محمدرضا دلیر*

برتا داستان یک اسلحه؛ روایت عدالت ، انتقام و قضاوت!

تهران (پانا) - «برتا: داستان یک اسلحه» روایتگر زندگی یک کارآگاه پلیس به نام امجد است که درگیر پرونده‌ای خطرناک می‌شود، ماجرایی که ممکن است جان خود و خانواده‌اش را تهدید کند.

کد مطلب: ۱۶۶۹۰۶۷
لینک کوتاه کپی شد
برتا داستان یک اسلحه؛ روایت عدالت ، انتقام و قضاوت!

سریال بی‌مقدمه وارد جهان قصه می‌شود و بیننده را با خود همراه می‌کند، با اینکه صحنه‌های اختتامیه و بازی جرات و حقیقت پلیس و خلافکار به دور از منطق است اما به نظر می‌رسد که می‌خواهد ابهت و کاریزماتیک بودن سرگرد امجد را نشان دهد.

سکانس‌های سمت اول نشان می‌دهد که داستان‌های متفاوت توسط سرگرد امجد به طور موازی پیش می‌رود و می‌تواند به جذابیت قصه اضافه کند. با این حال سریال در قسمت‌های پخش شده آنقدر درگیر کلیشه‌ها شده که مخاطب در کاراکتر سرگرد امجد ترکیبی از معروف‌ترین کارآگاهان جهان می‌بیند.

دقایقی شبیه شرلوک هولمز می‌شود و به سراغ جزئیات می‌رود و گاه شبیه به پلیس‌های کلیشه سریال‌های ایرانی به دل خطر می‌زند و از چیزی نمی‌ترسد.

نقطه قوت سریال در قسمت‌های پخش شده را می‌توان بازی خوب شهرام حقیقت دوست دانست. او از آن دست بازیگرانی که قدرت بازیگری خود را در ژانرهای مختلف ثابت کرده و در «برتا» نیز به درستی در کاراکتر یک پلیس ایفای نقش می‌کند.

همچنین «برتا: داستان یک اسلحه» شباهت زیادی به سریال «خونسرد» اثر قبلی کارگردان، امیرحسین ترابی دارد، در واقع مخاطب احساس می‌کند یک اسپین‌آفی از آن را تماشا می‌کند که فقط نام کاراکترهایش عوض شده است.

با آن که ساخت آثار جنایی و معمایی در فیلم و سریال‌های ایرانی قدمت طولانی دارد، اما شاید کمتر از باقی ژانرها به آن پرداخته شده و چندان مورد توجه قرار نگرفته‌اند. حالا با آغاز سریال «برتا داستان یک اسلحه» گویا قرار است دوران تازه‌ای برای این شکل از روایت شروع شود و پیش فرض‌های گذشته را به هم بزند. این سریال با محوریت موضوع حساس و مهم «واکسیناسیون مناطق محروم» آغاز شده و در پی آن به زنجیره قتل‌هایی می‌پردازد که با پیچیدگی خاصی انجام می‌شوند که خود از مهمترین نقاط جذابیت سریال‌ هستند و به خوبی توانستند مخاطب را درگیر کرده و او را با شخصیت سرهنگ امجد با بازی شهرام حقیقت دوست برای کشف راز این قتل‌ها همراه کنند. این سریال یک اثر تازه و جدی در ژانر جنایی معمایی ایرانی است که با ایده‌ی هوشمندانه استفاده از یک اسلحه به عنوان محور روایت، قصه‌ای پیچیده از گناه، عدالت، انتقام و سرنوشت انسان‌ها را دنبال می‌کند. بازیگرانی مطرح دارد و کارگردانی آن را امیرحسین ترابی بر عهده دارد که پیش از این در ژانر جنایی تجربه دارد.

فیلمنامه «برتا» نقطه اتکای اصلی سریال است؛ روایتی که با دقت و وسواس طراحی شده تا هر قتل صرفاً یک حادثه جنایی نباشد. قاتل با نشانه‌گذاری‌های مشخص و تکرارشونده، قربانیانش را انتخاب می‌کند و همین الگوی پنهان، تعلیق داستان را شکل می‌دهد. نکته مهم آنجاست که هر فرد کشته‌شده در ظاهر به دیگری ربطی ندارد، اما فیلمنامه با رشته‌ای باریک و تدریجی میان آن‌ها پیوند می‌سازد. پیوندی که در ابتدا نامرئی است اما کم‌کم معنا و مفهوم آن آشکار می‌شود. همین ساختار شبکه‌ای و کشف تدریجی ارتباط‌هاست که قصه را از یک سریال جنایی ساده به معمایی چندلایه تبدیل می‌کند. اینکه هر شخص کشته شده با مجسمه‌ی قرمز رنگ کوچکی در دستش پیدا می‌شود احتمالا نمادی از شخصیت او و گناهی است که در گذشته انجام داده است و در ادامه برای ما مشخص خواهد شد. از سوی دیگر قاتل با هدف انتقام‌گیری و برقراری عدالت وارد میدان شده و قرار نیست از قصد خودش پا پس بکشد.

