در گفت‌وگو با پانا:

تجربه‌ای انسانی از دل تاریخ و جنگ

«صفر بیست و چهار» پلی میان گذشته و دغدغه‌های انسان امروز

تهران (پانا) - بازیگر سریال «صفر بیست و چهار» گفت: برای من ایفای نقش «حمزه» تنها یک تجربه کاری نبود، بلکه فرصتی برای زندگی و درک عمیق انسان‌هایی بود که در شرایط بحرانی تاریخ ایستادگی کردند. این سریال با بازخوانی واقعی و انسانی دفاع مقدس، شخصیت‌ها و تصمیم‌های آن دوران را به گونه‌ای روایت کرد که امروز نیز با مخاطب ارتباط برقرار کند و مفاهیمی چون مسئولیت، اعتماد، انتخاب و ایثار را از دل تاریخ به زندگی معاصر منتقل کند.

کد مطلب: ۱۶۶۹۳۴۵
لینک کوتاه کپی شد
تجربه‌ای انسانی از دل تاریخ و جنگ

سریال «صفر بیست و چهار» که هفته گذشته پخش قسمت پایانی آن از شبکه یک سیما به پایان رسید، یکی از آثار قابل‌توجه تلویزیون در حوزه روایت‌های دفاع مقدس به شمار می‌آید.

این مجموعه با تمرکز بر نگاهی انسانی و واقع‌گرایانه به جنگ، تلاش کرد فراتر از کلیشه‌های مرسوم، به ابعاد کمتر روایت‌شده آن بپردازد و تصویری ملموس از انسان در موقعیت بحران ارائه دهد.

«صفر بیست و چهار» با تلفیق درام و واقعیت تاریخی، ضمن پرداختن به فضای عملیاتی جنگ، بر مفاهیمی چون مسئولیت، رفاقت و ایثار تأکید داشت و کوشید بخشی از حافظه تاریخی یک نسل را در قالبی تازه بازخوانی کند.

به همین منظور، عباس خداوردیان بازیگر سریال «صفر بیست و چهار» در گفت‌وگو با  پانا، درباره نقش خود در این اثر گفت: برای درک عمیق‌تر شخصیت «حمزه»، تلاش کردم به فیلمنامه اکتفا نکنم و از مسیرهای متعددی به این نقش نزدیک شوم؛ مسیری که هم جنبه تاریخی داشته باشد، هم روانی و هم رفتاری. نخستین گام، مطالعه منابع مرتبط با عملیات‌های هور بود. روایت‌های شفاهی رزمندگان، خاطرات فرماندهان و مستندهای مربوط به آن مقطع، کمک کرد فضای واقعی آن دوران را ملموس‌تر درک کنم. در طول روند فیلم‌برداری و حتی پس از آن نیز، به‌صورت مستمر به تماشای مستندهای دفاع مقدس پرداختم تا ارتباطم با حال‌وهوای آن فضا حفظ شود و شناخت عمیق‌تری شکل بگیرد.

وی ادامه داد: با این حال، آنچه بیش از منابع مکتوب برایم اهمیت داشت، مشاهده و تحلیل تیپ شخصیتی فرماندهان واقعی بود. تلاش کردم به این درک برسم که چگونه یک فرمانده می‌تواند هم‌زمان سخت‌گیر و مهربان، مقتدر و انسانی باشد. این شناخت رفتاری کمک کرد به لحن، ریتم و نوع حضور شخصیت نزدیک‌تر شوم و از سطح بازنمایی صرف عبور کنم. در کنار این‌ها، برای فهم لایه‌های درونی شخصیت، به روش‌های شخصی‌تری نیز رجوع کردم. سعی کردم شرایط انسانی فردی را تصور کنم که مسئولیت جان ده‌ها نفر را بر عهده دارد و ناگزیر است در موقعیت‌های بحرانی تصمیم‌های سرنوشت‌ساز بگیرد. این بخش را با تخیل بازیگرانه و تجربه‌های شخصی خودم ترکیب کردم؛ تجربه‌هایی که در آن‌ها ناچار به تصمیم‌گیری در شرایط دشوار بوده‌ام و دیگران به انتخاب‌هایم تکیه داشته‌اند.

