سکوت زخم‌خورده‌ی معلم در برابر فریاد نگاه‌های خاموش

مبارک شهر (پانا) - در تاریخ پرفراز و نشیب این مرز و بوم، هر فاجعه‌ای ردی از خود برجای می‌گذارد. اما کمتر حادثه‌ای این‌چنین، ستون‌های عاطفی جامعه فرهنگیان را به لرزه درآورده است.

کد مطلب: ۱۶۷۰۷۱۹
لینک کوتاه کپی شد
سکوت زخم‌خورده‌ی معلم در برابر فریاد نگاه‌های خاموش

جنایت تلخ مدرسه دخترانه میناب، تنها آسمان منطقه‌ای را نپیمود و قلب مادران را نشکافت؛ بلکه روح هر آن‌کس که نام «معلمی» بر خود دارد را خرد کرد. در میان ناله‌ها و سوگواری‌ها برای فرزندان پرپرشده، یک سکوت گوش‌خراش و یک فریاد درونی کمتر شنیده شد: نگاه آن معلمی که شاهد تکه‌تکه شدن شاگردانش بود؛ فرزندان دومش.

معلم، فراتر از انتقال علم، نقش پناه و مرهم  را ایفا می‌کند؛ دیوار امن دانش‌آموزان است. هنگامی که این دیوار در برابر موج انفجار می‌لرزد و معلم شاهد پرپر شدن عزیزانی می‌شود که آینده این سرزمین بودند، چه بر سر روح او می‌آید؟ آرزوها، تلاش‌ها و نقشه‌های آینده‌نگرانه در یک لحظه خاکستر می‌شود و دفترهای مشق به جای علم، گواه خونین شاهد پرپر شدن لبخندهای معصوم می‌شوند.

رابطه «معلم و شاگرد» پیوندی روحی است که عمق آن گاه از نسبت‌های خونی نیز فراتر می‌رود. او با عشق کاشته بود و آبیاری می‌کرد، اما حادثه، نه تنها میوه‌ها، بلکه ریشه‌های وجود او را نیز لرزاند.

امروز، هر بار که آن معلم پای تخته می‌ایستد، جای خالی آن نیمکت‌ها که هر کدام سرمایه یک کشور و ثمره تلاش او بودند  با تمام وجود حس می‌شود. او شاهد مرگ رؤیاها در لحظه شکوفایی بود.

 در کنار تسلیت به خانواده‌های داغدار، جایگاه رنج‌دیدگان خط مقدم آموزش را نیز گرامی میداریم؛ آن معلمان بزرگواری که جانشان، پیش از پیکر دانش‌آموزانشان، در کلاس درس تکه‌تکه شد. یادشان و سکوتشان همواره باید فریاد ما است.

 

نویسنده : دانش‌آموز: مبینا حسن زاده عکاس : عباس ذاکری

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار