*محمد شیرزاد
شخصیتپردازی؛ ستون پنهان کمدیهای سعید آقاخانی
تهران (پانا) - در کمدیهای سعید آقاخانی، شوخی از دل شخصیت بیرون میآید، نه برعکس. «اسباب زحمت» هم با تکیه بر کاراکترهایی باثبات و قابل لمس، تلاش میکند همان مسیری را برود که پیشتر در «نون خ» جواب داده بود.
یکی از مهمترین دلایلی که کمدیهای سعید آقاخانی در قالبهای آشنا و بدون شگفتی روایی برای مخاطب قابل پیگیری و ماندگار میشوند، توجه جدی او به شخصیتپردازی است. آقاخانی برخلاف بسیاری از کمدیهای تلویزیونی که شوخی را جایگزین شخصیت میکنند، از ابتدا میداند که اگر کاراکتر درست شکل نگیرد، هیچ شوخیای دوام نمیآورد. «اسباب زحمت» نیز دقیقاً بر همین منطق بنا شده است.
تجربهٔ موفق «نون خ» نشان داد که آقاخانی بهخوبی به قدرت ثبات در شخصیتپردازی باور دارد. شخصیتهای او قرار نیست در هر قسمت تغییر کنند یا متناسب با شوخیهای لحظهای دچار نوسان رفتاری شوند. برعکس، مخاطب بهمرور با یک کاراکتر شناختهشده روبهرو میشود؛ شخصیتی که انگار از قبل میشناسدش، از واکنشهایش خبر دارد و حتی میتواند رفتار بعدیاش را حدس بزند. همین حس آشنایی است که پیوند عاطفی میان مخاطب و سریال را شکل میدهد.
در «اسباب زحمت» نیز شخصیتهای اصلی با وجود آنکه در نگاه اول تیپیک به نظر میرسند بر پایهٔ مجموعهای از المانهای رفتاری مشخص طراحی شدهاند. آقاخانی برای هر کاراکتر، چند ویژگی کلیدی تعریف میکند و بهجای آنکه مدام ویژگی تازه اضافه کند، همان عناصر را در موقعیتهای مختلف به کار میگیرد. این رویکرد باعث میشود شخصیتها انسجام داشته باشند و رفتارشان تابع منطق درونی خودشان باشد، نه نیاز فوری فیلمنامه به شوخی.
نکتهٔ قابل توجه این است که بازیگران «اسباب زحمت» اغلب در قالبهایی آشنا ظاهر شدهاند و پیشتر هم از آنها چنین نقشهایی دیدهایم. با این حال، سریال تلاش میکند از دل شرایط شغلی و موقعیت اجتماعی جدید—کارگران اسبابکشی—تفاوتهای کوچکی خلق کند که به شخصیتها هویت مستقل بدهد. این تفاوتها شاید درخشان یا غافلگیرکننده نباشند، اما بهاندازهای هستند که کاراکترها در دل روایت حل نشوند و قابل تشخیص باقی بمانند.
آقاخانی در شخصیتپردازی، بیش از آنکه دنبال اغراق باشد، به «کاربردپذیری» شخصیت فکر میکند. کاراکترهای او طوری طراحی شدهاند که بتوانند در موقعیتهای مختلف قرار بگیرند، واکنش نشان دهند و موقعیت کمدی بسازند، بدون آنکه از خودشان فاصله بگیرند. این ویژگی در قالب اپیزودیک «اسباب زحمت» اهمیت دوچندان پیدا میکند؛ چرا که تداوم جذابیت سریال بیش از هر چیز به این وابسته است که شخصیتها ظرفیت مواجهه با موقعیتهای متنوع را داشته باشند.
در نهایت، شاید شخصیتپردازی «اسباب زحمت» جاهطلبانه یا متفاوت از آثار قبلی آقاخانی نباشد، اما دقیقاً همان چیزی است که سریال به آن نیاز دارد: شخصیتهایی باثبات، ملموس و قابل پیشبینی به معنای مثبت کلمه. همین پیشبینیپذیری کنترلشده است که باعث میشود مخاطب احساس کند با آدمهایی واقعی طرف است؛ آدمهایی که نه برای خنداندن خلق شدهاند و نه برای پیام دادن، بلکه برای زندگی کردن در دل یک روایت طنزآمیز اجتماعی.
ارسال دیدگاه