دلنوشته؛
سلام به غنچههای کلاس اول میناب
خراسان شمالی (پانا)_ معلم کلاس اول روستا ارکان شهرستان بجنورد اینگونه روایت میکند.
سلام به غنچههای کلاس اول میناب
چه کسی این را درک میکند؛ جز من معلم کلاس اول که امروزت را با لبخند و دستهای سرد و یا آغوش معلمت شروع کردی .
چه زود سال تحصیلی برایتان به پایان رسید .هنوز نشانههای کتاب فارسی تمام نشده است.قرار بود امسال برایتان جشن الفبا بگیرند ولی، جور دیگری جشن گرفتند؛ میان آوارها، خاک و خون؛ و آهنگ جشن صدای گریهها و شیونهای مادرانتان است! طوری که تمام جهان این جشن را دیدند.
درست است شما با اولین کلمه یعنی آب شروع کردید، ولی با کلمه وطن به پایان رساندید!
آغاز خواندن و نوشتن شما آغاز سفرتان شد؛
شما برای درس خواندن به مدرسه رفته بودی اما نمی دانستی که امروز به ما درس وطن دوستی خواهی داد!
این خونها پاک شدنی نیست.
مگر می شود فراموش کرد آن همه پاکی و لبخند را ؟؟؟؟
نمیتوانم بیشتر از این بنویسم؛ فقط میتوانم بگویم کلاس امروزتان قطعهای از بهشت بود!
و در تاریخ خواهند نوشت که اولین شهدای ثبت شده در سومین دفاع مقدس، دختر بچههای دانشآموز بیگناه در مدرسه بودند.
معلم کلاس اول ؛مژگان اسلامی
ارسال دیدگاه