دلنوشته/
طنین غیرت؛ در پاسخ به خیالهای خام
ناحیه یک یزد (پانا) - در دنیایی که قدرت بر اساس زور و اسلحه تعریف میشد، شما با اتکا به ایمان و باورهای عمیق، در برابر دشمنان ایستادگی کردید. با شجاعت و صلابت، حقارت دشمن را آشکار ساخته و با یادآوری ارادت ملت ایران به امام حسین (ع)، پوچی تهدیدهای قدرتهای استکباری را به رخ کشیدید.
در هیاهوی دنیایی که قدرت را در آهن و باروت میبیند،شما از جنسی دیگر بودی؛ از تبار کسانی که تکیهگاهشان نه بر زمین، که بر آسمان بود. سردار سرافراز، نامت لرزه بر اندام کسانی میانداخت که با محاسبات مادی خود، میخواستند عشق را در ترازوی تهدید وزن کنند.
شما با همان صراحت حیدری و لهجهی سرشار از ایمانتان، نقاب از چهرهی فریبکار تاریخ برداشتی. آنجا که با تمام وجود، حقارت دشمن را به رخشان کشیدی و در اوج صلابت خطاب به نتانیاهو و تمام همپیمانانش نهیب زدی:
«آخه ملت ایران، امام حسین(ع) رو ول میکنن تورو میچسبن؟! خاک تو سرت واقعا...»
این کلمات، فقط یک جملهی ساده نبود؛ این فریاد قرنها ایستادگی ملتی بود که ریشه در خاک کربلا دارد. شما با همین کلام بیپیرایه، تمام بافتههای استکبار را پنبه کردی. به آنها فهماندین که کسی که دلش به اقیانوس بی کران حسین(ع) وصل است، هرگز در برکهی حقیر تهدیدهایِ شما غرق نخواهد شد.
شما به ما یاد دادین که در برابر دشمن، نباید با لکنت حرف زد؛ باید با زبان عزت، پوچی قدرتهای پوشالی را فریاد کشید. شما نشان دادی که «خاک بر سر» کسی است که فکر میکند میتواند ملتی را که با یا حسین(ع) قد کشیده، با وعده و وعید یا ترس و لرز، از مسیرش جدا کند.
امروز، ردّ نگاه مقتدرانهی شما در چشمان تمام کسانی است که یاد گرفتهاند برای آزادگی، باید به ریسمان ولایت حسین(ع) چنگ زد. شما رفتین، اما آن نهیب ماندگارتون، هنوز در گوش زمان میپیچد و خواب را از چشم ظالمان میرباید.
سلام بر شما که با کلامت، مرز میان حق و باطل را اینگونه شفاف و پرغرور ترسیم کردین.
ارسال دیدگاه