دلنوشتهای برای دبستان دخترانه میناب؛
امروز صبح، صدای زنگ مدرسه تبدیل به فریادهای بیپناه شد
شیراز(پانا) -امروز صبح، دبستان دخترانه شجره طیبه میناب زیر آبوخاک خیس و صدای خندههای کوچک به نالههای سرد تبدیل گردید زیرا صدای زنگ مدرسه تبدیل به فریادهای بیپناه شد.
دلهای کوچکی که روزی با کتاب و رنگمیزی آینده را میساختند، حالا در سکوتی سنگین فرو رفتهاند.
مادرها با چشمانی پر از اشک، دستهای خالی خود را به آسمان میکشیدند؛ گویی میخواستند از آسمان کمک بخواهند.
معلمها که همیشه نور امید را در کلاس میپاشیدند، امروز فقط میتوانستند بهدستهای خالی نگاه کنند.
آب سرد نه تنها دیوارها را خاموش و خراب کرد، بلکه امیدهای نوپای این دختران را نیز بهدستهای خالی گذاشت. هر قطره باران، بوی درد و غم میداد. هر قطره، یادآور این بود که زندگی چقدر نازک و شکننده است.
اما در دل این تاریکی، هنوز نوری میدرخشد؛ یادآوری این که هر کدام از این دختران، حتی اگر دیگر در این دنیا نیستند، ردپایشان در دلهای ملت ایران میماند.
امید به این که روزی دوباره صدای خندههایشان در حیاط مدرسه بازگردد، حتی اگر به شکل خاطرهای باشد.
دستهای ما میتواند بهعنوان یک پل باشد؛ میتواند غذا، کتاب یا حتی پیامی دلگرمکننده باشد.
ارسال دیدگاه