جنگی بیصدا علیه ذهنها
جنگ نرم در ایران؛ از گذشته تا امروز
گیلان(پانا)- در سالهای اخیر، ایران بیش از آنکه درگیر یک تقابل نظامی آشکار باشد، با نوعی جنگ نرم و گسترده روبهرو شده است؛ جنگی که میدان اصلی آن افکار عمومی، رسانهها و ذهن نسل جوان است و هدف آن تضعیف امید، اعتماد و انسجام اجتماعی در کشور است.
ایران در سالهای اخیر با پدیدهای به نام جنگ نرم روبهرو بوده است؛ جنگی که بدون استفاده از سلاح و درگیری نظامی، تلاش میکند از راههای رسانهای، روانی و فرهنگی بر افکار و احساسات مردم تأثیر بگذارد. این نوع جنگ، برخلاف جنگهای کلاسیک، آرام و تدریجی پیش میرود اما آثار آن میتواند عمیق و ماندگار باشد. تمرکز اصلی جنگ نرم، تغییر نگاه مردم نسبت به کشور، آینده و تواناییهای داخلی است.
جنگ نرم علیه ایران ریشههای تاریخی دارد و از همان سالهای پس از انقلاب اسلامی آغاز شد. در آن زمان، تلاشهای گستردهای برای تحت تأثیر قرار دادن افکار عمومی و تضعیف اعتماد مردم به نظام شکل گرفت. دشمنان ایران با استفاده از رسانهها، تبلیغات و فشارهای سیاسی سعی داشتند ایران را به کشوری مطیع و وابسته تبدیل کنند و نقش منطقهای و تأثیرگذاری سیاسی آن را کاهش دهند.
بخش مهمی از جنگ نرم علیه ایران از سوی ایالات متحده آمریکا و متحدانش دنبال میشود. این کشورها ایران را به دلیل استقلال سیاسی، نقش منطقهای و مخالفت با سیاستهای سلطهگرایانه، چالشی جدی برای منافع خود میدانند. به همین دلیل، علاوه بر تحریمهای اقتصادی و فشارهای سیاسی، تلاش گستردهای برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی ایران انجام دادهاند. برخی کشورهای اروپایی نیز با وجود مواضع دیپلماتیک، در بسیاری از این فشارها همراه بودهاند و رژیم صهیونیستی نیز با فعالیت رسانهای و تبلیغاتی، نقش پررنگی در این تقابل دارد.
رسانهها و فضای مجازی مهمترین ابزار جنگ نرم علیه ایران به شمار میروند. انتشار اخبار جهتدار، بزرگنمایی مشکلات، نادیده گرفتن دستاوردها و القای ناکارآمدی، از روشهایی است که در این فضا بهکار گرفته میشود. این نوع روایتسازی، بهتدریج میتواند ذهن مخاطب را به سمتی سوق دهد که کشور را در وضعیت بنبست و بدون آینده تصور کند.
نسل جوان بیش از دیگر اقشار جامعه در معرض جنگ نرم قرار دارد، زیرا بیشترین ارتباط را با رسانهها و فضای مجازی دارد. در جنگ نرم علیه ایران، جوانان بهعنوان هدف اصلی انتخاب میشوند تا با تأثیرگذاری بر افکار و احساسات آنها، نگاهشان نسبت به کشور و آینده تغییر کند. القای ناامیدی، بیاعتمادی و بیاثر بودن تلاش، از جمله پیامهایی است که در این مسیر بهکار گرفته میشود و اثرات بلندمدتی بر جامعه دارد.
در این میان، بیشترین فشار روی دوش مردم عادی است؛ مردمی که هر روز با مشکلات اقتصادی، دغدغههای معیشتی و نگرانیهای اجتماعی دستوپنجه نرم میکنند. این مشکلات واقعی هستند و نمیتوان آنها را انکار کرد. اما مسئله اینجاست که این مشکلات، تبدیل به ابزار میشوند. ابزاری برای ناامید کردن، برای جدا کردن مردم از کشورشان و برای القای این فکر که «هیچ راهی وجود ندارد».
با وجود این فشارها، ایران توانسته با تکیه بر ظرفیتهای داخلی در حوزههای علمی، پزشکی، فناوری و صنعتی پیشرفت کند. این نشان میدهد که کشور حتی در شرایط دشوار، توان ادامه مسیر و مقابله با جنگ نرم را دارد. البته این به معنای نبود ضعف یا مشکل نیست، بلکه نشاندهنده ظرفیتهای موجود برای عبور از چالشهاست.
نکته مهم در مواجهه با جنگ نرم، نحوه برخورد جامعه با این پدیده است. نادیده گرفتن مشکلات، همانقدر آسیبزاست که بزرگنمایی افراطی آنها. آگاهی عمومی، سواد رسانهای و شناخت اهداف جنگ نرم میتواند نقش مهمی در کاهش تأثیر این فشارها داشته باشد. زمانی که جامعه بتواند واقعیتها را با نگاه منصفانه تحلیل کند، امکان سوءاستفاده از مشکلات کاهش مییابد.
در نهایت، جنگ نرم علیه ایران تلاشی است برای تضعیف کشور از درون، بدون ورود به درگیری مستقیم نظامی. حفظ انسجام اجتماعی، تقویت امید واقعبینانه و افزایش آگاهی نسبت به شیوههای این جنگ، از مهمترین راهکارهای مقابله با آن است. آینده ایران نه تنها به تصمیمهای سیاسی، بلکه به توانایی مردم در تشخیص واقعیت و مقابله با روایتهای جهتدار وابسته است. تاریخ نشان داده که ایران توانسته از فشارها و تلاشهای دشمنان عبور کند و حفظ هوشیاری اجتماعی میتواند مانع از تحقق اهداف جنگ نرم علیه کشور شود.
ارسال دیدگاه