لبخندی که در قاب خاطره ماند

تهران (پانا) - وقتی لبخندها ماندگار می‌شوند و زمان معنای دیگری پیدا می‌کند،باید بگویم فراتر از یک عکس یادگاری که فرصتی است تا یاد و خاطره شهید سید اسماعیل خطیب را گرامی بداریم و بگوییم هرگز در ذهن خبرنگاران پانا شهر تهران فراموش نخواهد شد.

کد مطلب: ۱۶۷۷۷۶۰
لینک کوتاه کپی شد
لبخندی که در قاب خاطره ماند

ماه پیش، وقتی در راهپیمایی ۲۲ بهمن درحال انجام رسالتمان بودیم، سید اسماعیل خطیب که در غرفه پانا بودند را دیدیم؛ یکدفعه نگاه گرمی از آن  شهید دیدم که  به روی من و دوستم لبخند زدند.

خیلی خوش‌رو و خوش برخورد بودند؛ انگار دنیا را با یک مرحله ساده آرام‌تر کرده‌ بودند. برق مهربانی در چشمانش موج می زد و ما رفتیم سمتشان، گفتیم شانسمان را امتحان می کنیم و ازشون درخواست مصاحبه کردیم؛ گفتیم سلام وقت شما بخیر باشه! جسارتا امکان مصاحبه هست؟!"

با صدای آرام و صادقشان به ما گفت: بله حتما بفرمایید در خدمتم دخترم. مصاحبه‌مون را گرفتیم، با دقت به حرف‌هایش گوش دادیم و هر کلمه‌اش پر از ایمان، همدلی و تواضع بود. به عنوان کسی که تلاش می‌کرد واقعیت زندگی ساده و قهرمانانه رو به تصویر بکشد؛ این برخورد صمیمانه‌اش مثل روشنایی کوچک اما خیره‌کننده‌ای بود در دل روزهای پر از هیاهو و به عنوان وزیر اطلاعات کشورمان عجیب بود که آنقدر خوش برخورد و مردم‌دار باشند.

من به دوستم گفتم چقدر مهربان‌ هستند ایشون، میخوای بهشون بگیم یک عکس یادگاری باهاشون داشته باشیم؟

ما خیلی شک و تردید داشتیم که قبول کنند؛ آخه ایشون به عنوان مسئول در آن روز پرکار ممکن بود بگویند خیر اما اینطور پیش نرفت.

آخر کار، یک عکس یادگاری گرفتیم که اون شهید با رفتار ساده و انسانی خودش به من یاد داد که هر مصاحبه، اگر با قلبی باز انجام شود، می‌تواند از هر کلمه‌اش نور بیرون زند؛ نور امید، صلح و قدردانی از مسیر روشن شهیدان.

امشب، وقتی به آن عکس نگاه می‌کنم، می‌فهمم که چقدر همۀ ما به همچین کسی نیاز داریم تا یادمان بماند چرا ایستادگی و مهربانی در کنار هم معنا پیدا می‌کند. برای من، دیدن ایشان در ماه پیش، تنها یک مصاحبه کاری نبود؛ بلکه یک یادآوری زنده از ارزش‌های انسانی بود.

 کاش می توانستیم به ایشان  بگوییم سلام ما را به آقا برسان.

نویسنده : نیایش حاجیان

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار