ایران با ترور به زانو در نمیآید؛ دلیل؟! تجربه!
تهران (پانا) - در سرمقاله شماره جدید صدای ایران سعی شده است با نگاهی به اهداف و پیامدهای تکرار الگوی ترورهای ابتدای انقلاب و تجارب آن نشان دهد که ایران ساختاری محکم دارد.
در متن این یادداشت آمده است.
ایرانیان تمام این قصه را یک بار بازی و تجربه کردهاند. چیزی نیست که بدون تجربۀ قبلی با آن مواجه شده باشند. چهار سال ابتدای انقلاب اسلامی از بهمن ۱۳۵۷ تا خرداد ۱۳۶۱ یک دورۀ فشردۀ تجربۀ تاریخی و سیاسی برای ملت و ساختار حاکمیتی ایران است. نظام سیاسی هنوز کاملاً پا نگرفته که حرکتهای تجزیهطلبانۀ داخلی در برخی نقاط کشور آغاز میشود. مهار تجزیهطلبها هنوز کامل نشده که دشمن خارجی به تمامیت ارضی کشور هجوم میآورد. در چنین وضعیتی ساختار مسلحانۀ نفاق داخلی هم رسماً اعلام جنگ مسلحانه میکند. نخستین رئیسجمهور از کشور متواری میشود و سیل ترورها عمدۀ شخصیتهای سیاسی و نظامی و امنیتی را یک به یک هدف قرار میدهد.
جمهوری اسلامی در مرزها با دشمن خارجی روبروست و در داخل با نفاق سازماندهی شدهای که در ابتدای انقلاب حتی خود را بخشی از انقلاب اسلامی مردمی ایران میدانست. آشوب تجزیهطلبها و تزلزل دستگاهها و ساختارهای نظامی و دفاعی کشور هم مزید بر علت شده بود.
همۀ اینها اما موجب نشد نهال جوان جمهوری اسلامی دچار شکست راهبردی شود. وضعیت امروز قطعاً از وضعیت چهار سال نخست پیروزی انقلاب به مراتب امیدوارکنندهتر است. توطئۀ تجزیهطلبها در همان روزهای نخستین جنگ با هوشیاری مردم و نیروهای نظامی و امنیتی در نطفه خفه شد. نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران به مراتب قدرتمندتر از آن روز هستند و مسالۀ راهبردی جنگ را ایران است که در تنگۀ هرمز تعیین کرده.
رؤیای دشمن برای لشکرکشی و تشکیل یک ائتلاف بینالمللی علیه جمهوری اسلامی ایران به جایی نرسیده. دلیلش هم نه احساسات حقوق بشری طرفهای غربی بلکه قدرت ایران برای ضربه زدن به هر طرف ثالثی است که بخواهد وارد این نزاع شود. در داخل هم شاهد یک انسجام و اتحاد ملی علیه متجاوز خارجی هستیم. اینها معجزۀ جمهوری اسلامی است که حالا به یک ساختار تبدیل شده است. ساختاری که مبنای خود را روی قدرت و همراهی مردم بنا کرده است. ساختاری که بودن یا نبودن یک فرد تأثیر حیاتی در بقای کلیت مجموعه ندارد، هرچند فقدان افراد میتواند خسارتهایی داشته باشد اما مایۀ فروپاشی کل سیستم نیست.
اوج این مسأله در روزهای پس از شهادت رهبر شهید انقلاب رخ داد. جامعه و کشوری که نه تنها تعدادی از فرماندهان ارشد نظامی بلکه حتی رهبر و فرماندۀ کل قوای خود را در قالب یک موج ترور از دست داده بود اما خم نشد و نشکست. این واقعیت ملت ایران و ساختار قدرت در جمهوری اسلامی ایران است. چیزی که البته مورد اعتراف رسانههای دشمن هم هست. سرمستیهای چند ساعت اول هر ترور را که کنار بگذاریم آرام آرام حرفهای بخشهای دیگری از اردوگاه دشمن هم مجال بروز پیدا میکنند.
حرفهایی که به صراحت میگویند این اقدامات با وجود بعضی مزایای تاکتیکی اما تأثیری در کلیت ساختار جمهوری اسلامی ایجاد نکرده و باعث این نمیشود که عقبۀ اجتماعی و مردمی آن فرو بپاشد.
قدرت در این کشور و ساختار نه در یک شکل و هرم عمودی و از بالا به پایین بلکه در یک نسبت کاملاً افقی جاری است. برای به زانو در آوردن ایران باید تک به تک ملت ایران را ترور کنند. رهبر شهید انقلاب این روزها را درست پیشبینی کرده بودند:
«بعد از این هم به توفیق الهی اگر چنانچه حادثهای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابلهی با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد.» ۱۴۰۴/۱۱/۱۲
ارسال دیدگاه