در شوک سوگ رهبر آزاده مسلمین جهان
شیراز (پانا) - دانشآموز خبرنگار ناحیه سه شیراز در سوگ شهادت رهبر معظم انقلاب شهید آیتالله خامنهای نشسته و دلنوشتهای را نوشته است.
صبح امروز وقتی که بیدار شدم؛ گویی جهان برای چند لحظه ایستاد. باور خبرها سخت بود، آن ابر مرد میدان نبرد، آن پاکترین مرد زمین به دست شقیترین جنایتکاران منحوس به شهادت رسیده بود.
نمیدانستم باید چکار کرد، فقط به دنبال بهانهای برای تکذیب خبر بودم نه!نه! امکان نداشت...
ولی افسوس! افسوس که شهد شیرین شهادت را نوشیده بود، حدود چهل سال رهبری مقتدر رهبر آزادهجوی مسلمین جهان، پایان آن زندگی علوی، کمتر از شهادت هم سزاوارش نبود...!
دلمان میخواست بار دیگر بدون عصا و با همان لبخند مصمم بایستد و بگوید مردم ایران دشمن را مأیوس میکنند.
کاش میشد بار دیگر پرچم اقتدار را در دست بگیرد و بگوید به دروغهای دشمن توجه نکنید. من در سلامت کامل هستم! اما افسوس که حالا به مزد سالها مجاهدتش یعنی شهادت، رسیده بود.
تا آخرین قطره خون پای ایران، ملت ایران و انقلاب اسلامی ماند...
نمیدانم لحظه آخر چه در ذهنش میگذشت اما یادمان باشد که او پرچم را به دست مردم داد پس اکنون وقت عزا نیست که هنگامه خشم است، وقت میدانداری ماست، آغاز این جنگ با صهیون بود و پایانش بیشک با ماست، عزت و صلابت ایرانی را حتی در میان این غم تلخ به آنان نشان خواهیم داد.
ارسال دیدگاه