خداوردیان خاطرنشان کرد: از نگاه من، پیچیده‌ترین لایه شخصیت «حمزه» در هم‌نشینی صلابت فرماندهی با تنهایی درونی او شکل می‌گیرد. در ظاهر، او فرماندهی مقتدر است که نیروها به او اعتماد دارند، تصمیم‌های دشوار را با قاطعیت می‌گیرد و در میدان عمل تزلزلی نشان نمی‌دهد. اما در پس این استحکام بیرونی، انسانی قرار دارد که بار مسئولیت جان دیگران را در سکوت بر دوش می‌کشد و این فشار را در خلوت خود هضم می‌کند. این تضاد میان اقتدار بیرونی و فشار درونی، اصلی‌ترین وجه پیچیدگی نقش برای من بود. حمزه اجازه نمی‌دهد ضعفش دیده شود، اما این به معنای فقدان احساس نیست؛ بلکه نشان می‌دهد چگونه احساساتش را پشت نوعی انضباط درونی پنهان می‌کند تا دیگران بتوانند به او تکیه کنند. همین کنترل درونی، وجه انسانی شخصیت را عمیق‌تر و باورپذیرتر می‌سازد.

این بازیگر سینما و تئاتر گفت: لایه مهم دیگر، نوع مواجهه او با مفهوم شهادت است. حمزه در پی قهرمان‌سازی یا دیده‌شدن نیست؛ او وظیفه‌اش را انجام می‌دهد، چون به آن باور دارد. این بی‌ادعایی و سکوت در عمل، بُعدی از شخصیت را شکل می‌دهد که هم زیباست و هم تلخ. انسانی که چنان به مسئولیت خود وفادار است که حتی نبودنش نیز به بخشی از روایت تبدیل می‌شود، واجد نوعی تراژدی نجیب است که برای من بسیار تأثیرگذار بود. در مجموع، پیچیده‌ترین وجه شخصیت حمزه را می‌توان در تلاقی قدرت و سکوت خلاصه کرد؛ فرماندهی که همه به او تکیه می‌کنند، اما خود تکیه‌گاهی جز ایمان، وظیفه و وجدانش ندارد. همین لایه بود که اجرای این نقش را برای من هم دشوار کرد و هم عمیقاً ارزشمند.

وی ادامه داد: برای آماده‌سازی نقش «حمزه»، گفت‌وگو با رزمندگان و شاهدان عینی آن دوره یکی از مهم‌ترین مراحل کارم بود. هیچ منبع مکتوبی نمی‌تواند جای تجربه مستقیم کسانی را بگیرد که آن روزها را زندگی کرده‌اند. وقتی پای صحبت آن‌ها می‌نشینی، تازه درک می‌کنی پشت هر تصمیم، هر عملیات و هر لحظه ثبت‌شده در تاریخ، چه احساساتی جریان داشته است. در این گفت‌وگوها، روحیه‌ی آرام اما مصمم فرماندهان میدانی برایم جالب بود؛ آن‌ها سختی‌ها را با گلایه مطرح نمی‌کردند، بلکه با آرامش و باور دربارهٔ وظایف خود سخن می‌گفتند. همچنین این ارتباط‌ها کمک کرد جزئیات رفتاری و زبانی نسل آن زمان را بهتر بشناسم؛ نوع حرف‌زدن، شوخی‌های کوتاه قبل از عملیات، سکوت‌های سنگین بعد از شهادت یک همرزم و حتی نحوه نگاه کردن به آسمان هور، جزئیاتی بودند که فقط از دل روایت‌های مستقیم قابل فهم‌اند. این تجربه فراتر از تحقیق، یک تجربه انسانی واقعی برایم بود.

