دلنوشته/
یاد شما، آرامِ دلِ ما
ناحیه دو یزد(پانا)- دانش آموز خبرنگار یزد در دلنوشته ای آورده است: آقا جان، سلام. داغی جانگداز بر دلم بنشسته، دلی که طاقت دوری ندارد.
آقا جان، سلام.
داغی جانگداز بر دلم بنشسته، دلی که طاقت دوری ندارد.
دلی که هر لحظه بیشتر نبودنت را حس میکند...
دلم گرفته، خیلی گرفته؛ انگار آسمانها ابری شدهاند و نور خورشید، پشت این ابرها پنهان شده است. از همان لحظهای که خبر فقدان شما را شنیدم، دنیا برایم تیره و تار شد...
یادش بخیر، چقدر سخنرانیهایتان امید به قلبمان میداد. چقدر در اوج سختیها، با صلابت و آرامش، راه را برایمان روشن میکردید. چقدر دلسوز بودید و برای همه ما، مثل یک پدر مهربان، دعا میکردید و پیوسته بر وحدت، همبستگی و همدلی ما تأکید داشتید.
چه خوش گفت خداوند در آیه ۲۳ سوره احزاب که:« از میان مؤمنان مردانیاند که به آنچه با خدا عهد بستند، صادقانه وفا کردند. برخی از آنان به شهادت رسیدند و برخی از آنها در [همین] انتظارند و [هرگز عقیده خود را] تبدیل نکردند.»، این آیه درست مصداق شماست!
امامم شما نام خود را بر پیشانی تاریخ حک کردید. ما از شما الگو میگیریم و سعی میکنیم در مسیر شما حرکت کنیم و ارزشهایی که برایشان مبارزه کردید را زنده نگه داریم.
آقا جان، ما شما را از یاد نخواهیم برد. شما همیشه در قلب ما زنده خواهید بود. شما به دست ناپاکان رفتید، اما آرمانها، انقلاب و عشق شما به ایران و به مردم، هرگز فراموش نخواهد شد.
دُرِ گرانبهایم، میدانم هنوز هم پشتیبان ما هستید، هنوز هم در میان ما هستید، هنوز بر ما نظارت دارید و فرماندهی سپاهتان را میکنید.
شما همیشه پدری بیمانند برای ما بودید. ما سعی میکنیم همچنان فرزندانی نیک برای شما باشیم و راه شما را با قدرت و استحکام بیشتر ادامه دهیم تا دل شما را شاد کنیم و چراغ خانه شما را خاموش نخواهیم کرد.
ای آرام جانم، هرچند دوری سخت است اما استواری را از شما آموختیم و تا پای جان ایستادهایم.
ارسال دیدگاه