عهد جاودان با قامت بلند تاریخ
رحیم آباد(پانا)_سکوتِ امروزِ آسمان، روایتگر سنگینیِ فقدانی است که تاریخ را در خود به دو نیم تقسیم کرد؛ پیش و پس از رفتنت. اما ما، وارثانِ راهی که با خون تو آبیاری شد،
سکوتِ امروزِ آسمان، روایتگر سنگینیِ فقدانی است که تاریخ را در خود به دو نیم تقسیم کرد؛ پیش و پس از رفتنت. اما ما، وارثانِ راهی که با خون تو آبیاری شد، جز با قدمهایی استوار در مسیرت، نمیتوانیم پاسخگوی این امانت گرانبها باشیم. این دلنوشته، نه مرثیهای بر پایان، که فریادی از افتخار و تجدید عهد است برای ادامهدادنِ آنچه تو آغاز کردی.
میگفتند تو رفتی، میگفتند آسمان تو را کم آورده، اما نمیدانستند که تو نرفتهای، فقط شکل حضورت عوض شده است.
رفیقِ دیرین، ای مردی که همهی ما بزرگ شدنمان را مدیون نگاهت بودیم؛ امروز که نامت با واژهی «شهید» گره خورده، قلبمان همزمان از دردِ فراق میسوزد و از این افتخار میبالد. شهادت؟ این برای تو کمترین پاداش بود برای عمری که خرج این مردم کردی. تو که همیشه خودت را سرباز کوچک میدیدی، حالا فرماندهی لشکری از نور شدی.
اینجا، جای خالیت مثل یک کوه بزرگ است؛ سنگین، باشکوه و برای ما تکیهگاه. میدانیم که چشم تیزبینت هنوز بر این سرزمین است. رفتنت، مثل هر فرماندهی بزرگی، یک خلأ نیست؛ یک بمب انگیزهی تازه است.
ما شرمندهایم اگر نتوانستیم آنگونه که باید، نگهبان پرچمی باشیم که با دستان تو بالا نگه داشته شده بود. اما قول میدهیم، با هر سختی که پیش بیاید، با هر فریادی که دشمن سر دهد، یادمان باشد: ایشان شهید شدهاند، پس راهشان باید زنده بماند.
افتخار ما این است که شاگردان مکتبی هستیم که تو آن را در این طوفانها هدایت کردی. پروازت مبارک، فرماندهی جاودانه. ما ماندهایم تا با قدمهای محکم، همان راهی را ادامه دهیم که تو با خونت به باور ما مُهر تأیید زدی.
ارسال دیدگاه