بازیگر سریال «چرخ و فلک» عنوان کرد: ارزیابی زمان و انرژی صرف‌شده برای آماده‌سازی نقش را می‌توان در قالب سه محور اصلی بیان کرد. نخست، آماده‌سازی ذهنی و تحلیلی بود؛ از روزهای اول با علیرضا محمدی به گفت‌وگوهای عمیق پرداختم و ساعت‌ها صرف تحلیل لایه‌های پنهان شخصیت شد. این بخش انرژی ذهنی زیادی می‌خواست، چرا که باید خودم را از «عباس» جدا کرده و وارد جهان شخصیت می‌شدم. محور دوم، تمرین‌های بدنی و هماهنگی ریتم بازی بود. برای باورپذیر شدن نقش، لازم بود بدن، تنفس و حرکاتم با شخصیت هماهنگ شود و در این مسیر همکاری با عقیل بهرامی به‌عنوان همبازی بسیار مفید بود؛ ما بارها صحنه‌ها را خارج از زمان فیلم‌برداری تمرین کردیم تا روابط میان شخصیت‌ها طبیعی و زنده باشد. محور سوم، هماهنگی با دوربین و زبان بصری بود. همکاری با یوسف سبحانی تجربه‌ای فراتر از فیلم‌برداری صرف بود؛ حرکت‌ها، نگاه‌ها و سکوت‌ها باید در قاب او معنا پیدا می‌کرد و راهنمایی‌های او به‌عنوان یک مشاور و همراه حرفه‌ای، کمک کرد نقش را با همه جزئیاتش درک کنم.

وی ادامه داد: تجربه ایفای این نقش تأثیری عمیق بر نگاه شخصی و انسانی من گذاشت. مواجهه با لایه‌های پنهان رفتارهای انسانی، گفت‌وگوهای عمیق با کارگردان دربارهٔ تصمیمات لحظه‌ای انسان‌ها و درک ارزش جزئیات، باعث شد نگاه من به زندگی و روابط روزمره تغییر کند. دقت به یک نگاه کوتاه یا مکثی نیم‌ثانیه‌ای، آگاهی من را نسبت به لحظه‌ها و انسان‌ها افزایش داد. در نهایت، ایفای نقش «حمزه» فراتر از یک تجربه کاری بود؛ این نقش به‌عنوان آینه‌ای عمل کرد که بخشی از خودم را در آن کشف کردم و نگاه من به انسان‌ها و مسیر زندگی را عمیق‌تر و دقیق‌تر ساخت.

این هنرمند سینما و تئاتر ابراز داشت: روایت تاریخی وقتی درست و انسانی بازآفرینی شود، به‌طور قابل‌توجهی با مخاطب امروز ارتباط برقرار می‌کند. تجربه سریال «صفر بیست و چهار» نشان داد که تاریخ اگر از زاویهٔ احساسات، انتخاب‌ها، ترس، اعتماد و خیانت روایت شود، دیگر یک متن خشک و کتابی نیست، بلکه تجربه‌ای انسانی و ملموس می‌شود. این روایت، علاوه بر انسانی کردن تاریخ، پل ارتباطی با دغدغه‌های امروز مخاطب ایجاد می‌کند؛ مفاهیمی مانند نفوذ، مسئولیت، اعتماد و انتخاب‌های دشوار، همچنان در زندگی امروز ما حضور دارند و مخاطب می‌تواند آن‌ها را به شرایط خودش ربط دهد.

وی افزود: نسل جدید مخاطبان نیز به داستان‌های تک‌بعدی یا شخصیت‌های کاملاً سیاه و سفید علاقه‌ای ندارد. در «صفر بیست و چهار»، شخصیت‌ها خاکستری، واقعی و چندلایه بودند و همین واقع‌گرایی و پیچیدگی، حس حضور در یک داستان زنده و معاصر را به مخاطب منتقل می‌کرد، نه صرفاً تماشای یک اثر تاریخی. ریتم، قاب‌بندی و نحوه پیشبرد داستان کاملاً مدرن و امروزی بود، بنابراین بیننده احساس نمی‌کرد با یک روایت قدیمی یا موزه‌ای روبه‌روست، بلکه با داستانی زنده که ریشه در تاریخ دارد، همراه می‌شد.

بازیگر سریال «صفر بیست و چهار» در پایان گفت: این سریال توانست تاریخ را از دل آدم‌ها تعریف کند و همزمان به دغدغه‌های انسانی امروز پیوند دهد؛ تجربه‌ای که مخاطب امروز را نه‌فقط آگاه، بلکه درگیر و تأثیرپذیر می‌کند. اگر بخواهم حضورم در این سریال را در یک جمله توصیف کنم، می‌گویم: سفری از دل تاریخ معاصر به قلب انسان امروز.

 

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار