روایت حضور پرشور در اجتماعات شبانه
شهرری دو(پانا)-هوا که رو به تاریکی میرود و چراغهای شهر یکی پس از دیگری روشن میشوند، خیابانها و میدانهای اصلی شهر جانی دوباره می گیرند. این شبها، شبهای عادی نیست؛ شب دلدادگی است، شب یادآوری و شب پیمان بستن. از دور، همهمه جمعیت به گوش می رسد؛ صدایی که با هر قدم، بلندتر و رساتر می شود.
نورافکنها بر چهرههای مصمم مردم میتابد؛ چهرههایی که خستگی در آنها راه ندارد. در دستانشان، پلاکاردها و تصاویر رهبر شهید، چون ستارهای درخشان در شب میدرخشند. هر عکس، روایتی است از صلابت و هر شعار، فریادی است از عمق جان.
مردم، از هر قشر و سن و سال، با در دست داشتن تصاویری از رهبر شهیدمان، در خیابانها حضور یافتهاند. صورتها مصمم است، چشمها گویی در پی انتقام و احقاق حق، به افق دوخته شده. هر پلاکارد، هر دست نوشته، فریاد خاموشی است که سالها در گلو مانده؛ فریاد خونخواهی، فریاد عدالت.
در لابهلای جمعیت، چهرههایی را میبینم که اشک شوق در چشمانشان حلقه زده؛ شوق از استقامت یاران در جبهههای نبرد، و امید به روزی که پیروزی، شیرینتر از همیشه، کام مقاومت را شیرین کند.
در این شبها، نه تنها یاد و خاطره رهبرمان زنده نگه داشته بلکه پیمانی دوباره با جبهه مقاومت بسته میشود.
حضور پرشور مردم، مشتی محکم بر دهان دشمنان است و نشانهای از اتحاد ناگسستنی آنان که راه مقاومت را تا پیروزی نهایی ادامه خواهند داد.
در میان جمعیت، جوانانی با شور و هیجان وصفناپذیر، پرچمهای مقاومت را به اهتزاز درآوردهاند. پیرمردان و پیرزنان، با چشمان اشکبار اما استوار، دعای خیرشان را بدرقه راه رزمندگان جبهه مقاومت میکنند. حضور زن و مرد، پیر و جوان، همه و همه، نمایانگر وحدتی است که هیچ قدرتی یارای شکستن آن را ندارد.
جمعیت یک صدا، همنوا با ضربان قلب مقاومت، فریاد میزند، الله اکبر، خامنهای رهبر، ای رهبر آزاده، انتقام انتقام. این شعارها، نه صرفاً کلماتی بر زبان بلکه جوهری است که جریان حیات را در رگهای مقاومت جاری میسازد.
آری؛ در این شبها، خیابانها روایتگر داستان سربلندی، ایستادگی و عزم راسخ ملتی است که برای تحقق عدالت و پیروزی نهایی، از هیچ تلاشی فروگذار نخواهد کرد. جایی که یاد رهبر شهید، شعله امید را در دلها روشن نگه میدارد و صدای پیروزی جبهه مقاومت، در سکوت شب، طنینانداز میشود؛
اینجا شب، آغاز یک حماسه است.
ارسال دیدگاه