آرام بخواب آقا، وارثان کوهسار تو بیدارند
کرج(پانا)_ در دل کوهستانها و تونلهای زیر خاک، فرزندان این امت، انتقام خون پاک تو را گرفتند و دشمن را در بهت فرو بردند. عطر وفاداری و ایثار، فضای پایگاهها را پر کرده و عهد بستهاند که راه شما را تا ابد ادامه دهند.
آقاجان...
از همان اولین ساعاتِ رفتنت، فرزندانت بر بلندای لانچرها در دل صخرهها و در عمق تونلهای زیرین ایستادند. انگشتانشان بر ماشه، آماده تقاص خون ریختهات؛ آنچنان مستحکم و دقیق که دشمن تا ساعتها گمان میبرد تو خود، فرمانده جنگی و در اتاق فرماندهی حضور داری.
یادتان هست آقا! آن روز که فرمودید «اگر تاری از موی امت من کم کنید، فرزندانم منطقه را به آتش میکشند»؟ آری آقا! امروز منطقه به آتش کشیده شد. آتشی از جنس غیرت و اقتدار. حرف شما، حتی پس از رفتنتان هم، بر زمین نماند.
رهبر عزیزمان سخن گفته است؛ پایگاه و برجی سالم برایشان باقی نمانده. کاش بودی و این شکوه را میدیدی آقا. کاش بودی و میدیدی فرزندانت به حرمت لب تشنه و گرسنه تو حتی بر افطار کردن هم لبیک نمیگویند. چه شیرپسرانی تربیت کردهای! امّت تو، شب و روز از عزای تو با خیابانها انس گرفته و خانهها را فراموش کردهاند. چه امّتی!
خیالت آسوده آقا. امروز، فرزندان کوهسار تو، بیدار و استوارند. آرام بخواب. ما اینجا، وارثان صبور و مقاوم توایم؛ همچون خود تو. راهتان ادامه دارد... پرچمتان برافراشته خواهد ماند.
ارسال دیدگاه