سریال با بهره‌گیری از ساختار اپیزودیک، پهنه وسیعی از جامعه ایرانی را دربرمی‌گیرد، اما آنچه این پراکندگی روایی را به هم می‌پیوندد، نه صرفا حضور فیزیکی مامور پلیس  با بازی شهرام حقیقت‌دوست که نگاه فلسفی حاکم بر اثر است. این مأمور، همچون راوی داستان‌های کهن، ناظری خونسرد و تحلیل‌گر است که در هر پرونده، با بخشی از جامعه و روان انسان مواجه می‌شود.

ساختار اپیزودیک «برتا؛ داستان یک اسلحه» هوشمندانه طراحی شده است. هر اپیزود نه‌تنها داستانی مستقل دارد، بلکه همچون فصل‌های یک کتاب جامعه‌شناسی، جنبه‌های مختلفی از جامعه ایرانی را بررسی می‌کند. از حاشیه‌نشین‌های شهری تا طبقه متوسط، از جوانان جویای کار تا میانسالان سرخورده، همه در این تابلوی بزرگ جای گرفته‌اند. این تنوع شخصیتی به کارگردان اجازه می‌دهد تا جامعه ایران را در تمامی پیچیدگی‌هایش به تصویر بکشد.

شخصیت‌های «برتا؛ داستان یک اسلحه» نه برای پیشبرد داستان که برای بازتاب چهره‌های مختلف جامعه ایرانی خلق شده‌اند. از جوان حاشیه‌نشین گرفته تا زن طبقه متوسط، هر کدام بخشی از پازل پیچیده اجتماعی را نمایندگی می‌کنند. بازی ظریف و چندلایه شهرام حقیقت‌دوست، به‌خو بی نقش ناظر بی‌طرفی را ایفا می‌کند که تنها ثبت می‌کند، قضاوت نمی‌کند.

نکته جالب در شخصیت‌پردازی «برتا؛ داستان یک اسلحه» فقدان قهرمانان و شروران مطلق است. هر شخصیتی ترکیبی از خوبی و بدی است، همان‌طور که در واقعیت نیز انسان‌ها چنین هستند. این رویکرد به اثر عمق فلسفی می‌بخشد و بیننده را وادار می‌کند تا از قضاوت ساده‌انگارانه دوری کند. حتی کسانی که مرتکب خشونت می‌شوند، اغلب قربانی شرایطی هستند که خود در ایجاد آن نقشی نداشته‌اند.

«برتا؛ داستان یک اسلحه» در بستر خاص اجتماعی فرهنگی ایران معنا پیدا می‌کند. در جامعه‌ای که مفاهیمی چون عدالت، انتقام و قضاوت عمیقا در فرهنگ ریشه دوانده‌اند، این سریال پرسش‌های بنیادینی را مطرح می‌کند: مرزهای عدالت شخصی کجاست؟ آیا خشونت در شرایط خاص قابل توجیه است؟ جامعه تا چه اندازه در شکل‌گیری خشونت مسئول است؟ این پرسش‌ها، سریال را از یک درام جنایی محض فراتر برده و به متنی برای تامل فلسفی تبدیل می‌کند. «برتا؛ داستان یک اسلحه» نشان می‌دهد که خشونت تنها یک عمل فردی نیست، بلکه می‌تواند پاسخی به ناکامی‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی باشد. در اینجا اسلحه تنها یک ابزار نیست، بلکه نماد ناامیدی‌هایی است که در سکوت رشد می‌کنند.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های «برتا: داستان یک اسلحه» دست گذاشتن روی سوژه‌هایی است که در وهله اول مخاطبان را شوکه می‌کند. اولین مواجهه ما با کاراکتر یونس در حالی است که همراه یک خلافکار مشغول بازی جرئت و حقیقت است. او برای نشان دادن جرئت خودش به یکی از دستیارهایش شلیک می‌کند و بعدتر می‌فهمیم همه اینها نقشه بوده است. این موقعیت شوکه‌کننده در نقطه شروع، مخاطبان را به ادامه مسیر ترغیب می‌کند. ترسیم موقعیت خانواده‌ای که همگی با هم به قتل رسیده‌اند هم شوکه‌کننده است. به خصوص اینکه این سکانس از نقطه نظر پسر این خانواده روایت می‌شود که خودش هم خیلی زود به جمع قربانی‌ها می‌پیوندد. موقعیت به قدری حساس است نمی‌توانیم خیلی راحت از ادامه آن هم صرف‌نظر کنیم.»

شخصیت پلیس سریال ملغمه ای از مشهورترین کارگاه‌های داستانی جهان است  شهرام حقیقت‌دوست که بازیگر بسیار خوبی است و در این سریال هم خوب است، همزمان دارد هفت هشت تا کارگاه معروف جهان را پوشش می‌دهد. از یک سو شرلوک هلمز است، ‌ شبیه پلیس‌های ایرانی و هندی سریال‌ها هم هست، از آن طرف شبیه پلیس‌های آمریکایی است.

شخصیت پلیس برای من یک نمایش غیرقابل باور است. ما چنین پلیسی در ایران نداریم. به شدت نمایشی است و هیچ ارتباطی با مخاطب برقرار نمی‌کند.

سریال «برتا: داستان یک اسلحه» شباهت‌های غیرقابل انکاری به مجموعه «خونسرد» اثر قبلی امیرحسین ترابی دارد. این شباهت‌ها در حدی است که برخی مخاطبان از این سریال به عنوان اسپین‌آفی از «خونسرد» یاد می‌کنند که تنها نام شخصیت‌ها تغییر کرده‌اند.

( منتقد سینما )

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار