اجتماعی مطرح بوده است.
در مقابل، تلویزیون که بهطور سنتی باید سریعترین واکنش را به تحولات اجتماعی نشان دهد، عملاً از این قافله عقب ماند. جنگ در تیرماه به پایان رسید و سازمان صداوسیما، دستکم هشت ماه فرصت داشت تا با طراحی و تولید یک سریال مناسب، این تجربه جمعی را برای مخاطب بازآفرینی کند؛ اما در نهایت، حتی یک مجموعه نمایشی با این محور به آنتن نوروزی نرسید.
این عقبماندگی در شرایطی رخ داد که ظرفیتهای دراماتیک این جنگ، بسیار متنوع و قابل توجه بود؛ از روایت همدلی و همبستگی ملی گرفته تا بازنمایی ترسها، امیدها، ناکامیها و پیروزیها. تجربهای که میتوانست به خلق آثاری با محوریت «غرور ملی» و «تابآوری اجتماعی» منجر شود. چنین مضامینی، بهویژه در ایام نوروز و همزمانی آن با ماه رمضان، میتوانستند پیوندی عمیقتر با مخاطب برقرار کنند.
نکته قابل تأمل آنجاست که حالوهوای این روزهای جامعه، بیش از هر چیز، نیازمند آرامش، همدلی و بازسازی روانی است. در چنین شرایطی، پخش مجموعههای پلیسی و پرتنش، پاسخگوی نیاز مخاطب نیست؛ چراکه مردم، خود در ماههای گذشته، سطح بالایی از هیجان و اضطراب را تجربه کردهاند.
البته نشانههایی از توجه به این سوژه در تلویزیون وجود داشت. پیشتر، پیمان جبلی در ۳۰ بهمنماه سال گذشته از تولید یک سریال ویژه نوروز با محوریت این جنگ خبر داده و اعلام کرده بود که مجموعهای با عنوان موقت «من دزد نیستم» در دست تولید است. این سریال با همکاری چهرههایی چون محسن تنابنده، مصطفی تنابنده و منوچهر هادی شکل گرفته و نگارش آن را پدرام کریمی و بابک کایدان بر عهده داشتهاند. با این حال، این پروژه نیز به آنتن نوروزی نرسید.
مسأله اصلی را باید در ساختار تولید در تلویزیون جستوجو کرد؛ جایی که قوانین دستوپاگیر، فرآیندهای طولانی تصویب و تغییرات مدیریتی و کمبود بودجه امکان واکنش سریع به سوژههای روز را محدود میکند. در چنین شرایطی، حتی اگر ارادهای برای تولید وجود داشته باشد، زمان از دست میرود و فرصتهای طلایی بهسادگی به رقبای چابکتر واگذار میشود.
تجربه نوروز امسال، یک بار دیگر این واقعیت را یادآوری کرد که تلویزیون، برای حفظ جایگاه خود در رقابت با سینما و پلتفرمهای نمایش خانگی، ناگزیر از بازنگری در سازوکارهای تولید و تصمیمگیری است. مخاطب امروز، منتظر روایتهای بهروز و همگام با زیست روزمره خود است و تأخیر در پاسخگویی به این نیاز، به معنای واگذاری میدان به دیگر رسانههاست.
منبع:ایرنا
ارسال دیدگاه